بلیط هواپیما

اخبار ویژه

    فرافکنی رئیس ‌موساد و ضد حال رئیس‌ شاباک به او اظهارات رئیس ‌سرویس امنیت داخلی رژیم صهیونیستی «شاباک»، هجو سخنان آمیخته با لاف‌زنی و فرافکنی رئیس‌موساد است. دیوید بارنیا، رئیس‌سرویس جاسوسی اسرائیل، موساد، دیروز مدعی شد حملات ایران علیه اسرائیل و اتباعش، خواه مستقیماً صورت بگیرند خواه غیرمستقیم به وسیلۀ نیروهای نیابتی، پاسخ را در خاک ایران در پی خواهد داشت.  وی گفت: در این صورتی، اسرائیل نه نیروهای نیابتی ایران، بلکه کسانی را دنبال خواهد کرد که این نیروها را مسلح کرده یا به آنان دستور داده‌اند و در نتیجه اقدامات اسرائیل در خود خاک ایران صورت خواهند گرفت. وی مدعی شد اسرائیل اخیراً دهها حملۀ تروریستی ایران را در خارج خنثی کرده‌ است. رئیس‌موساد که در دانشگاه رایخمن هرتزلیا سخنرانی می‌کرد، همچنین گفت: احیای توافق هسته‌ای، هیچ مصونیتی برای تهران در مقابل عملیات موساد ایجاد نخواهد کرد. لاف‌زنی و فرافکنی رئیس‌موساد در حالی است که رونن بار، رئیس‌سرویس اطلاعات و امنیت داخلی اسراﺋیل «شاباک»، همزمان، از شکاف عمیق داخلی به عنوان پیچیده‌ترین چالش اسرائیل یاد کرد و گفت این اختلافات، تشدید عملیات علیه اسرائیل را در پی داشته است. به گزارش رادیو فرانسه، وی با استناد به داده‌های اطلاعاتی گفت: دشمنان اسرائیل احساس می‌کنند که تاب‌آوری ملی آن تضعیف شده است.  رونن بار در ادامه افزود: بی‌ثباتی سیاسی و نفاق داخلی در نظام اسرائیل، گروه‌های تروریستی و افراد را به انجام عملیات علیه اسرائیل ترغیب کرده‌اند.  وی که همانند رئیس‌موساد، در دانشگاه رایخمن در هرتزلیا سخنرانی می‌کرد، گفت: بر پایۀ اطلاعاتی که خوانده‌ایم و بازجویی از مهاجمان و همچنین سال‌ها تجربۀ آشنایی با دشمنان، می‌توانیم امروز بدون کمترین تردیدی بگوییم که بی ثباتی سیاسی و تشدید منازعات داخلی، ترغیب‌‌کنندۀ محور شرارت، سازمان‌های تروریستی و حملات فردی است. رئیس‌شاباک در ادامه گفت: شکاف عمیقی که در درون جامعۀ اسرائیل توسعه یافته، پیچیده‌ترین چالشی است که این کشور با آن مواجه شده است.» رونن بار در ادامۀ سخنانش افزود: از نظر سرویس های اطلاعاتی و امنیت داخلی اسرائیل، بی‌ثباتی سیاسی و اختلافات درونی گروه‌های تروریستی و افراد را به ارتکاب حمله علیه اسرائیل ترغیب کرده است. این احساس در نزد دشمنان اسرائیل شکل گرفته که مزیت تاریخی اسرائیل و تاب‌آوری و استحکام ملی آن تضعیف شده است.چنین ارزیابی‌ای در نزد دشمنان، باید بیش از همه ما را نگران کند. در این زمینه تنها کاری که شاباک می‌تواند بکند، هشدار دادن است و مقابله با آن وظیفۀ همه است. یادآور می‌شود تامیر پاردو رئیس ‌اسبق موساد، 12 خرداد ماه امسال گفته بود: «اسرائیل در سایه چند دستگی بی‌سابقه، وارد مرحله خود ویرانگری شده و در لبه پرتگاه قرار دارد. نفرت متقابل در میان ساکنان اسرائیل (فلسطین اشغالی) حاکم است. در شرایطی که دشمنان، منتظر ساعت صفر نابودی ما هستند، به کشوری تکه پاره تبدیل شده‌ایم». این فشار مقاومت و «ضربات امنیتی ترکیبی» از درون و بیرون سرزمین‌های اشغالی موجب تشدید اختلافات در رژیم