کارنامه سیاه مدعیان حقــوق بشر

 آمریکایی‌ها در یک قرن اخیر انواع جنایت‌های جنگی را از جنگ جهانی دوم تا به امروز به‌طور وحشیانه‌ای ادامه داده‌اند و با بمباران هسته‌ای ژاپن، کشتار مردم در ویتنام، حملات میکروبی و بیولوژیک به کوبا، اندونزی، ایران، لائوس و ... بی‌سابقه‌ترین اعمال ضدحقوق بشری را به دست خود رقم زده‌اند و نمونه‌های کامل و جامعی از حقوق‌بشر آمریکایی را به منصه ظهور و بروز رسانده‌اند. جنایت آمریکا بر فراز خلیج‌فارس    
حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی  
حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران
در سوم جولای 1988 (12 تیرماه 67) آمریکا که از دهه‌ها قبل شعار دفاع از حقوق بشر را سر می‌داد دست به یک جنایت بزرگ در ایران زد. در این تاریخ، پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایران‌ایر که از بندرعباس عازم دبی بود، بر فراز خلیج‌فارس و در نزدیکی جزیره هنگام مورد هجوم یگان‌های دریایی آمریکایی قرار گرفت و سقوط کرد. براساس شواهد موجود، این هواپیما با موشک ناو جنگی وینسنس مورد هدف قرار گرفت و در نتیجه آن، مدعیان حقوق بشر دست به یک جنایت دیگر زدند که طی آن 298 مسافر و خدمه هواپیمای مسافربری که بسیاری از آنان زن و کودک بودند، به شهادت رسیدند.  پس از سقوط این هواپیمای مسافربری، سران کاخ سفید و مقامات آمریکایی کوشیدند این حادثه را غیرعمدی قلمداد کنند. بنابراین برای توجیه این اقدام، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند. اما شواهد حکایت از آن داشت که واقعیت چیز دیگری است. با توجه به اینکه کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته‌ترین سیستم‌های راداری و سلاح‌های جنگی مجهز بود ثابت شد که احتمال اشتباه هرگز وجود نداشته است.  انهدام هواپیمای مسافربری که حامل مردم عادی بود تا اندازه‌ای برای آمریکا خوشایند تلقی شد که ویل راجر فرمانده ناو آمریکایی وینسنس که فرمان شلیک به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را صادر کرده بود در پایان‌ خدمتش مدال شجاعت دریافت کرد.   براساس مندرجات کتاب «شلیک کن و فراموش کن» که توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است، ویل راجرز مدت‌ها بعد اعتراف کرد که حمله به هواپیمای مسافربری ایران با دستور مستقیم مقامات آمریکایی صورت گرفته است. پس از این ماجرا بود که دختر ویل راجرز، از شدت فشارهای روحی ناشی از این جنایت، اقدام به خودکشی کرد. پس از این اقدام، ویل راجرز گفت که ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران به دستور مقامات ارشد ارتش آمریکا بوده و او اراده‌ای در این کار نداشته است. نسل‌کشی در ژاپن    


220هزار قربانی با استفاده از سلاح‌های هسته‌ای
در سال 1945 و در خلال جنگ جهانی دوم، آمریکا برای اولین‌بار دست به عملیات اتمی در کشور ژاپن و در شهرهای هیروشیما و ناکازاکی زد. این حملات بی‌رحمانه‌ترین و وحشیانه‌ترین حملات تاریخ بود که موجب مرگ هزاران غیرنظامی و شهروند عادی به فجیع‌ترین وضع ممکن شد.
حملاتی که به دستور ترومن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا انجام گرفت. وی معتقد بود «هیچ‌گاه حتی یک دقیقه را هم صرف پشیمانی نکنید. این کار اتلاف وقت است» و با استناد به این اعتقاد کوچک‌ترین عذری هم برای این دستورات خود نخواست.
