سیگنال تغییر در رویکرد سیاست پولی
گروه اقتصاد کلان:یک اقتصاددان با اشاره به ضرورت اصلاح حکمرانی اقتصادی گفت: بانک مرکزی نباید به قربانی سیاستهای غلط و تصمیمات ناهماهنگ تبدیل شود، بلکه باید با پشتوانه رئیسجمهور و ایجاد هماهنگی میان وزارتخانههای اقتصادی، نقش فرمانده اقتصادی را ایفا کند؛ در غیر این صورت، ریشه بحرانها در بخش واقعی اقتصاد همچنان باقی خواهد ماند.وحید شقاقی شهری - اقتصاددان - در گفتوگو با ایسنا، درباره انتخاب عبدالناصر همتی به عنوان جانشین محمدرضا فرزین (رئیس کل بانک مرکزی)، اظهار کرد: اگر آقای همتی این مسئولیت را بپذیرد، به نظر من یک فداکاری بزرگ انجام داده است. همتی تجربه بسیار گرانبها و قابل اتکایی دارد. متأسفانه مجلس در گذشته درباره ایشان عجله کرد و به نظر من اشتباه بزرگی مرتکب شد که او را استیضاح کرد.او ادامه داد: کشور در این شرایط سخت اقتصادی بیش از هر زمان دیگری به افراد مقتدر نیاز دارد. ما به اقتدار نیاز داریم؛ چون باندهای رانتی قدرتمندی در اقتصاد شکل گرفتهاند که اجازه نمیدهند اصلاحات واقعی انجام شود و قطعا هر کسی و حتی آقای همتی کار بسیار سختی را پیش رو دارد. یک آدمی که به زندان افتاد کلی هم منابع ارزی به جیب زده بود، به هر دلیل و طریقی که آزاد شد، برای کشور شاخ و شونه میکشد. افرادی که معلوم نیست این ثروتهای افسانهای را آوردهاند و رانت کلان دارند.
انتقاد از دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی
شقاقی با انتقاد از وجود ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، توضیح داد: ببینید این ارز چه بلایی سر کشور آورد. تجربه تلخ سالهای قبل بدون اعمال نظامهای کنترلی و اطلاعاتی تکرار شد و بخش بزرگی از منابع ارزی کشور هدر رفت. پشت این رانتها شبکههایی قرار دارند که اجازه نمیدهند دولتها با آنها مقابله کنند. البته از صبح دیروز صندوقهای طلا حدود ۵ درصد ریزش داشتهاند و بازار به وضوح این خبر را شنیده است. این نشان میدهد انتظارات بازار به سرعت به اخبار سیاسی و مدیریتی واکنش نشان میدهد.این اقتصاددان با بیان اینکه همتی آدم مقتدری است و تجربه خوبی هم دارد، تصریح کرد: مسائل ارزی ما بیشتر با سیاستهای بخش واقعی و سیاستهای بخش تجاری کشور مرتبط است؛ یعنی با بخش نفت، صنعت، پتروشیمی و کشاورزی که ارز کشور را تامین میکنند و بانک مرکزی در انتهای خط است. با این حال اگر بانک مرکزی مقتدر باشد، میتواند تیم اقتصادی را به خط کند. من فکر میکردم آقای همتی در وزارت اقتصاد میتواند این تیم را به خط کند اما نشد و متاسفانه گیر وزیر اقتصاد این است که گردنش زیر ساطور مجلس قرار دارد، ولی بانک مرکزی اینگونه نیست. مجلس نمیتواند بانک مرکزی را استیضاح کند.