صهیونیستی و انحلال چند باره پارلمان و دولت در چهار سال اخیر شده است. اسرائیل در ۷۴ سال اشغالگری، دیوار امنیتی کاملی را به دور خود کشیده و مناطق اشغالی را به «زندان- پادگان» بزرگ با انواع دوربین‌ها و یگان‌های نظامی تبدیل کرد. اما با همه این تدابیر، اکنون ضربات از لبنان و غزه، به عمق مناطق کشیده شده است. آخرین بار، هفته گذشته، پدر و پسر و برادرزاده فلسطینی، ضمن جا گذاشتن همه تدابیر امنیتی، به اتوبوس حامل سی نظامی عضو تیپ گولانی حمله ور شدند. تکرار زنجیره‌‌وار عملیات ظرف هشت ماه اخیر، افزایش استفاده از سلاح گرم و حتی بمب دست ساز، و دقت بیشتر در تلفات‌گیری، از بحران امنیتی در رژیم اسرائیل با وجود همه سختگیری‌ها و جنایت‌ها خبر می‌دهد. چندی قبل «بن کاسبت» تحلیلگر معروف صهیونیست اظهار داشت: «عملیات‌‌‌های اخیر ثابت کرد دیوار حائل که گمان می‌‌رفت راه نجات ماست، هیچ فایده‌‌ای ندارد».  مؤسسه مطالعات امنیتی دانشگاه تلاویو (INSS)، هشت ماه قبل، سند ارزیابی استراتژیک سالانه خود درباره سه تهدید مهم را جهت ابلاغ به نهادها، به «اسحاق هرتزوگ» رئیس‌رژیم ارائه کرد: «ایران، بزرگ‌ترین تهدید به شمار می‌‌رود و اسرائیل، به تنهایی قادر به مقابله نیست. ایران به فعالیت‌های منطقه‌ای از طریق توسعه برنامه‌ موشک‌‌های نقطه‌‌زن و پهپاد‌های حزب‌‌الله و دیگر گروه‌‌ها که قادر به نفوذ به عمق اسرائیل هستند، ادامه می‌دهد. جنگ غزه [سیف‌القدس] نشان داد جبهه داخلی فلسطین، به هیچ عنوان به حاشیه نرفته. با آنکه ارتش و دستگاه‌‌های امنیتی، وضعیت کرانه باختری را شبانه‌‌روز تحت کنترل دارند، اما اوضاع امنیتی به علت ضعف تشکیلات خودگردان و اتحاد گروه‌‌ها در کف خیابان، در آستانه انفجار است. در داخل هم، تهدید اجتماعی و قطبی‌‌سازی، شکاف‌‌ها و تنش‌‌ها، سومین تهدید بزرگ است. تداوم جبهه‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی و بی‌‌اعتمادی به نهاد‌های حاکمیتی و خلأ آشکار در آمادگی ارتش برای جنگ آتی در چند جبهه، چالش‌‌‌های بسیار بزرگی را ایجاد کرده، آن هم در شرایطی که مناطق خارج از کنترل، به‌وجود آمده‌اند. احتمال درگیری و هرج و مرج بسیار بالاست.» این نکته هم گفتنی است که شاباک دو هفته قبل، درباره احتمال بروز خشونت شدید و آشوب در انتخابات دو ماه دیگر کنست (پارلمان) هشدار داد.   عذرخواهی پیشکش؛ سکوت می‌کردید تا مردم فراموش کنند دولتمردان ارشد دولت سابق اگر عذرخواهی بلد نیستند، لااقل سکوت کنند. روزنامه رسالت با اشار به بازنشر برخی اظهارات تحریف‌آمیز روحانی و جهانگیری و... در رسانه‌ها نوشت: درست در آستانه یک سالگی دولت سیدابراهیم رئیسی، گفت‌و‌گوهایی از حسن روحانی، اسحاق جهانگیری و عبدالناصر همتی در فضای عمومی انتشار یافته است. گویا مسئولان دولت پیشین، در برنامه‌ای هدفمند و هماهنگ، پس از یک سال سکوت به میدان آمده‌اند و در حال بازآرایی جریان خود در صحنه سیاست کشورند. این در حالی است که با توجه به عملکرد آن دولت، حداقل چهره‌های شناخته‌شده و شاخصش، باید تا سال‌ها یا شرمنده و عذرخواه افعال و اقوال خویش باشند یا لااقل سکوت پیشه کنند. اما همین مصاحبه‌های اخیر، هرچند حاوی نکات فرافکنانه و بعضا متناقضی است، دو نکته بسیار مهم از پشت‌پرده‌های دولت پیشین را عیان می‌کند.  