در اولین عملیات پس از دستور ترومن، در 6 آگوست 1945 یک بمب اتمی به نام «پسر کوچک» روی شهر هیروشیما انداخته شد و برای تخریب بیشتر، بمب 576 متر بالاتر از سطح زمین منفجر شد. فرآیند اتمی بمب منفجر شده و فشار ناشی از آن با 16 هزار تن تی‌ان‌تی برابری می‌کرد و این بمب همه چیز را در شعاع یک و نیم کیلومتری خود ذوب می‌کرد، چراکه از انفجار آن دمایی تا چند میلیون درجه سانتیگراد تولید می‌شد.
اما این پایان ماجرا نبود و چند روز پس از آن دومین بمب اتمی با نام «مرد چاق» روی سر مردم ناکازاکی فرود آمد. ماجرا بیش از پیش بغرنج شد و این در حالی بود که نیروی هوایی از نظر شرایط جوی فرآیند بازخورد بمب اول در فضای هیروشیما را سه روز پیش‌بینی کرده بود.
بمباران هیروشیما و ناکازاکی در طول تاریخ تنها جنگی است که در آن سلاح هسته‌ای به کار رفته و بمباران آن حدود 220 هزار نفر قربانی به خود گرفته است که بیش از صدهزار نفر آنان در همان لحظه بمباران هوایی آمریکا کشته شده‌اند و عده باقی‌مانده بر اثر تشعشعات رادیواکتیو در سال‌های بعد جان باختند. هرچند که هنوز هم آثار و تبعات آن جنایت بر نسل‌های بعدی در هیروشیما و ناکازاکی ادامه دارد و بمباران اتمی آمریکا همچنان کشته می‌گیرد.
  ردپای جنایت آمریکا در اندونزی    
وحشیانه‌ترین آدم‌کشی‌ دسته‌جمعی در تاریخ در سال 1965 ایالات متحده با بهانه قدیمی و نخ‌نمای قدرت گرفتن کمونیسم، با نفوذ در ارتش اندونزی و وادار کردن نظامیان آن به فرماندهی مستشاران آمریکایی دست به کشتار هزاران نفری مردم اندونزی زد.
واقعه‌ای که نیویورک‌تایمز درباره آن نوشت: «یکی از وحشیانه‌ترین آدم‌کشی‌های دسته‌جمعی در تاریخ معاصر بود.»
هرچند آمریکا سعی داشت ردپایی در این ماجرا از خود به جای نگذارد اما 25 سال بعد، دیپلمات‌های آمریکایی فاش کردند که فهرست اسامی جامع فعالان کمونیست را از رده‌های بالا تا گروه‌های روستایی به‌طور منظم جمع‌آوری کرده و بیش از پنج‌هزار نام را در اختیار ارتش اندونزی قرار داده بود. رابرت مارتنس؛ کارمند سابق بخش سیاسی سفارت آمریکا در جاکارتا درباره جنایت‌های آمریکا در این زمینه با افتخار می‌گوید: «این کار واقعا کمک بزرگی به ارتش بود. آنان احتمالا شمار فراوانی را کشتند و شاید من خون زیادی بر دست‌هایم داشته باشم، ولی همه اینها عیبی ندارد. گاهی اوقات انسان باید ضربه کاری را در لحظه حساس وارد کند.»
همان‌طور که پیداست آمریکا از انجام جنایت‌های ضدحقوق‌بشری هیچ ابایی ندارد و در طول آن مدت همکاری‌های سیا و ارتش آمریکا با نظامیان اندونزیایی به اوج خود رسیده بود. به‌طوری که راجر هیلسمن از افسران سابق سیا می‌گوید: «یک‌سوم اعضای ستاد ارتش اندونزی و تقریبا نیمی از کل افسران آن کشور دوره‌های آموزشی را زیرنظر افسران آمریکایی گذرانده بودند. نظامیان آمریکایی و اندونزیایی در اجرای برنامه دفاع غیرنظامی و طرح‌های آموزشی به یکدیگر بسیار نزدیک شده و احترام شخصی و حتی دوستی میان آنان برقرار بود.»
