جریان مدعی اصلاحات با معضل جدی ریزش سرمایه اجتماعی مواجه است

سرویس سیاسی-
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت:«اصلاح‌طلبان چندی پیش نهاد اجماع ساز خود را تحت عنوان جبهه اصلاح‌طلبان ایران تشکیل دادند تا گام اول خود را برای حضور در انتخابات پیش رو محکم بردارند. با این‌حال گرچه آنها هنوز با معضل ریزش سرمایه اجتماعی مواجهند اما نیم نگاهی نیز به افراد حاضر در این اردوگاه جهت کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دارند».
در انتخابات مجلس یازدهم علی‌رغم تبلیغات سنگین و پرحجم مدعیان اصلاحات، سرلیست این طیف در تهران فقط 70 هزار رای آورد. این در حالی است که سرلیست وحدت در تهران حدود یک میلیون و سیصد هزار رای کسب کرد.
مدعیان اصلاحات اکنون هم با ریزش شدید پایگاه اجتماعی مواجه هستند و هم با اختلافات گسترده داخلی و حزبی درگیر هستند. علاوه‌بر این، این طیف به هیچ عنوان به جوان گرایی و شایسته‌سالاری نیز اهمیت نمی‌دهد.

نکته قابل توجه اینجاست که آغاز به کار تشکیلات موسوم به ناسا نیز نه تنها اجماعی در مدعیان اصلاحات ایجاد نکرد، بلکه بیشتر به اختلافات در این جریان دامن زد.
صادق زیباکلام فعال سیاسی اصلاح‌طلب چندی پیش گفته بود: «اصولگرایان...ادبیات سیاسی‌شان سرشار از مفاهیمی مانند «جوانگرایی»، «مدیریت جهادی»، «مبارزه با فساد» و امثال این شده است...اما اصلاح‌طلبان...حتی در حد و‌اندازه ظاهری هم نتوانسته‌اند تغییر و تحولی در ادبیات و گفتمان سیاسی‌شان ایجاد کنند. نه در تغییر چهره‌ها و نه در فرایند نو‌سازی گفتمان سیاسی، آنان نتوانسته‌اند دست‌کم به‌اندازه اصولگرایان خودی نشان‌ دهند».
روزنامه شرق نیز چندی پیش در مطلبی نوشته بود:«مدت‌هاست هرگاه که درباره اصلاح‌طلبان می‌نویسم، به جز انگشت گذاردن بر ضعف‌ها، متاسفانه مطلب دیگری ندارم. از آن بدتر اینکه، نوشتن درباره جریان اصلاحات بسان رانندگی در جاده یک طرفه شده که از آن طرف حرکتی نیست. جاده‌ای که آخر آن هم به نظر می‌رسد بن‌بست است. همه ضعف‌ها و ایرادات جریان اصلاحات یک‌طرف، چشم بستن آنان بر اصل بنیادین انتقاد از خود یک طرف دیگر. رفتار سیاسی سران اصلاحات به گونه‌ای است که گویا برایشان اساسا مفهومی به نام «انتقاد از خود» معنای چندانی ندارد و چقدر غم‌انگیز است جریان سیاسی‌ای که آیینه‌ای برای دیدن خود در دست نداشته باشد. از جمله ضعف‌های جریان اصلاحات غفلت آن از کادر‌سازی یا همان پوست‌اندازی بوده است».
ارگان دولت: گفت‌وگوی رو در رو با آمریکا راهکاری تأثیرگذار است!
روزنامه دولتی ایران دیروز در یادداشتی آورده است: «شرایط کنونی در حالی دچار ایستایی شده که اروپا مصرانه خواهان مشارکت اولیه آمریکا در مذاکرات ۱+۵ است و این در حالی است که ایران پیشتر شرط لغو تحریم‌ها را برای پیوستن دوباره آمریکا به گروه ۱+۵ اعلام کرده است. بدون تردید برگزاری جلساتی که منجر به ایجاد تعهد برای کشور ناقض نباشد، بی‌فایده خواهد بود. با این وجود، رویکرد گفت‌و‌گو حتی اگر منجر به نتیجه خیلی مشخصی هم نشود، راه موثری برای غلبه بر بحران به شمار می‌آید چون طرفین در گفت‌و‌گو می‌توانند خواسته‌های یکدیگر را ارزیابی کنند.»
ارگان رسانه‌ای دولت در ادامه نوشت:«گفت وگو در روابط بین‌الملل حتی با شیطان ممنوع نیست، یعنی تا این‌اندازه در روابط بین‌الملل از منطق این رویکرد استقبال شده است. در فضای کنونی برجام، گفت‌و‌گویی که منجر به رسمیت شناخته شدن یا ایجاد تعهد از طرف ایران نشود بلکه به منظور این باشد که صدا و خواسته آن کشور شنیده شود موثر است. اینکه مدل سازمان یافته سیاست خارجی قطعی، در برابر ایران خطاست و آمریکا باید مدل عقلانی را جایگزین آن کند. شرط تغییر چنین پارادایمی، پرداخت خسارت خطاهاست. یعنی اگر جلسه گفت وگویی برقرار شود ایران با این انگیزه حضور پیدا کند که خواسته‌های خود را اعلام و از طرف مقابل درخواست جبران خسارت کند. برای نیل به این منظور، گفت‌و‌گوی رو در رو راهکار تاثیرگذاری به نظر می‌رسد.»
افاده نویسنده با روکش روابط بین‌الملل و نسخه‌پیچی ذلیلانه و به سود دشمن از سوی وی که خدعه و خیانت با افکار عمومی در حد کارچاق‌کن‌های آمریکا را یادآوری می‌کند، در حالی است که تعهدات آمریکا در برجام معلوم است و امر پنهان و نامرئی نیست. تعهداتی که اجرا نشده اما در مقابل، ایران تعهدات خود را نقدا و یکجا، همان دو ماه اول قبل از سررسید اجرای برجام در دی‌ماه 94) اجرا کرد و آمریکا اگر به دنبال تعهد و جبران است، می‌تواند اقدام کند. از این رو، کوبیدن بر طبل گفت‌وگو و مذاکره نشانه انفعال و تقلا برای هل دادن ایران در روندی بی‌فایده و خسارت‌بار و فرسایشی است.
دهن‌کجی حامیان فتنه 88 به جمهوریت
روزنامه اعتماد در مطلبی نوشت:«يكي از نقدها به انتخابات سال 1388 اين بود كه فارغ از هر نتيجه‌اي كه حاصل شود، روز پس از آن با آرامش آغاز نخواهد شد. امروز نيز همين نگاه را دارم. اينكه چه كسي يا جرياني برنده شود، فرع بر اين است كه آيا صندوق‌ها به مثابه آبي عمل مي‌كنند كه بر آتش رقابت‌هاي انتخاباتي ريخته مي‌شود يا درون صندوق‌ها بنزين است و بازكردن آنها اين آتش را شعله‌ورتر مي‌كند؟».
مدعیان اصلاحات در سال 88 با دروغ تقلب، کشور را ماهها دچار آشوب کرده و با شورش علیه جمهوریت، رای مردم را لگدمال کردند. اقدامات فتنه‌گران در آن سال علیه مردم به حدی گسترش یافت که سران رژیم صهیونیستی این طیف را سرمایه‌های اسرائیل در ایران نامیدند. حالا همان طیف که مسبب اصلی وضع موجود اقتصادی در کشور است با فرار از پاسخگویی، مجددا آدرس فتنه و آشوب می‌دهد.