وزیر نیرو می‌گوید ما در دولت دوم روحانی به‌دنبال طرح‌هایی برای گشایش و رونق بیشتر اقتصاد مبتنی بر برجام بودیم، حال‌ آنکه درست در میانه راه، ترامپ از برجام خارج شد. او حتی برای گفته خود از این مثال بهره برده که ما برای والیبال به میدان رفته بودیم، اما از میانه بازی از ما خواستند بسکتبال بازی کنیم! منظور ایشان آن است که در دولت دوم روحانی (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰) برنامه‌هایمان متناسب با رونق اقتصاد بود اما با جنگ اقتصادی مواجه شدیم. این در حالی است که ترامپ، سال ۱۳۹۵ یعنی حدود یک سال قبل از انتخابات دور دوم دولت روحانی به کاخ سفید راه‌ یافته بود و حتی در تبلیغات انتخاباتی خود نیز دم از پاره کردن برجام می‌زد. سؤال این است که آیا دولت دوازدهم و ژنرال‌هایی که ادعا می‌کردند زبان دنیا را می‌فهمند، کمترین پیش‌بینی از آنچه در پیش است، نداشتند؟  دو. حسن روحانی در مصاحبه خود می‌گوید که بلافاصله پس از خروج ترامپ از برجام، برخی وزرا پیشنهاد دادند که دسته‌جمعی استعفا کنیم، چراکه در شرایط جنگی افرادی با اختیارات بیشتر باید روی کار بیایند! این رازی که بعد از ۴ سال پرده از آن برداشته ‌شده، روایت یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌ها و توطئه‌های تاریخ انقلاب است. فرض کنید که دولت آمریکا برای در فشار قرار دادن ایران، از توافقی که با ایران امضا کرده خارج شود و در مقابل، دولت ایران دسته‌جمعی استعفا کرده- بخوانید مشابه برخی دولت‌های دوره پهلوی سقوط کند- و پشت مردم و کشور را خالی کند!  چه پیامی به دوست و دشمن و به‌ویژه مردم خودمان مخابره می‌شود؟ ما می‌پنداشتیم که اوج شاهکار آقایان مطلع شدن از جهش قیمت بنزین صبح جمعه بود، حال ‌آنکه براساس گفته‌های خودشان، عجایب و خیانت‌های بسیار بزرگ‌تری متوجه کشور بوده است. آیا نهادهای نظارتی، نباید مراقبت جدی‌تری کنند تا در بزنگاه‌ها و گردنه‌ها، چنین افرادی پشت فرمان ماشین کشور ننشینند؟! هرچند دستگاه‌های نظارتی باید با دقت بیشتری به وظایف خود عمل کنند، اما تنها راه زدودن کامل غرب‌زدگی و خودباختگی از عمل برخی مسئولین و از ذهن بخش‌هایی از جامعه، عملکرد مثبت و اثربخش دولت سیزدهم است. اگر با وجود شرایط فعلی، دولت سیزدهم بتواند کشتی مدیریت کشور و معیشت مردم را به ساحل آرامش برساند، ناکارآمدی جریان غرب‌زده در کشور به اثبات خواهد رسید، آن روز است که جریان تحریف و در نتیجه آن جریان تحریم شکست خواهد خورد و چهره‌های غرب‌زده و تحقیرکننده خود و کشور، برای همیشه به عبرت تاریخ ایران تبدیل خواهند شد.   