این ارتباطات و عاملیت سیا برای اجرای عملیات پوششی توسط نظامیان اندونزیایی کار را برای کشتن بسیاری از انسان‌ها به بهانه کمونیست بودن بیش از پیش تسهیل می‌کرد. به‌طوری که مجله تایم در دسامبر 1965 در بخشی از شرح ماجرا می‌نویسد: «رودخانه‌ها و نهرها عملا از اجساد مردگان انباشته و حمل و نقل کالا از رودخانه‌ها در بعضی نقاط به‌طور جدی کند شده بود.»
علاوه‌بر این نیویورک تایمز نیز درباره جنایت‌های آمریکایی که توسط ارتش اندونزی صورت گرفت، می‌نویسد: «سری که متعلق به مدیر مدرسه‌ای عضو حزب کمونیست بود بر فراز دیرک قرار گرفت و در میان دانش‌آموزان به نمایش گذارده شد.» درواقع پشتیبانی نظامی و تسلیحاتی ارتش آمریکا و حضور مستشاران نظامی آمریکایی در آن سال‌ها جسارت و تهور نظامیان را بیشتر می‌کرد. به همین طریق ارتش اندونزی برای ملحق کردن منطقه تیمور شرقی به اندونزی، از تعداد 600 تا 700 هزار نفر ساکنان تیمور، 200 هزار نفر را به قتل رساند. این اتفاق دقیقا یک روز پس از دیدار رئیس‌جمهور و وزیر خارجه آمریکا با رئیس‌جمهور سوهارتو در اندونزی به وقوع پیوست.
  جنایت آمریکا در ویتنام    
قتل‌عام 125هزار شهروند غیرنظامی در یک ماه هرچند تهاجمات آمریکا به ویتنام از سال‌های 1963 به بعد ثبت شده است اما مداخلات آمریکا در آنجا به دهه 50 میلادی برمی‌گردد، جایی که ایالات متحده از هرگونه عملیات نظامی فرانسه در ویتنام پشتیبانی تسلیحاتی و نظامی می‌کرد، به‌طوری که نیویورک‌تایمز در سال 1954 نوشت: «نیروی هوایی فرانسه تقریبا به‌طور کامل با هواپیماهای ساخت آمریکا مجهز شده است.»
البته آمریکا از همان سال‌ها سیاست جنگ را هم در ویتنام پی می‌گرفت. در یکی از سندهای شورای امنیت ملی توصیه شده بود که «ایالات متحده باید در صورت لزوم ادامه جنگ را بدون مشارکت فرانسه مدنظر قرار دهد.» پس از آن آمریکا دو ناو هواپیمابر مجهز به سلاح اتمی را به خلیج تونکن در شمال ویتنام گسیل داشت.
با کارشکنی آمریکا در وحدت ویتنام جنوبی و شمالی و انجام کارهای تبلیغاتی علیه چین به‌عنوان نماد کمونیسم در همسایگی ویتنام، آمریکا قصد داشت خود را فرشته نجات ویتنام معرفی کند. در همین راستا در جولای 1964 طرح «ای 34» که زمینه‌ساز حضور نظامی آمریکا در ویتنام بود در خلیج تونکن به اجرا درآمد که طی آن 64 حمله به پایگاه‌های دریایی و انبارهای نگهداری سوخت ویتنام صورت گرفت و از طرف دیگر کنگره مجوز لازم را به رئیس‌جمهور آمریکا برای شروع حملات هوایی، دریایی و زمینی صادر کرد و جنگی تمام‌عیار آغاز شد.
در دسامبر 1966 آمریکایی‌ها 125 هزار نفر از شهروندان غیرنظامی ویتنامی را قتل‌عام کردند و این در حالی بود که ارتش آمریکا به مناسبت فرارسیدن سال نو میلادی  آتش‌بس موقت اعلام کرده بود. همچنین در سال 1969 «کالبی» نماینده وقت سازمان سیا در ویتنام شخصا 1800 نفر از شهروندان ویتنامی را ماهیانه به قتل می‌رساند تا عدد کشته‌شدگان به دست او به 40هزار رسید.
