هیچ‌کس شکست جادوگر را نمی‌خواهد

علی کریمی نامی آشنا و باارزش در جامعه ماست و محبوبیتش بین نسل جوان امروز انکارنشدنی است.
او یک نابغه فوتبالی بود و در عرصه بازیگری کم‌نظیر. خیلی از تیم‌ها و باشگاه‌ها حسرت داشتنش را می‌خوردند و همواره برای مهار او در داخل زمین دچار مشکل می‌شدند. او تکنیکی‌ترین بازیکن چند دهه اخیر ایران بود و به‌راحتی از سد بازیکنان بزرگ و مدافعان سرسخت می‌گذشت و هنرنمایی‌اش همه را شگفت‌زده می‌کرد.
همان‌گونه که همه آدم‌ها هم تاریخ مصرف دارند و زمانی به پایان عمر فعالیت تخصصی‌شان می‌رسند، کریمی هم از این قاعده مستثنی نبود و به پایان دوره بازیگری‌اش رسید و کفش‌هایش را آویخت.
علی کریمی بازیکن که زمانی بزرگ‌ترین باشگاه اروپا مثل بایرن‌مونیخ هم از وجودش بهره برد، حالا پس از بازیگری به مربیگری روی آورده و قصد دارد در این میدان هم به عرضه هنرش بپردازد و در این حوزه توانایی‌های بالقوه‌اش را به معرض تماشا بگذارد.


شاید او بتواند و خیلی زود مثل برخی نوابغ مربیگری دنیا مثل گواردیولا در سن کم به اوج قله مربیگری برسد و موفقیت را در آغوش بگیرد؛ این احتمال هست اما با توجه به شرایط نامناسب و عدم ثبات مدیریتی و نگاه تخصصی در کشورمان، آیا می‌شود به این موضوع اطمینان داشت؟ آیا بدون کسب تجربه در شرایط بسیار متفاوت و ناهمگون فوتبالی در کشور می‌شود مسیرهای مشخص‌شده را طی کرد؟ آیا کریمی با حجب و حیایی که دارد می‌تواند به تمام توقعات و انتظارات دوستان و آشنایش در نوع همکاری پاسخ مثبت دهد و انتخاب درست داشته باشد؟ مشکل اصلی او در انتخاب دستیاران است که رفاقت نباید در آن دخیل باشد. مشکل دیگر او خالی‌شدن باشگاه از بازیکنان بزرگ و موثر است که رفته‌اند و مجبور است با استرس فراوان و در مدت بسیار کم تیمش را ببندد.
یک مشکل دیگر و بزرگ‌تر نداشتن مجوز مربیگری علی کریمی است که دوره‌های مربیگری A آسیا را نگذرانده و کارت مربیگری ندارد. هرچند به جهت حضور در تیم‌ملی و جام‌جهانی کارت مربیگری درجه C را دریافت کرده ولی این برای سرمربیگری او کافی نیست و اعتبار ندارد.
کریمی با باشگاهی قرارداد بسته که کلی بدهکار است و شاکیان زیادی پشت در دفترش نشسته‌اند تا طلب خود را دریافت کنند. این در صورتی است که شرکت بهنام پیشرو کیش صاحب اصلی باشگاه آهی در بساط ندارد یا نمی‌خواهد هزینه کند و همین امر مشکلات زیادی را متوجه آنها کرده است.
مهلت 15 روزه وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران به شرکت بهنام پیشرو کیش مبنی‌بر تسویه کامل مالی و انجام تعهداتش در زمینه پرداخت مالیات، طلب بازیکنان و مربیان و کادر فنی و پزشکی، هتل‌ها و رستوران‌ها، آژانس‌های هواپیمایی، آکادمی فوتبال پایه و...  از دو سال پیش تاکنون از دیگر مشکلاتی است که در صورت عدم اجرای آنها احتمال لغو امتیاز باشگاه و سلب مسئولیت از شرکت بهنام پیشرو کیش و بازگشت دوباره‌اش به وزارت نفت وجود دارد. این مهلت تا شنبه هفته آینده اعتبار دارد.
پیش از علی کریمی مدیران باشگاه در یک حرکت ناپسند و نامعقول شرطی را اعلام کرده بودند که هر مربی در صورت قبول مسئولیت فنی این تیم باید با خودش اسپانسر به همراه بیاورد و هزینه‌های تیم را متقبل شود. به همین دلیل حمید استیلی تن به این شرایط نداد. حالا هم معلوم نیست که کریمی با این همه محبوبیت و وجهه ورزشی و اجتماعی این شرایط را قبول کرده و با اسپانسر آمده یا بدون تکیه به چنین موضوعی مسئولیت فنی این تیم را قبول کرده است که در این صورت نحوه تامین بودجه و هزینه‌های باشگاه ابهاماتی را به وجود می‌آورد و مشکلات بعدی را به مشکلات قبلی اضافه خواهد کرد.
به هرحال علی کریمی کسی نیست که با عملکرد ضعیف و بدون پشتوانه فکری و عملی و به همین راحتی در مرحله شروع مربیگری ضربه بخورد و تا پایان عمرش نیز تاوان آن را بدهد. او اسطوره ورزشی یک کشور صاحب فوتبال و دارای علاقه‌مندان میلیونی است که نمی‌خواهند آسیبی به او برسد و آغاز نشده، پایان یابد. در این راه خود او بهتر از دیگران می‌تواند تصمیم بگیرد و عمل کند. فقط نیاز به مشاوران دلسوز و آگاه دارد و بررسی تمام جوانب که هم موفقیت را شامل می‌شود و هم شکستی که نمی‌توان به این راحتی آن را جبران کرد. علی کریمی باید در زندگی مربیانی هم که طلوع نکرده، غروب کردند کمی مطالعه و تحقیق کند. شاید مسیر درست را به او نشان دهد.
یک نکته نباید فراموش شود که هیچ علاقه‌مند به فوتبال در ایران شکست جادوگر فوتبال ایران را نمی‌خواهد؛ چه در زمان بازیگری که به او ثابت شده و چه اکنون که کریمی مربی توانمند و موفق را می‌خواهند شاهد باشند. خدا را چه دیدی، روزی هم فرا می‌رسد که نیمکت تیم‌ملی فوتبال ایران صندلی اولش را به نام علی کریمی بسپارد به شرطی که او از همین الان آینده‌اش را با انتخاب درست پایه‌گذاری کند.