تامین نقدینگی در بحران
گروه اقتصاد کلان: این روز ها اخبار و تحلیلهای متعددی درباره موج دوم جنگ احتمالی ایران و رژیم صهیونیستی مطرح میشود؛ در چنین شرایطی موضوع مهمی همچون تامین مالی دولت در شرایط جنگی از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. به گزارش تجارت، در شرایط جنگ، تأمین مالی برای هر کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. جنگها معمولاً باعث افزایش هزینههای دولت در زمینههای مختلف از جمله جبران خسارات ناشی از حملات، تامین نیازهای نظامی و حفاظت از زیرساختها میشوند. در این راستا، دولتها با چالشهایی نظیر کسری بودجه مزمن، افزایش هزینههای غیرمنتظره و نیاز به تخصیص منابع برای امور دفاعی و امنیتی روبرو هستند. در این راستا، بسیاری از کشورها به سراغ روشهای مختلفی برای تأمین مالی در این دوران میروند. یکی از این راهکارها، انتشار اوراق بدهی است که در بسیاری از کشورها به عنوان یکی از ابزارهای اصلی تأمین مالی در شرایط جنگی شناخته میشود. اما این روش نیز به طور ویژه برای کشورهایی که در حال حاضر با مشکلات اقتصادی مانند کسری بودجه مزمن مواجه هستند، چالشهای جدیدی ایجاد میکند. انتشار اوراق بدهی در زمان جنگ به عنوان یک راهکار سریع و مقبول برای تأمین مالی مطرح است. با این حال، برای موفقیت در این زمینه، دولت باید توان بازپرداخت بدهیها را داشته باشد تا از خطر نکول (عدم توانایی در بازپرداخت بدهی) جلوگیری شود. در غیر این صورت، انتشار اوراق جدید میتواند به یک بحران مالی تبدیل شود. یکی از مشکلاتی که در ایران در این زمینه وجود دارد، محدودیت ظرفیت بازار اوراق بدهی است. این موضوع باعث میشود که امکان تأمین مالی از طریق انتشار بیشتر اوراق کنونی مانند اوراق خزانه اسلامی (اخزا) یا صکوک کاهش یابد. بنابراین، در شرایط جنگی، نیاز به طراحی اوراق جدید برای تأمین مالی دولت احساس میشود. با توجه به محدودیتهای موجود در بازار اوراق دولتی، طراحی اوراق جدید به عنوان یک راهکار مناسب مطرح میشود. این اوراق باید از بازاری متفاوت با بازار اوراق کنونی برخوردار باشند تا نقدینگی جدیدی جذب کرده و از بروز شوک به نرخ سود اوراق کنونی جلوگیری شود. از این رو، اوراق جنگی میتوانند ابزاری مؤثر برای تأمین مالی دولت در شرایط جنگ باشند. یکی از ویژگیهای اصلی این اوراق باید جذب نقدینگی از بخشهای جدید جامعه باشد. از آنجایی که خریداران خرد معمولاً به خرید اوراق دولتی کنونی تمایلی ندارند، اوراق جدید باید به گونهای طراحی شوند که عموم مردم بتوانند در خرید آنها مشارکت کنند.
اتصال اوراق جنگی به پشتوانه طلا
در این راستا یکی از پیشنهادات قابل بررسی در طراحی اوراق جنگی، اتصال آنها به پشتوانه طلا است. در شرایط جنگی و بروز بحرانهای اقتصادی، هجوم مردم به بازارهایی مانند طلا و ارز معمول است. بنابراین، اتصال این اوراق به پشتوانه طلا میتواند جذابیت بیشتری برای خریداران ایجاد کرده و از هجوم نقدینگی به بازارهای دارایی جلوگیری کند. نرخ سود این اوراق میتواند به گونهای ترکیب شود که شامل یک بازده قطعی کمتر از اوراق خزانه (اخزا) به همراه یک بازده غیرقطعی متصل به داراییهای بازار باشد. این فرمول به گونهای طراحی میشود که از جهش شدید نرخ سود جلوگیری شود، به خصوص در مواقعی که قیمت داراییهای مورد نظر (مانند طلا) افزایش یابد. یکی از نکات مهم در طراحی اوراق جنگی، تنوع داراییهای متصل به این اوراق است. این داراییها میتوانند شامل رمزارزها، نفت، طلا یا ارز باشند. این تنوع باعث میشود که گروههای مختلف سرمایهگذاران با سلایق مختلف بتوانند در خرید این اوراق مشارکت کنند. این تنوع همچنین به گسترش بازار اوراق جنگی کمک میکند و موجب کارایی بیشتر در جذب منابع مالی از بخشهای مختلف اقتصادی میشود. به این ترتیب، اوراق جنگی میتواند ابزاری مؤثر برای تأمین مالی دولت در شرایط بحرانی باشد.