آمریکایی‌ها در این جنگ و در بمباران‌های شیمیایی از عامل نارنجی و عامل آبی استفاده کردند که فقط در سال 1969 به تنهایی 000/034/1 هکتار از جنگل‌ها با استفاده از این عامل نابود شد. همچنین در طول این بمباران‌ها از 53 میلیون گالن عامل نارنجی استفاده کردند که اثرات مخرب زیستی و بیولوژی روی ویتنامی‌ها داشت که از آن می‌توان به‌عنوان نسل‌کشی ناجوانمردانه یاد کرد. تومور بدخیم بافت نرم، سرطان‌های دستگاه تنفسی، تومور بدخیم سلول‌های مغز استخوان، زایمان جنین مرده، نقص‌های مادرزادی و... را می‌توان ازجمله تبعات این حملات وحشیانه آمریکایی‌ها نام برد.
آمریکا پس از جنگ ویتنام به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفت و با سرخوردگی و اختلالات روانی نظامیان و حتی مردمان خود روبه‌رو شد و این رسوایی به حدی بود که جانسون رئیس‌جمهور وقت آمریکا، نتوانست برای بار دوم کاندیدای رقابت‌های انتخاباتی آمریکا شود. نقض حقوق بشر در کوبا    
کشتار مردم کوبا با بی‌سابقه‌ترین سلاح‌ها ایالات متحده از آنجا که منافعش در سراسر جهان را اولویت خود می‌دانست ولو به قیمت کشته شدن هزاران انسان، به شدت از بروز انقلاب کوبا و رهبر آن فیدل کاسترو عصبانی بود. لذا از همه راه‌ها و طرح‌های موجود برای ضربه به انقلاب کوبا استفاده کرد که معروف‌ترین آن شکست مفتضحانه در خلیج خوک‌ها بود.
آمریکا با طرح‌های سازمان سیا، علاوه بر استفاده از نیروهای نظامی و جاسوسان مخفی خود از تبعیدی‌های کوبایی نیز برای فلج کردن اندام‌های دولت نوپای انقلابی کوبا استفاده کرد. در 1959 بمباران‌های کوبا توسط آمریکا آغاز شد و بمب‌های آتش‌زا مزارع نیشکر و کارخانه‌های قند کوبا را نابود کردند.
علاوه بر حملات جسته و گریخته نظامی و تحریم‌های اقتصادی، سازمان سیا طرح‌های خرابکاری در زمینه‌های کشاورزی، بهداشتی و اقلیمی را نیز مورد توجه خود قرار داد که بدترین نوع جنایت علیه انسان‌های بی‌گناه یک کشور تلقی می‌شود. آمریکا بی‌سابقه‌ترین نوع سلاح‌های شیمیایی و میکروبی را علیه کوبا و شخص کاسترو به کار برد. در همین زمینه سازمان سیا با استفاده از جاسوسان خود سعی در میکروبی کردن تمام نیازهای اولیه مردم برای خوردن و آشامیدن داشت. در همان سال‌های اولیه یک کارشناس کانادایی که به عنوان مستشار برای دولت کوبا کار می‌کرد، در ازای دریافت مبلغ پنج‌هزار دلار از یک مأمور اطلاعاتی سیا بوقلمون‌های کوبایی را به ویروسی مبتلا ساخت که بیماری مهلک نیوکاسل تولید می‌کرد. علاوه بر این در 1971 سیا ویروس دیگری را در اختیار تبعیدیان کوبایی قرار داد که تب خوک آفریقایی تولید می‌کرد و تلفات و صدمات این جنایت در حدی بود که سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد آن را خطرناک‌ترین رویداد سال نامید.
