آب‌خواهان و پساب‌خواهان تجمعات اصفهان

تجمع ۱۵ روزه کشاورزان اصفهان که در اواخر آبان‌ماه به اوج رسید و تمام شد، تجربه ذی‌قیمتی هم برای مردم و هم برای حاکمیت بود. برای مردم از آن جهت مهم بود که مطالبه مشخص و قابل‌فهمی را طرح کردند که ارتباط بین مطالبه و مسئله محل اختلاف ناظران صحنه نبود. مردم هوشمندانه از انحراف تجمعشان (شاید اولین بار در ایران با این گستردگی) جلوگیری کردند، وارد شهر نشدند، به بانک حمله نکردند، با پلیس درگیر نشدند و سنگی پرتاب نشد. حاکمیت هم آن را گسترده و زنده پوشش داد و شخصیت‌های عالی دولت وارد میدان حل مسئله شدند. تجمع اصفهان تجربه برد-برد معترضان و حاکمیت بود که هوشمندانه شروع شد و آبرومندانه خاتمه یافت. اما چرا پس از توافق مسئولان با کشاورزان موج جدید، اما کم‌رمق، تجمع شروع شد؟ چرا تجمع ده‌ها هزار نفری در کف زاینده‌رود به تجمع ۲۵۰۰ نفر در ۱۵ نقطه شهر اصفهان تبدیل شد و چرا در تجمعات متأخر شعاری از آب‌خواهی درمیان نبود؟
به نظر می‌رسد ۱۵ روزه شدن تجمع کشاورزان زمینه را برای آماده شدن اپوزیسیون داخل و خارج فراهم کرد که چگونه می‌توانند از آن بهره ببرند. در ۱۵ روز اول با هوشمندی کشاورزان و طراحان تجمع نتوانستند مسیر مطالبه‌گری آنان را منحرف کنند. اما در پایان احساس کردند دست‌شان خالی ماند و حاکمیت و مردم همدیگر را برای حل مسئله به رسمیت شناختند؛ لذا برای ایجاد یک ادراک جدید ذهنی درصدد خلق صحنه‌های جدید برآمدند؛ بنابراین ۱۵ نقطه شهر اصفهان را با تجمعات بیش از ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر انتخاب کردند و همه شخصیت‌های بدنام و تراز اول اپوزیسیون همچون فرقه رجویه و جریان الپهلویه رأساً به میدان آمدند و رسانه‌های استکباری صد‌ها ویدئو و تصویر مخدوش از آن مخابره کردند. وزیر خارجه سابق و حال امریکا به میدان آمدند و خود را کنار سرکوب‌شدگان! اعلام کردند. وزارت خارجه امریکا مدعی رصد صحنه شد و.... حال آنکه رفتار پلیس از جهت فیزیکی همانند همه جهان بود که خیزی برمی‌دارد و گازی می‌زند و خواستار تفرق جمعیت می‌شود. اما عبارت سرکوب معترضان! به‌قدری برجسته شد که پیاده‌نظام آنان گمان کردند انتقام تجمع آرام و نتیجه‌بخش کشاورزان را گرفته‌اند. به نظر می‌رسد هدف اصلی از ورود پساب‌خواهان به میدان -پس از آب‌خواهان- برای دو منظور اساسی بود؛ اول اینکه نباید حاکمیت نان آن تجمع نسبتاً بزرگ و آزاد را بخورد و نباید ذهنیتی که از تجمعات ایران در ذهن غرب معتبر کرده‌اند دچار خدشه شود؛ بنابراین هدف اصلی آلوده کردن حرکت سالم و هوشمند آب‌خواهان بود و تلاش شد با پساب ضد انقلاب آن حرکت زلال کشاورزان را گم کنند و در لوای حرکت موجه کشاورزان بهانه‌ای بتراشند و بستری فراهم شده را نشان دهند. هدف دوم که در مواضع وزیر خارجه جدید و سابق امریکا کاملاً مشهود است، فشار برای به هم‌ریختن محاسبات ایران در آغاز دور جدید مذاکرات هسته‌ای در وین بود. به محض اتمام تجمع کشاورزان و تجمع ۱۵ نقطه‌ای غیر کشاورزان در شهر اصفهان، ناگاه در برخی رسانه‌های رسمی و غیر رسمی کشور این خط دنبال شد که «حل مسئله آب از برجام می‌گذرد» تا این مسئله را به مثابه یک بحران چاشنی مذاکرات وین کنند تا احساس فشار داخلی موجب امتیازدهی بیرونی با هدف رهایی از وضع موجود شود و این‌چنین چینش ذهنی حاکمان و مذاکره‌کنندگان با یک مسئله آنی جدید مواجه شود که این مسئله آنی فرمت و نقشه راه مذاکرات را به هم بریزد. خوشبختانه هوشمندی پلیس که تجربه‌ای ذی‌قیمت از سال‌های گذشته دارد، پختگی آن را به نمایش گذاشت و نتیجه به دست آمده غربال اراذلی بود که ارتباطی با کشاورزان نداشتند. سلاح‌هایی ضبط شد که یک‌شبه تهیه نشده بود. خواهش پلیس و دریافت سنگ در مقابل خواهش، نشان داد که طراحیِ شوم انجام شده با کنش – واکنش در میدان به دست نمی‌آید؛ بنابراین در فردای ۵ آذر یک مرتبه غائله‌آفرینان آب شدند و گویی اصلاً اتفاقی نیفتاده است. تجمع اول برای آب بود و وظیفه حاکمیت آن بود که بشنود و محترم بشمارد، اما بعد از آن تحرک رسانه‌های دشمن و پساب‌خواهان بود که بوی آلودگی آن از واشنگتن تا تیرانا تا برخی از رسانه‌ها و مجازی‌نویسان داخلی به مشام می‌رسد.