رویترز: اروپا گرفتار مرگ تدریجی شده است قیمت کالاهای اساسی در اروپا در اثر بحران اقتصادی اخیر سه برابر شده و شرایط احتمالاً در زمستان سخت‌تر هم خواهد شد. خبرگزاری رویترز با انتشار این تحلیل درباره شرایط بحرانی کشورهای اروپایی نوشت: در حالی که به نظر می‌رسید اقتصاد اروپا پس از افول نسبی بیماری کرونا، دوران رونق را پیش‌رو داشته باشد، جنگ اوکراین،‌پیش‌بینی‌ها را به هم زد و مجدداً سایه بحرانی تمام عیار را بر این قاره افکند و اروپایی‌ها را گرفتار کرد. بر اثر تورم اقتصادی ناشی از این تهاجم‌، قیمت کالاهای اساسی حداقل سه برابر گذشته شده و حامل‌های انرژی غیرقابل دستیابی نشان می‌دهند. بدتر از همه اینکه زمستانی در راه است که طبعا بر این قیمت‌ها بیش از این خواهد افزود. الکساندر بومپارد‌، مدیر اجرایی فروشگاه‌های زنجیره‌ای «کارفور» در آغاز ماه سپتامبر که آغازی بر پاییز محسوب می‌شود‌، می‌گوید: «درست است که مردم اروپا در سال‌های اخیر به بحران عادت کرده‌اند ولی آنچه پیش روی ما است غلیظ‌تر از موارد قبلی نشان می‌دهد. در دو دهه اخیر انواع سقوط‌های اقتصادی و فشارهای مفرط برخاسته از تقابل‌های سیاسی را تجربه کرده‌ایم ولی شرایط فعلی اروپا چیزی فراتر از تمامی موارد قبلی است.»  نه تنها بر اثر ضایعات کرونا کارخانه‌ها و صنایع مختلف در سه سال اخیر دچار انواع توقف‌ها و کسادی‌ها در کار خود شدند بلکه تعداد بی‌شماری از افراد شاغل پست‌های خود را از دست دادند و خانواده‌هایشان از امنیت مالی بی‌بهره شدند. مطالعات جدید نشان می‌دهد ارزش «یورو»‌، ارز مشترک قریب به ۲۰ کشور قاره سبز ۱۰ درصد تنزل بها داشته و قدرت خرید آن در کشورهای بزرگ این قاره به کمترین میزان دو دهه اخیر رسیده است.  رابرت گنتز رئیس ‌فروشگاه‌های زنجیره‌ای زالانـدوی آلمان می‌گوید: «قیمت کالاهای اولیه و ضروری به قدری زیـاد شـده کـه مـردم ناچارا حجـم خریدشان را کاهش داده و دیگر به سـمت کالاهایی نمی‌روند که برای زندگیشان ضروری نیستند. به همین سبب شماری از واحدهای تولیدی کالاهای تزیینی و غیر ضروری به سوی تعطیلی کشیده شده و اوضاع بسیار غمباری دارند.»  کارخانه‌های تولید مواد صنعتی در اروپا هم حجم کارشان را کاهش داده و در بعضی موارد فقط یک دهم گذشته جنس راهی بازار می‌کنند. حتی صنعت حمل ونقل هم رونق گذشته را ندارد زیرا پس از کساد شدن کار بسیاری از واحدهای مسافرتی و شرکت‌های هواپیمایی قرار بر فعالیت مجدد آنها با ابعادی کوچک‌تر شد.  روسیه که از حمایت اکثر کشورها از اوکراین در مناقشه خود با این کشور عصبانی است، و با تنگ کردن هرچه بیشتر لوله‌های گازرسانی‌اش به سطح اروپا‌، فشار روی کشورهای این قاره را به بیشترین درجه رسانده و نفت و بنزین هم کمیاب‌تر و گران‌تر از هر زمانی شده است.  به همین خاطر نه تنها فرودگاه‌های بین‌المللی در رم‌، لندن‌، فرانکفورت و پاریس از حجم پروازهای خود کاسته‌اند بلکه شرکتهای مسافربری بزرگی مانند لوفتانزا با انتشار بیاینه‌هایی رسمی بـابـت تفرق‌ها و بی‌نظمی‌های ایجاد شده در برنامه‌های کاری خود از مردم عذرخواهی کرده و حتی متذکر شده‌اند‌، با استمرار بساط فعلی هیچ بهبودی زودرسی  در افق پیش‌رو مشاهده نمی‌شود. حرف آخر را کارولین باین از شرکت «اقتصاد بنیادین» آلمان می‌زند که می‌گوید: «شوکی که قطع گاز ارسالی روسیه به بسیاری از کشورهای اروپایی وارد کرده‌، شدیدتر و بدتر از هر چیز دیگری است و از هر بحرانی که در گذشته داشته‌ایم‌، فراتر می‌رود و این شبیه‌ترین چیز به یک مرگ تدریجی  است.»