10 سال بعد از آن نیز، انسان‌ها هدف اینگونه حملات قرار گرفتند و مردمان کوبا را تب استخوان‌شکن فرا گرفت. طبق اسنادی که بعدها منتشر شد ارتش آمریکا پشه‌های مخصوص ناقل بیماری را که در جورجیا و فلوریدا پرورش داده بود، آزاد کرد. همچنین سیا نقشه‌های دیگری جهت تغییرات اقلیمی در کوبا در دست اقدام داشت. یکی از شرکت‌کنندگان در این طرح می‌گوید: «سازمان سیا در سال‌های 1969 و 1970 به تکنولوژی تعدیل آینده‌نگر آب و هوا متوسل شد تا محصول شکر کوبا را نابود  کند و اقتصاد آن کشور را ضایع سازد.»
این نقشه‌های شوم همچنین برای ترور بیولوژیک فیدل کاسترو توسط سیا استفاده شد. با این حال تاکنون گستره عملیات جنگ شیمیایی و میکروبی آمریکا با کوبا هرگز به درستی روشن نشده است. جنایت آمریکا در لائوس    
پردوام‌ترین بمباران هوایی تاریخ علیه غیرنظامیان آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، همه کشورها را آماج حملات و دخالت‌های خود قرار داد. یکی از این موارد ورود نظامی به کشور لائوس برای حمایت از حکومت هم‌پیمان خود و کشتار غیرنظامیان و مردم عادی لائوس است. این حجم کشتارها در سطحی بود که منجر به کشته و آواره شدن مردم مناطق مختلف لائوس شد. نشریه خاوردور چاپ هنگ‌کنگ در سال 1970 در این زمینه نوشت: «ایالات متحده طی دو سال گذشته پردوام‌ترین بمباران هوایی تاریخ را ضد هدف‌های عموما غیرنظامی در شمال شرقی لائوس انجام داده است... جت‌های آمریکایی که از پایگاه‌های تایلند یا از ناوهای هواپیمابر به پرواز درمی‌آمدند، بیشترین روستاها و شهرهای شمال شرقی این کشور را ویران کرده‌اند و به ساکنان نواحی مزبور تلفات سنگینی وارد شده است.» این حملات باعث شد جمع کثیری از مردم بیشتر اوقات خود را در غارها و گودال‌ها به سر ببرند.
آمریکا به دلیل عدم موفقیت در جنگ‌های زمینی، به حملات هوایی روی آورد و با بمباران‌های شیمیایی خساراتی جدی به منابع انسانی لائوس وارد کرد. اما این خوی ددمنشانه آمریکایی به هیچ وجه آرام نگرفت به‌طوری که جانسون معاون وقت وزارت خارجه آمریکا درباره حملات این کشور به لائوس گفت: «ما به عنوان آمریکایی می‌توانیم از عملیات خود در لائوس احساس افتخار کنیم. عملیات یاد شده عملا هیچ صدمه‌ای به آمریکاییان نزده است. به نظر من آنچه در برابر پول خرج شده به دست آورده‌ایم، به قول معروف، به زحمتش می‌ارزید.»
علاوه بر این، سازمان سیا با راه‌اندازی ارتش سری در لائوس نظامیان آمریکایی را تحت پوشش شرکت‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی در جامعه لائوس نفوذ داد تا کارها را به نفع حامیان خود پیش ببرد. ارتش سری اغلب از نظامیان بازنشسته تشکیل شده بود تا جایی که اخبار مربوط به این ارتش از مردم و کنگره آمریکا هم مخفی نگه داشته می‌شد. هزینه‌هایی که آمریکا برای به قدرت رسیدن «پاتت لائو»  به عنوان دست‌نشانده خود در لائوس کرد، آن کشور را به سرزمین خانه به دوشان بی‌دهکده و مزرعه مبدل کرده بود. یک نسل آواره، صدها هزار نفر کشته و تعداد زیادی معلول شده بودند.
دخالت‌های نظامی- سیاسی و جنایت‌های ضدحقوق بشری آمریکا در لائوس به جایی رسید که حد و مرزی برای آن تصور نمی‌شد و هنگامی که نیروی هوایی آمریکا در حال خروج از کشور لائوس فرستنده رادیویی خود را تعطیل کرد، آخرین پیامش این بود: «خدانگهدار و به امید دیدار در جنگ آینده!»