آمار آرای باطله سخن می‌گوید

سید‌جواد میری جامعه‌شناس این روزها بحث پدیده آرای باطله در انتخابات داغ است و پس از اینکه آرای باطله با سه میلیون و ۷۲۶ هزار رأی رتبه دوم را در انتخابات ریاست‌جمهوری به خود اختصاص داد، فرماندار کرج نیز اعلام کرد بیش از 38 هزار نفر در انتخابات شورای شهر کرج رای باطله داده‌اند، این درحالی بود که نفر اول انتخابات شورای شهر کرج حدود 23 هزار رای کسب کرده است. پدیده آرای باطله می‌تواند چند علت داشته باشد. باید آمار آرای باطله را نسبت به انتخابات ادوار گذشته مقایسه کنیم تا ببینیم در انتخابات 96، 92، 88 و... در سطح ریاست‌جمهوری یا مجلس شورای اسلامی این آرا چه اندازه بوده است. با این حال یک نکته در بروز آن وجود دارد که‌ ناشی از عملکرد دولت -اگر نگوییم هشت سال- در دولت دوازدهم است. دولت اصلاحات با بزرگان این جریان پشتیبان دولت آقای روحانی بودند و در دور دوم دولت، سردرگمی عجیبی برای پایگاه رای اصلاح‌طلبان ایجاد شد. فضای تصمیم‌گیری‌ها در بزنگاه‌های تاریخی و بعد مساله اصلی و بنیادی معیشت و تقریبا تورم لجام‌گسیخته، تمام طبقات جامعه (به‌غیر از طبقه مرفه به سمت بالا) را تحت‌الشعاع قرار داد. همچنین عدم‌شفافیت در توضیح و تبیین آن چیزی که در جامعه رخ می‌داد از طرف نهادی مانند دولت با وزارتخانه‌های گوناگون، تقریبا در دو سال پایانی دولت مشهود بود و تقریبا کشور را رها کرده‌ بودند. این موضوع ناخرسندی و نارضایتی عمیقی را در اقشار مختلف جامعه ایجاد کرده بود. در این میان نکته‌ای که کمتر به آن پرداخته شد، عدم‌پاسخگویی نهاد دولت بود که هربار از سمت افرادی؛ چه در دانشگاه‌ها و چه در نهادهای دیگر مورد پرسش عملکردی قرار می‌گرفتند، پاسخ‌شان این بود که مگر نهادهای دیگر  پاسخگو هستند؟ اتفاقا نهاد دولت نسبت به نهادهای دیگر باید پاسخگو‌تر باشد. آنها در اینگونه پاسخگویی متوجه نبودند طبقه و اقشار مردمی بوده‌اند که پا به میدان گذاشته و به این نهاد رای داده‌اند و پاسخگویی را از این نهاد مطالبه می‌کنند. حتی اگر نهاد دولت نمی‌توانست با عناوینی همچون حکومت در سایه، فعالیت دستگاه‌های موازی و... کار کند، ما در قانون اساسی، موضوع «استعفا» را داریم. اگر یک وزیر نمی‌توانست، وظیفه‌ای را که به او محول شده به درستی انجام دهد و فشارهای بی‌شماری به او وارد می‌شد، چرا استعفا نمی‌داد؟ عملا این رفتار وزرا، گفته‌های آقای ‌عميد زنجاني، رئیس وقت دانشگاه تهران را به یاد ما می‌آورد که وقتی خبر استعفایش در رسانه‌ها مطرح شده، او گفت: «در قاموس ما استعفا معني ندارد؛ زيرا استعفا به معني طلب عفو كردن است و بنده گناهی نكرده‌ام كه استعفا هم كنم.!» درحالی‌که استعفا در معنای سیاسی اینگونه تعبیر می‌شود که وقتی مسئولی هر دلیلی نتواند به وظایف خود عمل کند، استعفا می‌دهد تا افکار عمومی قانع شوند. مساله اقناع افکار عمومی به‌خصوص در دو سال آخر عمر دولت آقای روحانی، چنان عمیق شد، که مردم به سردرگمی و بی‌اعتمادی رسیدند. وقتی به انتخابات و عمر سیاسی دولت نیز رسیدیم، چینش گزینه‌هایی که به عنوان کاندیدا در انتخابات حضور داشتند، عملا چینشی نبود که گزینه‌های همه مردم در میان گزینه‌ها وجود داشته باشد. مردم از دولت مستقر و دولت امید، ناامید شده بودند و از گزینه‌های آنها گذشتند. 
گزینه‌های دیگر نیز به غیر از آقای رئیسی، که 18 میلیون رای کسب کرد، گزینه مردم نبودند و آنهایی که می‌خواستند برای حفظ جمهوریت در انتخابات شرکت کنند، آرای باطله دادند. قریب به چهار میلیون نفر آرای باطله در صندوق انداختند و حدود 30 میلیون نفر به تغییر و تحول در قوه مجریه برای تحولات اجتماعی و نظام سیاسی کشور باور نداشتند. این آمار باطله با آینده‌‌پژوه‌هان و جامعه‌شناسان‌ که می‌خواهند تغییر و تحولات چهارساله آینده را بررسی کنند، سخن می‌گوید. از سوی دیگر این آمار آرای باطله، نکته‌ دیگری نیز داشت و آن پختگی جامعه ایرانی بود که وقتی می‌خواهد نارضایتی خود را بیان کند، در چارچوب و موازین و قواعد بازی دموکرات آن را بیان می‌کند. معماران قدرت در کشور ما باید نارضایتی دموکراتیک را ارج بنهند. اینجا افغانستان و عراق نیست که بزنند زیر زمین و کل بازی را برهم بزنند. آن مفهوم کلیدی که در فلسفه سیاسی، که به آن تغییر و تحولات یا گذر صلح‌آمیز می‌گویند، در اینجا دیده شد و باید خواسته‌ها و مطالبات مردم در قواعد بازی رعایت شود و اگر نشود، می‌تواند در پرسه بلند‌مدت تاثیرات منفی بگذارد. در کلام ساده‌تر افرادی که از چینش کاندیداها و عملکرد دولت ناراضی بوده‌اند، با آرای باطله خود گفته‌اند باز هم با رای دادن پایبند به قواعد دموکراسی در کشور هستیم.