ریشه مشکلات اقتصادی چیست؟
او تاکید کرد: فکر کنم رئیس کل بانک مرکزی در ساختار سیاسی کشور ما راحتتر میتواند کار کند، اما به طور کلی ریشه این بحرانها کوتاه مدت نیست و همه ناراضی هستند. من معتقدم این شرایط ۳۰ سال سیاستهای غلط اقتصادی بازمیگردد؛ اقتصاد دستوری، محیط غیررقابتی و انحصاری، سلطه شبهدولتیها، محیط کسبوکار پیچیده و نامناسب و ساختارهای معیوب حکمرانی اقتصادی در کشور دست به دست هم دادند تا در کنار تحریمها، کشور با مجموعهای از بحرانهای بزرگ در هم تنیده و به هم رسیده رو به رو شود. این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه ما سالها با درآمدهای نفتی این بیماریها را پنهان میکردیم، تصریح کرد: در ۱۴ سال اخیر چون تحریمها اعمال شد این بیماریها اثرات خود را نمایان کردند. از سال ۹۰ با تشدید تحریمها، بهتدریج منابع ارزی تحلیل رفت و آثار این بحرانها شدیدتر شد. امروز کشور همزمان با بحران آب، فرونشست زمین، بحران بانکی، بحران انرژی، فرسودگی زیرساختها و بحران صندوقهای بازنشستگی مواجه است. هرکدام از اینها به تنهایی میتواند یک کشور را فلج کند و ما همه این بحرانهای بزرگ را با هم داریم.شقاقی با بیان اینکه مردم تنها آقای پزشکیان را میبینند، اما اینطور نیست، توضیح داد: تحلیل ما باید ۳۰ یا ۴۰ ساله باشد، نه اینکه ۵ ساله تحلیل کند. هر کسی ۵ سال اخیر را تحلیل کند منافع حزبی یا دیگری دارد اما من به عنوان یک اقتصاددان مشکل را طولانی مدت میبینم و تحلیل میکنم. ریشه این اتفاقات سیاستهای غلط حکمرانی اقتصادی به همراه تحریمها است. بانک مرکزی انتهای خط است و مسئله اصلی ما در سیاستهای غلط بخش واقعی اقتصاد و سیاستهای تجاری استعضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی تهران گفت: هر کسی رئیس کل بانک مرکزی شود، اگر حکمرانی اقتصادی اصلاح نشود، با دست خالی نمیتواند کاری انجام دهد. بانک مرکزی باید بتواند سیاستهای پولی و ارزی را با سیاستهای بخش واقعی اقتصاد و سیاستهای تجاری هماهنگ کند. ذینفعهای بزرگی پشت صحنه هستند که اجازه اصلاح ساختار اقتصادی را به دلیل رانتهای بزرگ خود نمیدهند و اینجا است که اقتدار بانک مرکزی میتواند کمک کننده باشد. این یعنی رئیس بانک مرکزی باید اختیار و پشتوانه لازم را از رئیسجمهور بگیرد تا بتواند وزارتخانههای کشاورزی، صمت و نفت را در یک چارچوب هماهنگ قرار دهد. اگر این هماهنگی شکل نگیرد، منابع ارزی ناکافی خواهد بود و بحرانها تشدید میشوند.شقاقی با بیان اینکه همان افرادی که همتی را کنار گذاشتند شعار میدادند اگر همتی برود دلار گرانتر نمیشود، توضیح داد: آن زمان دلار ۸۵ هزار تومان بود اما الان به ۱۴۴ هزار تومان رسید که واقعا زیاد است. من این عدد را برای اقتصاد ایران قبول ندارم و کاملا حبابی است. عدد مشخصی اعلام نمیکنم، اما عدد فعلی بهشدت حبابی است و حتی در بدبینانهترین سناریوها هم نرخ ارز در سال ۱۴۰۴ باید پایینتر از این ارقام باشد. آنچه امروز میبینیم محصول انتظارات، نااطمینانی و همان سیاستهای انباشته غلط گذشته است.او درباره عبدالناصر همتی گفت: من معتقد هستم همتی نیروی بسیار دلسوز و فداکار است که با اقتدار خود میتواند شرایط را بهبود ببخشد. البته این را بدانید که ذینفعانی درون دولت هستند که حاضر نیستند منافعشان به خطر بیفتد و کار بسیار سخت است. ما چهار وزیر (نفت، اقتصاد، صمت و کشاورزی) داریم که ارز کشور را تامین میکنند و بانک مرکزی باید با جدیت برای اصلاح سیاستهای این چهار بخش تلاش کند. البته این مسئولیت را رئیس جمهور باید به رئیس کل بانک مرکزی بدهد که بسیار مهم است، اگر اینطور نشود دست بانک مرکزی خالی خواهد بود و با دست خالی نمیتوان کاری کرد.شقاقی در پایان صحبتهای خود اظهار کرد: پیشنهاد اصلی من این است که رئیس کل بانک مرکزی بداند مسئله فقط سیاست پولی نیست. گره اصلی در ابتدای زنجیره است؛ در سیاستهای غلط بخش واقعی اقتصاد و سیاستهای تجاری. بانک مرکزی باید نقش «فرمانده اقتصادی» را ایفا کند؛ با حمایت رئیسجمهور، نهادهای نظارتی و امنیتی و ایجاد هماهنگی میان وزارتخانهها. اگر این اصلاحات ساختاری انجام نشود، کشور در سالهای آینده با بحرانهای شدیدتر و منابع ارزی محدودتر مواجه خواهد شد و بانک مرکزی تنها نهادی خواهد بود که فحش میخورد، در حالی که ریشه مشکل جای دیگری است.
