۱۴۰۰ سال نیک فرجامی ملت ایران

سال ۱۳۹۹ در حالی به پایان رسید که ملت ایران یکی از دوران‌های حساس تاریخ خود را تجربه کرده و به دلیل ایستادگی در برابر کم‌نظیرترین فشار‌ها و تحریم‌ها، به‌رغم خواست دشمنانی که ذلت و تسلیم ایران را به انتظار نشسته بودند توانست به‌عنوان سمبل و الگویی از مقاومت، حتی دشمنان و عاملان فشار و تحریم را وادار به اعتراف کند و مهم‌تر آنکه با این ایستادگی و مقاومت، امریکا و اروپا به‌عنوان محور اصلی این فشار‌ها و تحریم‌ها را دچار استیصال و سردرگمی و در یک‌کلام دچار خلأ استراتژی در مواجهه با مردم ایران کرده که نشست وین و حسرت امریکایی‌ها برای یک گفت‌وگوی رودررو با نمایندگان ایران تنها گوشه‌ای از آن است. اگرچه این انگاره به معنی پایان تهدید‌ها و سختی‌ها نیست و دشمنان عزت مردم ایران را برنتابیده و با تداوم فشار‌ها و برآورد ناشی از تزلزل و ضعف مدیران داخلی، همچنان به تسلیم مردم ایران امید بسته‌اند، اما چشم‌انداز آینده و افق روشن پیش رو که برخاسته از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های و تجربیات ارزشمند ایستادگی گذشته است، تضمین‌کننده پیروزی مردم ایران و گذر از گردنه‌های سخت در همین سال ۱۴۰۰ است. برخی از گزاره‌های این مدعا را به شرح زیر می‌توان برشمرد:
۱ -مواجهه سال‌های اخیر مردم ایران با نظام سلطه و ایستادگی آن‌ها در برابر فشار حداکثری، منطق نظام جمهوری اسلامی و درستی مسیری را که رهبری معظم انقلاب اسلامی ترسیم کرده‌اند باورپذیر کرده و به سرمایه اجتماعی قابل اتکایی برای نظام اسلامی تبدیل‌شده است و همین دلیل است که در شرایطی که مشکلات اقتصادی و ضعف و ناتوانی دولت در مدیریت و تأمین نیاز‌های اساسی مردم به دلیل عدم باور به ظرفیت‌های داخلی و نگاه به بیرون می‌توانست زمینه‌ساز چالش و آشوب داخلی شود، اما استحکام این منطق و باور عمومی به آن، به‌رغم همه آسیب‌ها و ضعف‌های داخلی، سبب شده است دشمنان نظام که در تمامی این فرآیند‌ها به فراخوان‌ها برای برهم زدن ثبات داخلی امید بسته بودند، پار‌ها شکست را تجربه کردند.
۲- مقاومت مردم ایران از سوی دیگر سبب شده است‌که پرده‌های نفاق دشمنان نظام از هم دریده شده و دلسوزی‌های کاذب آن‌ها برای مردم ایران و خط ایجاد جدایی میان مردم با نظام، حتی در میان خوش‌باورترین افراد به غرب نیز خریداری ندارد و تقابل عریان ترامپ علیه مردم ایران اگرچه مهم‌ترین عامل فروپاشی این پرده نفاق بود، اما شفاف شدن ابعاد صحنه نه مجالی برای بایدن باقی گذاشته و نه غرب باوران داخلی که طی سال‌های اخیر با زمینه‌سازی برای اعتماد به غرب و شرطی‌سازی کشور به سیاست‌های بیگانگان و رقیب هراسی بسیاری از فرصت‌های کشور را هدر داده و اکنون برای بقای در قدرت در آستانه انتخابات از هیچ ترفندی فروگذار نمی‌کنند.
۳- مسیر روشن و قطعی که رهبر معظم انقلاب برای آینده توافقات هسته‌ای و ضرورت لغو تمامی تحریم‌ها تعیین کرده‌اند و قانون مصوب مجلس نیز که جای هیچ‌گونه چانه‌زنی را باقی نگذاشته، دشمنان را دچار آن‌چنان خلأ استراتژی کرده است که تنها راه باقی‌مانده برای آن‌ها تمکین به مطالبات مردم ایران است. و، چون دست برتر ایران در این مواجهه را به‌منزله شکست سیاست‌های ۴۰ ساله و تسلیم در برابر عظمت انقلاب اسلامی می‌دانند بنابراین با تمام توان تلاش می‌کنند که تا با یک توافق حداقلی، از این ورطه رهایی یابند. مواضع و طرح‌های آن‌ها برای نشست اخیر وین گواهی بر این مدعاست.

۴ – به اعتراف مسئولان سابق و کنونی پروژه ایران در کاخ سفید، امریکا در فشار‌ها و تحریم‌ها علیه ایران به پایان خط خود رسیده است و عملاً چیزی باقی نمانده که بخواهند تحریم کنند و از سوی دیگر برای امریکای رو به افول قدرتی باقی نمانده که بتواند همچون گذشته از طریق تحریم‌های ثانویه مسیر خود را به‌پیش ببرد و این آغاز فرصت‌های جدید برای ایران است.
