قاصدک 24
بلیط هواپیما سفرمارکت

وای به وقتی که بگندد نمک!

مصاف سرخابی‌های پایتخت در خلال رقابت‌های جام حذفی و با فاصله زمانی اندک نسبت به فینال کوپا‌آمه‌ریکا انتظارات زیادی را از دربی پایتخت ایجاد کرد، به طوری که بسیاری قبل از رویارویی دوم به جای پرداختن به مسائل فنی درخواست‌شان از پرسپولیس و استقلال ارائه فوتبالی زیبا و به دور از تنش، درگیری و دعوا بود، اما این مهم چطور می‌توانست رخ دهد وقتی آتش حاشیه‌ها قبل از به صدا در آمدن سوت بازی توسط بزرگ‌تر‌های دو تیم در فضای مجازی زده شده بود!
تأسف‌بار است، آن‌هایی که باید الگوی رفتاری باشند برای هواداران، خود با هیزم زدن زیر آتش جنجال‌ها حاشیه‌ساز می‌شوند. همان بزرگ‌تر‌ها و پیشکسوتانی که رفتارشان باید سرمشق باشد برای هواداران، نه آنکه آن‌ها را نیز به بی‌راهه بکشانند و از مسیر اصلی هواداری دور کنند.
سال‌ها پیش حسین کلانی در اعترافی تلخ، پیشکسوتان فوتبال ایران را مسبب رفتار‌های ناشایست فوتبالیست‌های جوان خواند و تأکید کرد زمانی به ما الفبای اخلاق را می‌آموختند، یاد می‌دادند که مسئله اخلاقی به مراتب بهتر و بالاتر از هر تکنیک و تاکتیکی است، اما آنچه را که به ما آموختند به جوان‌تر‌ها نیاموختیم و نمی‌توانیم امروز آن‌ها را بابت عدم رعایت مسائل اخلاقی زیر سؤال ببریم و پای میز محاکمه بکشانیم. حال، اما اوضاع چنان آشفته است که معلمانی که به هر دلیلی از آموختن به جوان‌تر‌ها سر باز زده‌اند و به قول کلانی مسئولیت خود را در قبال فوتبال ایران ادا نکرده‌اند به جای الگو بودن، مشوق رفتار‌های نادرست و تأسف‌باری هستند که هیچ جای دفاعی ندارد.
آنچه قبل از دربی ۹۶ در فضای مجازی شاهد بودیم نه فقط در شأن پیشکسوتان پرسپولیس و استقلال نبود که جای هیچ جای دفاعی هم نداشت. اما تأسف‌بارتر اینکه رفتار‌ها و گفتار‌های ناشایست را از پیشکسوتانی شاهد بودیم که به عنوان بزرگ‌تر‌های دو تیم باید برای جوان‌تر‌ها الگو باشند، اما به جای آموختن مسائل اخلاقی، خود با رفتار تأسف‌بارشان هواداران و جوان‌تر‌ها را به بیراهه کشاندند، چراکه هواداران به‌خصوص جوان‌تر‌ها با الگو قرار دادن پیشکسوتان و بزرگ‌تر‌های تیم دنباله‌رو آن‌ها هستند. بزرگ‌تر‌هایی که به جای آموختن مسائل اخلاقی خود عامل ایجاد حاشیه‌های جنجالی شده‌اند و رفتار‌های ناشایست‌شان توسط هواداران کپی و تکرار می‌شود، به طوری‌که با تأسف فراوان باید گفت هرچه بگندد نمکش می‌زنند وای به وقتی که بگندد نمک.

آنچه قبل از دربی از هواداران دو تیم شاهد بودیم بازتابی از رفتار‌های غیرقابل توجیه و غیرقابل دفاع پیشکسوتان و بزرگ‌تر‌هایی بود که باید راه را از چاه چه به بازیکنان و چه هواداران بیاموزند، اما خود می‌شوند هیزم آتشی که اخلاقیات فوتبال را به چالش کشیده و زیر سؤال برده است. بزرگ‌تر‌هایی که سرمایه‌های فوتبال هستند، ولی نه فقط قدر خود را نمی‌دانند که اوضاع را نیز متشنج می‌کنند. حال آنکه می‌توانند گرهگشای داستان بی‌اخلاقی‌های فوتبال باشند و صحنه‌هایی را رقم بزنند که با تماشای آنچه در فینال کوپا‌آمه‌ریکا نظاره‌گر بودیم، حسرتی عمیق بر دلمان چنگ نزند. اما آیا می‌توان از آن‌هایی که خود ولوله می‌اندازند به جان هواداران انتظار داشت صحنه‌هایی نظیر آنچه در پایان مصاف برزیل و آرژانتین شاهد بودیم را خلق کنند.
تا پیش از این پیشکسوتان بهترین گزینه بودند برای آنکه دست به دامان‌شان شویم برای یافتن راهی برای فرهنگ‌سازی در فوتبال و آموزش مسائل اخلاقی که روزی حرف اول را در ورزش این مملکت می‌زد، اما امروز که پیشکسوتان خود به جان هم افتاده‌اند و عامل تحریک هواداران هستند، باید چه کرد برای رهایی از راهی که بی‌شک به ترکستان می‌رود؟ آیا زشت نیست اگر فرداروز کمیته انضباطی یا اخلاق پا پیش بگذارد برای کشیدن گوش پیشکسوتانی که هیزم می‌زنند زیر آتش اختلافات هواداران دو تیم؟