توجیهات بی‌اعتبار استقلال و پرسپولیس

سرمقاله فرشاد کاس‌نژاد   @Farshadcasnejad   کج‌رفتاری مالی باشگاه‌های ایرانی پایان ندارد. مدیران تغییر می‌کنند اما الگوی آنها یک رفتار زننده و در حال تکرار است. بی‌تعهد بودن به قراردادها به یک عادت زننده در فوتبال ایران تبدیل شده است و برای توجیه هر کدام از پرونده‌ها بهانه‌ای می‌تراشند. بهانه‌ها مقبولیت ندارند اما مدیران نه از تکرارش خسته می‌شوند، نه دچار شرم. درباره هروویه میلیچ و بوژیدار رادوشویچ، دو بازیکن کروات استقلال و پرسپولیس آخرین پرونده گشوده شده است. این فقط یک پرده از نمایش دائمی این سوءرفتار است. هر کدام از این باشگاه‌ها دست و پا می‌زنند که سوءرفتار خود را توجیه کنند اما سوابق باشگاه‌ها در پرونده‌های مالی آنچنان سیاه است که دیگر حوصله‌ای برای بازخوانی توجیهات نیست. بحران‌های مالی باشگاه‌ها قابل درک است اما مدیران باشگاه‌ها از رفتاری صادقانه عاجزند که حتی در بحران‌های مالی بتوانند مدیریت کنند. رفتارهایی که شفافیت ندارند منجر به اختلافات جدی می‌شوند که هم شأن حرفه‌ای باشگاه‌ها را زیر سوال می‌برند و هم بار مالی سنگینی را بر دوش باشگاه‌ها می‌گذارند. سوءرفتار مدیران منافع مالی باشگاه‌ها را تأمین نمی‌کند، بلکه به بحران‌ها می‌افزاید و جرایم سنگین را در پی دارد، در حالی که مدیران خود را در مقابل بازیکنان و مربیان حامی منافع باشگاه جلوه می‌دهند، جلوه‌ای دروغین. باشگاه‌های ایرانی فیرپلی مالی را رعایت نمی‌کنند. بیش از توان اقتصادی خود قرارداد می‌بندند، و به قرارداد خود متعهد نیستند. این بی‌تعهد بودن بیمارگونه است، باشگاه‌ها را به ورشکستگی نزدیک می‌کند اما مدیران دولتی ملالی از ورشکستگی ندارند و پاسخگو هم نیستند. فوتبال ایران دچار بحران‌های مالی است، بسیاری از درآمدهای قانونی‌اش و حقوق بدیهی‌اش پایمال می‌شود. حق پخش تلویزیونی و ده‌ها راه درآمد دیگر مسدود است و می‌توان فهمید که چه بحران‌هایی را مدیران باشگاه‌ها تجربه می‌کنند، اما آنها مسئولیت دارند که در هر شرایطی به قراردادها پایبند باشند. آنچه مدیران باشگاه‌ها را لایق شدیدترین سرزنش‌ها می‌کند این است که بی‌توجه به واقعیت‌های جاری قرارداد امضا می‌کنند و پس از قرارداد مسئولیت‌پذیر نیستند. مدیران باشگاه‌ها همواره مدیران پیشین را مقصر اتفاقات جلوه می‌دهند اما خیلی زود خود نیز همان سوءرفتارها را مرتکب می‌شوند. تحت تأثیر فضاهای هواداری تلاش می‌کنند قهرمان قراردادها باشند اما سرانجام سرشکسته هستند. پرونده هروویه میلیچ و بوژیدار رادوشویچ تازگی ندارد. این باشگاه‌ها هزار و یک بار همین مسیر فارغ از تعهد را طی کرده‌اند. شنیدن و تحمل شنیدن توجیهات این باشگاه‌ها سخت است و ملال‌آور. حتی اگر بحران‌های مالی باشگاه‌ها منجر به سوءاستفاده طرف قرارداد شود، اما بازهم توجیه پذیرفتنی نیست. هم میلیچ و هم رادوشویچ بازیکنان متعهدی به قراردادهای خود بودند. فوتبال ایران با زیانبارترین پرونده مالی تاریخ خود درباره مارک ویلموتس مواجه است. همه ویلموتس را سرزنش می‌کنیم اما واقعیت این است که فدراسیون هنگام مدیریت پیشین، به قرارداد خود متعهد نبود. ویلموتس نتایج ناامیدکننده‌ای گرفت اما فدراسیون فوتبال به بدیهی‌ترین تعهدات خود پایبند نبود و تیم ملی را دچار بحران کرد. نکته مهم این است که فدراسیون فوتبال هنگام قرارداد با ویلموتس می‌دانست که توانایی پرداخت رقم قرارداد او را ندارد اما تن به این قرارداد خارج از عرف داد و این شائبه‌برانگیز است. این‌روزها که پرونده رادوشویچ و میلیچ مطرح است، سخت به نظر می‌رسد که کسی با باشگاه‌های بی‌تعهد همدل باشد. باشگاه‌ها راهی برای این همدلی باقی نگذاشته‌اند و با سوءرفتار مالی همواره به اعتبار خود خدشه وارد کرده‌اند.