۵-سند توافق جامع ایران با چین، فارغ از دستاورد‌های اقتصادی آن در آینده، از همین آغاز موقعیت ژئواستراتژیک ایران را ارتقا داده و خط بطلانی بر سناریوی چندساله غربی‌ها در تحریم و مهم‌تر از آن القای انزوای ایران کشیده است. اعلام نگرانی صریح بایدن نسبت به این تفاهم‌نامه و پاسخ چند روز پیش او به سؤال خبرنگاری که از وی پرسید «چقدر نگران همکاری‌های ایران و چین هستید؟» گفت: یک سال است که نگران آن هستیم؛ و جنجال‌سازی گسترده غربی‌ها و رسانه‌های وابسته که با به میدان آوردن همه شبکه‌های ضدانقلاب برای اعلام مخالفت با آن همراه بود، نشان‌دهنده موقعیت و جایگاه تعیین‌کننده ایران درروند تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی است.
۶-به‌رغم برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های دشمنان، در اعمال فشار حداکثری که متأسفانه به دلیل سوارشدن بر موج ناکارآمدی‌های داخلی فشار مضاعفی را بر مردم ایران تحمیل کرده است، اما مردم ایران در این میانه توانسته‌اند مسیر خود را با پیشبرد اقتصاد مقاومتی که از سال‌های قبل محور اصلی توصیه‌های رهبر معظم انقلاب و مبنای شعار‌های سال قرارگرفته بود، پیدا کند، مسیری که در بسیاری از عرصه‌ها عملاً تحریم‌های اقتصادی را بی‌اثر و حتی تبدیل به یک فرصت کرد. چشم‌انداز روشن این مسیر، با تحقق شعار امسال، می‌تواند گره‌های اصلی پیش روی کشور را بگشاید.
۷-شکست ترامپ و حذف او از عرصه قدرت در امریکا اگرچه به انتخابات داخل امریکا بازمی‌گردد، ولی با اذعان بسیاری از کارشناسان و مراکز اندیشه ورزی شکست ترامپ در برابر مردم ایران، هم در این تغییر مؤثر بود وهم درروند افول امریکا. این روند فرصت ذی‌قیمتی را برای نظام جمهوری اسلامی در جهان ایجاد کرده است تا با در پیش گرفتن یک دیپلماسی فعال در عرصه منطقه‌ای و جهانی، بتواند این موقعیت را در جهان به‌عنوان یک نیروی مؤثر تثبیت کند.
۸- پیشرفت‌های منطقه‌ای ایران و پیروزی‌های نیرو‌های جبهه مقاومت در منطقه و ناکامی صهیونیست‌ها و مرتجعین منطقه در مقابله با سرپنجه‌های جبهه مقاومت را به‌عنوان یک فرصت ذی‌قیمت برای گسترش فرهنگ انقلاب در جهان می‌توان محسوب کرد که ضمانتی برای تداوم و گسترش فرهنگ انقلاب و نشانگر تداوم آن در بستر زمان و مکان است. آنچه در سال‌های اخیر در منطقه، در سوریه، عراق، لبنان و یمن و... در پی تدابیر نظام و مجاهدت‌های تلاشگران این جبهه همچون شهید سلیمانی و دیگر پرچم‌داران این عرصه به وقوع پیوسته و یا در حال وقوع است، طلیعه تحقق آن آرمان بلند بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی در شکل‌گیری بسیج جهانی اسلام و مقدمه‌ای برای تحقق تمدن نوین اسلامی است. حقیقتی که نشانگر مانایی انقلاب و عبور از مرز‌های جغرافیایی و فرا‌گیری آن با اتکای به نقطه کانونی مهد انقلاب؛ یعنی ایران عزیز است.
۹-آگاهی و شناخت مردم نسبت به منشأ و ریشه مشکلات و مسائل داخلی که ناشی از ضعف مدیریت و ناتوانی مدیران دستگاه‌های اجرایی در طول هشت سال گذشته است، بهترین فرصت را برای مردم بر انتخاب هوشمندانه و دقیق در انتخابات ۱۴۰۰ فراهم کرده است. اکنون اکثریت مردم ایران به این باور رسیده‌اند که چاره مشکلات کشور در انتخاب مدیرانی کارآمد انقلابی، پرتلاش و ساده‌زیست و با روحیه جوان‌گرایی و مقابله با فساد و ... برای آینده کشور است. تحقق یک مشارکت پرشور در انتخابات ۲۸ خردادماه و انتخاب یک مدیر توانمند می‌تواند فصل نوینی را درروند تحولات سیاسی و اجتماعی کشور رقم بزند. نتیجه برجام و رفتار غلط امریکا سبب شده است تا ملت ایران متوجه عمق خباثت و بدعهدی غرب شده و با وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی از غرب‌زدگان متنفر شوند. بنابراین احتمال یک «نه بزرگ» به این نگاه در کشور وجود دارد که سبب عصبانیت روشنفکران غرب‌زده و دولت‌های آن‌ها شده است.