سیگنال تغییر سیاست پولی مهمتر از تغییر فرد
یک کارشناس بازار سرمایه نیز با اشاره به انتصاب عبدالناصر همتی بهعنوان رئیسکل جدید بانک مرکزی گفت: این انتصاب بیش از آنکه صرفا یک جابهجایی مدیریتی باشد، حامل سیگنال تغییر در رویکرد سیاست پولی است؛ تغییری که بازار سرمایه آن را از مسیر نرخ بهره، سیاست ارزی و نحوه مدیریت نقدینگی ارزیابی میکند.ابراهیم سماوی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به بازتابهای اولیه بازار نسبت به انتشار خبر انتصاب عبدالناصر همتی به ریاست بانک مرکزی، گفت: بازار سرمایه معمولاً با اسمها هیجانزده نمیشود، بلکه تلاش میکند قواعد بازی جدید را شناسایی و با آن تطبیق پیدا کند. آنچه برای بورس اهمیت دارد، نه تغییر فردی، بلکه سیگنال تغییر در رویکرد سیاستگذاری پولی است.او افزود: بورس در سالهای اخیر با یک ریسک مزمن دست و پنجه نرم کرده و آن نااطمینانی سیاستی بوده است؛ از ناپایداری در تصمیمات ارزی گرفته تا ابهام در نرخ بهره و نبود یک روایت منسجم از سوی سیاستگذار پولی. این موارد مستقیماً بر رفتار سرمایهگذاران اثر گذاشتهاند.این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه اثرگذاری بانک مرکزی بر بورس از سه کانال اصلی صورت میگیرد، توضیح داد: کانال اول نرخ بهره است. بازار منتظر است ببیند تیم جدید بانک مرکزی آیا به سمت انضباط پولی واقعی حرکت میکند یا خیر؛ یعنی کنترل اضافه برداشت بانکها، شفافسازی بازار پول و استفاده مؤثر از نرخ بهره بهعنوان ابزار سیاستگذاری. این موضوع اثر مستقیم بر بازار سرمایه دارد.
سماوی ادامه داد: کانال دوم، سیاست ارزی است. باید تاکید کرد که بورس لزوما به دنبال دلار بالاتر نیست، بلکه به دنبال سیاست ارزی پایدار است. حدود ۷۰ درصد ارزش بازار سرمایه به شرکتهای کامودیتیمحور وابسته است و تجربه نشان داده سرکوب دستوری ارز، در نهایت منجر به فشردهشدن بازار و جهشهای ناگهانی ارزی میشود که هم به بازار ارز و هم به بازار سرمایه آسیب میزند.او افزود: بهترین رویکرد، حرکت به سمت تک نرخی شدن ارز یا حداقل کاهش شکاف نرخها و شفاف شدن فرآیند عرضه و تقاضاست. این موضوع برای بورس بسیار مهمتر از افزایش مقطعی نرخ ارز است.این تحلیلگر بازار سرمایه با اشاره به سومین کانال اثرگذاری بانک مرکزی گفت: کانال سوم، نقدینگی است. حجم بالای تزریق پول در ماههای اخیر اثر خود را ابتدا در بازار ارز و سایر بازارهای موازی نشان داده، اما بازار سرمایه امروز آن قدر بالغ شده که تفاوت بین «پول داغ» و نقدینگی پایدار را تشخیص دهد. پولی که صرفا برای نوسانگیری وارد میشود، سریع خارج خواهد شد، اما نقدینگی که با هدف سرمایهگذاری و کمک به تولید وارد شود، میتواند مبنای یک بازار پایدار باشد.سماوی درباره شخصیت و سوابق عبدالناصر همتی نیز گفت: برای بازار سرمایه، سابقه و ذهنیت رئیس کل بانک مرکزی اهمیت بالایی دارد. سیاست پولی صرفا مجموعهای از فرمولها نیست، بلکه بازتاب ذهنیت سیاستگذار است. آقای همتی را میتوان یک مدیر تکنوکرات کلاسیک دانست؛ مدیری که اهل عدد، گزارش و مداخله مستقیم است.او افزود: سوابق ایشان در بیمه مرکزی، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نشان میدهد با ساختارهای بزرگ آشناست و از تصمیمات پرهزینه ابایی ندارد. این ویژگی میتواند هم فرصت باشد و هم ریسک.این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به رویکرد کنشگرایانه همتی در دورههای گذشته گفت: در مقاطعی که انتظارات تورمی افزایش یافته، ایشان ترجیح داده وارد میدان شود و کنترل را در دست بگیرد. بنابراین ممکن است دوباره شاهد تصمیمات سریع و بعضاً ضربتی باشیم.سماوی تصریح کرد: ذهنیت آقای همتی به طور سنتی پول محور است و بازار سرمایه اولویت تاریخی ایشان نبوده است. تمرکز اصلی او در دورههای گذشته بر مهار تورم و کنترل ارز بوده، هرچند در برخی مقاطع موفقیت کامل حاصل نشده است. برخی تحلیلها مبنی بر پوشش کسری بودجه از طریق نوسانات ارزی بیشتر جنبه رسانهای دارد تا کارشناسی.وی ادامه داد: انتظار نمیرود بانک مرکزی در شرایط فعلی، بازار سرمایه را در اولویت نخست قرار دهد و جمعبندی سیاستها احتمالاً به سمت مدیریت عرضه در بازار ارز خواهد رفت. این تغییر نشان میدهد دولت دستکم در کوتاهمدت عزم خود را برای کنترل بازار ارز جزم کرده است.