چالشهای مربوط به جانشینی اوراق جنگی
یکی از چالشهای مطرح در استفاده از اوراق جنگی، جانشینی این ابزار به جای اوراق دولتی معمول (مانند اخزا و مرابحه) است. این مسئله میتواند موجب ایجاد فشار بر بازار اوراق دولتی شود و نرخ سود آنها را تحت تأثیر قرار دهد. برای حل این مشکل، میتوان تدابیری اتخاذ کرد که شامل تعیین سقف خرید برای اشخاص حقوقی، اعمال مالیات بر خریداران حقوقی و ایجاد معافیت برای افراد حقیقی باشد. همچنین، کاهش نقدشوندگی اوراق جنگی و افزایش مدت زمان آنها میتواند نقدینگی را از بخشهای حساس اقتصادی به سمت دولت هدایت کند و از این طریق، خطر افزایش نرخ سود در اوراق دولتی را کاهش دهد. دولت میتواند برای حل مشکل تأمین مالی کنونی، بخشی از مالیات سال آینده خود را در قالب اوراق بدهی (اخزا) به فروش برساند. این اقدام میتواند درآمد آینده دولت را در زمان حال تأمین کرده و بار مالی کنونی را کاهش دهد. همچنین، دولت میتواند از طریق طراحی بستههای ETF (صندوقهای قابل معامله) از داراییهای خود، بخش دیگری از منابع مالی مورد نیاز را تأمین کند.در شرایط جنگ، میتوان از مداخلات رفتاری برای تشویق مردم به خرید اوراق جنگی استفاده کرد. به عنوان مثال، نامگذاری اوراق جدید تأمین مالی با عناوینی مرتبط با جنگ و دفاع ملی میتواند حس همدلی در جامعه ایجاد کرده و مردم را به حمایت مالی از دولت ترغیب کند.
سازوکار بازپرداخت بدهیها
مهمترین نکته در تأمین مالی دولت در شرایط جنگی، طراحی برنامهای برای بازپرداخت بدهیها است. با توجه به کسری بودجه مزمن، افزایش بدهیها میتواند خطر نکول را افزایش دهد. بنابراین، دولت باید به موازات طراحی اوراق جنگی، برنامهای برای بازپرداخت تعهدات خود تدوین کند. این برنامه میتواند شامل اقدامات کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت برای جبران کسری بودجه و بازپرداخت بدهیها باشد. به طور کلی، هدف این اقدامات باید کاهش وابستگی دولت به استقراض خارجی و تقویت توان مالی دولت برای بازپرداخت دیون باشد. علاوه بر تأمین مالی از طریق اوراق جنگی، دولت باید اصلاحاتی در نظام مالیاتی خود انجام دهد. این اصلاحات میتواند شامل انتقال بار مالیاتی به اقشار پُردرآمد، حذف معافیتهای مالیاتی بیحساب و کتاب و حذف قیمتگذاریهای دستوری باشد. همچنین، بازنگری در ساختار استخدامی و نظام یارانهای کشور نیز میتواند هزینههای جاری دولت را کاهش دهد و تراز مالی دولت را به تعادل نزدیک کند. درنهایت آنچه که میتوان به عنوان جمع بندی بیان کرد این است که تأمین مالی دولت در زمان جنگ، یکی از چالشهای حیاتی و پیچیدهای است که هر کشور با آن روبهرو میشود. بروز جنگ باعث افزایش بیسابقهای در هزینههای دولتی، به ویژه در زمینه تأمین نیازهای نظامی و جبران خسارات ناشی از جنگ میشود. در این شرایط، دولتها به راهکارهای مختلفی برای تأمین منابع مالی جدید نیاز دارند. یکی از متداولترین و کارآمدترین روشها، انتشار اوراق بدهی است، اما در کشورهای با کسری بودجه مزمن، این اقدام ممکن است با چالشهایی از جمله محدودیت ظرفیت بازار و خطر نکول مواجه شود در این راستا، طراحی اوراق جنگی به عنوان ابزاری نوین برای تأمین مالی در زمان جنگ، میتواند پاسخگوی نیازهای مالی دولت باشد. این اوراق باید به گونهای طراحی شوند که نقدینگی از بخشهای جدید جامعه جذب کرده و از ایجاد شوک به نرخ سود اوراق کنونی جلوگیری کند. اتصال این اوراق به داراییهایی مانند طلا یا ارز، میتواند جذابیت بیشتری برای خریداران ایجاد کند و نقدینگی را از هجوم به بازارهای دارایی، به سمت دولت هدایت کند. علاوه بر این، تنوع داراییهای متصل به اوراق جنگی، از جمله رمزارزها، نفت و طلا، میتواند به گسترش بازار این اوراق کمک کرده و از تنوع سلیقههای سرمایهگذاران بهرهبرداری کند. همچنین، با اعمال تدابیر رفتاری همچون نامگذاری این اوراق با عناوینی مرتبط با جنگ، میتوان حس همدلی در جامعه ایجاد کرده و مردم را ترغیب به خرید اوراق جنگی کرد. برای تأمین مالی دولت در شرایط جنگ، نیاز به اقدامات همزمان و فوری در زمینههای مختلف اقتصادی است. اصلاحات مالیاتی، حذف معافیتهای مالیاتی بیحساب و کتاب، بازنگری در ساختار استخدامی و کاهش هزینههای جاری دولت، میتواند به تدریج به تعادل تراز مالی دولت و کاهش وابستگی به استقراض خارجی کمک کند. همچنین، تدوین برنامهای دقیق برای بازپرداخت بدهیها به موازات طراحی ابزارهای تأمین مالی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.

