کارگران،  قربانی کسری بودجه دولت


سمیه گلپور
کارشناس اقتصادی

موضوع هدفمندی یارانه‌ها، از ابتدای طرح آن، با هدف اصلی حمایت مستقیم و هدفمند از اقشار کم‌درآمد و آسیب‌پذیر جامعه طراحی شد. هدف این بود که به جای پرداخت یارانه‌های پراکنده و غیرهدفمند به همه مصرف‌کنندگان، این حمایت به صورت نقدی و متمرکز به سرپرستان خانوارهای نیازمند پرداخت شود تا بتواند اثر ملموسی در بهبود شرایط معیشتی آنها داشته باشد. اما در عمل، روند اجرای این سیاست‌ها با چالش‌های جدی مواجه شده و نه تنها بهبود قابل توجهی در زندگی اقشار ضعیف ایجاد نشده، بلکه حذف غیرمنطقی و ناعادلانه یارانه از برخی خانواده‌های کارگری موجب فشار مضاعف بر معیشت آنها شده است. طرح هدفمندی یارانه‌ها که از سال ۱۳۸۹ آغاز شد، به دنبال حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی، بهبود بهره‌وری منابع و جلوگیری از مصرف بی‌رویه کالا و انرژی بود. محور اصلی این طرح، حمایت از دهک‌های پایین درآمدی و کاهش نابرابری‌های اقتصادی در کشور بود. اجرای صحیح این طرح باید می‌توانست منابع مالی پایداری برای دولت فراهم کند تا این منابع در بخش‌های مولد اقتصاد و ایجاد اشتغال سرمایه‌گذاری شود. همچنین انتظار می‌رفت با اجرای این طرح، نرخ تورم کاهش یابد و ساختار اقتصادی کشور اصلاح شود. با این حال، آنچه امروز شاهد آن هستیم، گپ‌ها و ضعف‌های جدی در سامانه‌های سنجش رفاه خانوار است که منجر به حذف ناعادلانه یارانه از برخی خانواده‌های کم‌درآمد شده است. به عنوان مثال، خانواده‌هایی که برای حفظ آبروی خود و برطرف کردن نیازهای اساسی مانند خرید جهیزیه، پرداخت ودیعه مسکن یا هزینه‌های ازدواج فرزندان مجبور به گرفتن وام با بهره‌های سنگین هستند، به یکباره با واریز مبلغی ناگهانی به حسابشان، از دهک‌های پایین درآمدی به دهک‌های بالاتر صعود داده می‌شوند و در نتیجه یارانه‌شان حذف می‌شود. این نوع سنجش و ارزیابی رفاه، نه تنها باعث ارتقای سطح زندگی نمی‌شود بلکه افراد بسیاری را به اشتباه از گردونه دریافت یارانه حذف کرده است. حتی فعالیت‌های خرد اقتصادی مانند فروش صنایع دستی یا فعالیت‌های خانگی که با هدف کسب درآمد و بهبود شرایط معیشتی انجام می‌شود، می‌تواند منجر به تغییر دهک‌بندی و حذف یارانه شود. این امر نشان‌دهنده نبود نظارت و دقت کافی در روند حذف یارانه‌ها است. ما قویاً با حذف یارانه جامعه کارگری مخالفت می‌کنیم. خانواده‌هایی که یارانه ناچیز ماهیانه را به عنوان کمک هزینه‌ای برای اداره زندگی خود می‌بینند، نباید با تصمیمات غیرمنطقی دچار مشکلات بیشتری شوند. بسیاری از کارگران با حقوق حداقلی زندگی می‌کنند و یارانه یکی از منابع اصلی تأمین هزینه‌های روزمره آنهاست. پرسش اساسی این است که با چه منطقی دولت حقوق حداقلی این قشر را مختل کرده و سفره‌های کوچک آنها را کوچک‌تر می‌کند؟ هزینه‌های روزافزون آموزش، حمل و نقل و درمان نیز بر فشار معیشتی این خانواده‌ها افزوده است. در حالی که خدمات درمانی ناقص و هزینه‌های آموزش روزبه‌روز افزایش می‌یابد، حذف یارانه‌ها ضربه‌ای جدی به زندگی خانواده‌های آسیب‌پذیر وارد می‌کند. همچنین باید توجه داشت که شرایط اقتصادی کشور بی‌ثبات است و نباید این بی‌ثباتی را با حذف یارانه‌ها برای اقشار ضعیف‌تر وخیم‌تر کرد. رئیس جمهور در سخنرانی سال ۱۴۰۳ به صراحت اعلام کرده است که زندگی در تهران با مبلغ ماهانه ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان هم دشوار است. در چنین شرایطی، چگونه ممکن است افرادی که با کار اضافی و دو شیفت تلاش می‌کنند هزینه‌های زندگی را تأمین کنند، از دریافت یارانه محروم شوند؟ مقام معظم رهبری نیز بر حفظ قدرت خرید همه اقشار تاکید داشته‌اند و دولت موظف است انصاف را رعایت کند. بسیاری از افرادی که به دهک‌های هفتم، هشتم و نهم درآمدی تعلق دارند، از رفاه قابل قبول برخوردار نیستند و حتی بخش قابل توجهی از آنها بازنشستگان کارگری و کارمندی هستند. حذف یارانه حداقلی این افراد، آسیب جدی به پیکره اقتصاد خانواده‌ها و جامعه وارد می‌کند، خصوصاً در شرایط پس از جنگ و بی‌ثباتی اقتصادی که هنوز آثار آن باقی است.