بلیط هواپیما

تقاص ناهمراهی با سلطنت!

تکرار مکررات است که جمهوری اسلامی اپوزیسیون در خور اعتنا ندارد. مخالفان نظام یا باید باد به آسـتین مـنافقین بیندازند (که جایگزینی مریم قجرعضدانلو به جای مسعود رجوی و لیفتینگ صورت و بوتاکس و استفاده از لنز رنگی هم، گذشته خشونت‌آمیزشان را رفع و رجوع نمی‌کند)، یا باید به پسر پهلوی دخیل ببندند (که سراسر کاریکاتوریک و فانتزی است، نمی‌تواند درست به فارسی حرف بزند، در شصت و دو سالگی از مادرش پول توجیبی می‌گیرد و در منتظرالسلطنه بودن، با مظفرالدین شاه قاجار کورس
گذاشته است!).
ابتذال ماجرا در حدی است که اگر او کنار برود، امیرعباس فخرآور شاه می‌شود و مگر نشده؟ به طور مشخص از یک دهه و اندی قبل، امریکا، انگلیس و اسرائیل با بسیج کردن رسانه‌های جفت و طاق خود، جنازه دوم را برداشته‌اند و ظهور ترامپ، به این جنون دامن زده است. از عادات و آداب این تئاتر، آن است که هر کس در گذشته، حتی به قدر سنگریزه‌ای به سوی زورمداری وابسته پهلویستی پرتاب کرده باشد، باید سیاه شود! لعن و نفرینی را که این روز‌ها از سوی فیک‌ها و شبه فیک‌های رسانه‌ای حواله امیرهوشنگ ابتهاج می‌شود، باید از سربند همین بازی دانست. ابتهاج بد است، چون سوسیالیست بوده، به اعلیحضرت فقید دل نداده، در وصف امام‌حسین و امام خمینی شعر گفته، در سال‌های پایانی حیات عصبانیت هیستریک ضدانقلاب خارجی را به هیچ گرفته و به ایران آمده و در انتخابات شرکت کرده و در نهایت جمهوری اسلامی اجازه داده پیکرش در تهران و رشت تشییع شود! دوگانه‌سازی سوسیال و لیبرال نیز این فقره را رفع و رجوع نمی‌کند، مگر جلال‌آل‌احمد، سیمین دانشور، مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی‌صدر، اردشیر زاهدی، رضا براهنی و الخ، جملگی سوسیالیست بوده‌اند که همین تعزیه پشت‌سرشان برپا شد؟ بسا از ایشان نظراً و عملاً سال‌ها بود که از چپ بریده و لیبرال شده بودند، یا دست کم با لیبرالیسم موجود مشکلی نداشتند، یا اصلاً خودشان تندیس بورژوازی بودند! از آن طرف، مگر جماعتی که به کار توجیه کودتای سوم اسفند و حبس و کشتار قزاق و زمین‌خواری و فرار قهرمانانه او از کشور در شهریور ۲۰، شب و روز نمی‌شناسند، لیبرال‌اند؟ قصه از دوگانه سلطنت‌طلب و غیر‌سلطنت‌طلب آب می‌خورد و تلاش می‌شود با سوء‌استفاده از برخی نارضایتی‌ها در ایران –که از قضا بخشی مهم از آنها، در همان خارج و به دست دولت‌های یادشده کارسازی شده- این ذهنیت‌پراکنی‌ها ضریب یابد.
سخن نهایی این نبشته، با جماعتی از روشنفکران و اهل ادب است که زینت المجالس برخی از تلویزیون‌های این تفکرند. شما اگر در ستیز با جمهوری اسلامی یقه خود را هم بدرید، تا زمانی که خاک پاپوش شازده را سرمه چشمان خویش نسازید، عاقبتی، چون نامبردگان فوق خواهید داشت. توش و توانتان را می‌ستانند و با فحش و فضیحت بدرقه‌تان می‌کنند، خلاص!