ملایی را فراموش کنید «حسینوند»‌ها را دریابید

شنیدن حرف‌های قهرمان کشتی فرنگی نوجوانان آسیا آن هم در روز‌هایی که ماجرای نخ‌نماشده سعید ملایی دستاویز رسانه‌های بیگانه و فرصت‌طلب شده است، این مسئله مهم را یادآور می‌شود که عدم رسیدگی به وضعیت قهرمانان و مدال‌آوران و بی‌توجهی به آینده آن‌ها چه تبعات بدی را می‌تواند برای کشور و ورزش آن داشته باشد.
بدون هیچ شکی، کار عار نیست و همه مشاغل برای خود ارج و منزلت دارند، اما اینکه یک استعداد ناب و یک قهرمان نوجوان مجبور باشد برای امرار معاش به رفتگری روی آورد و به جای تمرین برای ارتقای سطح فنی خود و برنامه‌ریزی برای درخشش در میادین بزرگ ورزش جهان، خیابان‌ها و کوچه‌های شهر را برای حقوق بیشتر! جارو بکشد، اصلاً قابل درک نیست.
همیشه با حسرت از قهرمانانی یاد می‌کنیم که با انبوهی از مدال‌های جهانی و المپیک رشته‌های مختلف نام کشورشان را بر بلندترین قلل افتخار قرار داده‌اند، اما خودمان با سوءمدیریت و وعده‌های توخالی عملاً هیچ کاری برای قهرمانان کشور انجام نداده و نمی‌دهیم و تازه اگر اتفاقی هم رخ دهد و بنا به برخی پیشنهاد‌های آن‌ور آبی جلای وطن کنند، آن وقت از آن‌ها به عنوان خائن یاد کرده و وطن‌فروششان می‌نامیم، در حالی که تا وقتی هستند نه می‌بینیم‌شان و نه حرف‌ها و گلایه‌هایشان را می‌شنویم.
محمد حسینوند، قهرمان کشتی فرنگی نوجوانان آسیاست و فرزند یک رزمنده جانباز و آزاده، تصور می‌کنیم همین چند عنوان برای توجه به او به عنوان یک استعداد ناب در کشتی کشور کافی باشد. هر چند خودش فقط به همان عناوین کشتی اکتفا می‌کند و می‌خواهد حداقل با لحاظ آن‌ها شغلی داشته باشد، در خور شأن و جایگاهش تا بتواند در کنار آن ادامه راه قهرمانی را هم طی کند، اما دریغ از یک توجه و یک نگاه از سوی مسئولان ورزش کشور؛ همان‌ها که چند سالی می‌شود قانون استخدام قهرمانان و مدال‌آوران را تصویب کرده‌اند؛ قانونی که گویا فقط برای اجرا نشدن تصویب شده تا آقایان فقط رزومه خود را پر نمایند و بعد‌ها بتوانند «پز» بدهند که بله این قانون در زمان ما تصویب شد، البته بدون کوچک‌ترین ثمر و تأثیری بر جامعه ورزش کشور.

حسینوند البته تنها یک نمونه است و قبلاً هم داشتیم قهرمانان و مدال‌آورانی که یا دستفروشی کرده‌اند یا به شغل‌های کاذب دیگر روی آورده‌اند. جالب اینکه تمامی آن‌ها هم از اجرانشدن قانون استخدام قهرمانان و مدال‌آوران گلایه داشته‌اند. امروز که آقایان فوتبال‌زده وزارت ورزش‌نشین و آقایان نشسته بر مسند کمیته ملی المپیک و برخی دیگر بابت داستان سعید ملایی گریبان چاک می‌دهند، بد نیست حواسشان به امثال حسینوند‌ها هم باشد. بد نیست که یادآورشان شویم که سعید ملایی به وطن پشت کرد، در حالی که برخی از همین آقایان مسببان اصلی این رفتار زشت و شرم‌آور او بودند و ادامه همین سوء‌مدیریت‌ها و سیاست‌های اشتباه در ورزش کشور می‌تواند باعث شود تا باز هم با امثال سعید ملایی‌ها روبه‌رو شویم، وقتی هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت قهرمانان و مدال‌آوران و از همه مهم‌تر استعداد‌ها و آینده‌سازان ورزش کشور انجام نمی‌دهیم.
حرف‌ها و درددل‌های قهرمان کشتی نوجوانان آسیا امروز مقابل مسئولان ورزش کشور است؛ حرف‌هایی از سر درد که فقط باعث تأسف است، اما شاید بتواند تلنگری باشد برای مسئولان خواب‌زده ورزش کشور که این روز‌ها حتماً و حتماً بیشتر از آنکه به فکر ورزش و ورزشکاران ایران باشند، در رؤیای سفر سال آینده به توکیو ۲۰۲۱ هستند؛ سفری که برای خیلی از آن‌ها حکم سفر آخر را دارد، با این حال شاید این تلنگر فرصتی باشد برای دیده شدن امثال «حسینوند»‌ها تا حداقل یک شغل در خور داشته باشند و برای آینده ورزش کشور تلاش کنند.