وقايع نامه گل‌ها و حسرت‌ها

 بازي گالاتاسراي
«و در اين شب، كه پنجم ژانويه سال دو هزار و بيست‌وشش ميلادي بود، در شهر غازي‌عنتپ، واقعه‌اي بزرگ افتاد كه در دفتر فوتبال تركيه به يادگار خواهد ماند. 
سپاه گالاتاسراي، به جامه زرد و قرمز، به ميدان آمد و در برابر ترازبونسپور صف بست. و در دقيقه بيست‌وهفتم، نخستين كارت زرد به گابريل رسيد؛ و اين نشانه بود كه داور، چون محتسب بازار، سخت‌گير و بي‌ملاحظه است.  در دقيقه سي‌وهفتم، باريش ييلماز، جواني سبك‌بال، توپ به تور فرستاد؛ و هواداران گالاتاسراي، چون مردمان در بازار تهران هنگام ارزاني نان، به شادي و فرياد برخاستند. و در دقيقه چهل‌وپنجم، اورن ارن المالي گل دوم  را زد؛ و اين گل، همچون وعده يارانه تازه، دل‌ها را گرم كرد. 
نيمه دوم آغاز شد؛ ترازبونسپور، چون مردمان معترض، كوشيد تا حق خود بازستاند. در دقيقه پنجاه‌وچهارم، فيليپه آگوستو گل زد؛ و هواداران آبي و قرمز، همچون كارگران كه حقوق عقب‌افتاده را دريافت كنند، لحظه‌اي شاد شدند. اما اين شادي ديري نپاييد؛ در دقيقه شصت‌وسوم، يونس آكگون گل سوم زد؛ و اميد ترازبونسپور، چون وعده‌هاي انتخاباتي، بر باد رفت. 


و در دقيقه هشتادم، مائورو ايكاردي، مهاجم آرژانتيني، تير خلاص را زد؛ و نتيجه چهار بر يك شد. اين گل، همچون افزايش قيمت بنزين، ناگهاني و كوبنده بود؛ و هواداران ترازبونسپور، در سكوتي سنگين فرو رفتند. 
در دقيقه هشتادونه، سردار ساعتچي كارت زرد گرفت؛ و اين آخرين نشانه شكست بود، همچون آخرين برگ اخطاريه ماليات كه بر در خانه آويخته شود. 
طنز و اشاره‌هاي اجتماعي
- داور، چون مامور شهرداري، هر خطا را بهانه‌اي براي جريمه مي‌ديد. 
- هواداران گالاتاسراي، شادي‌شان همچون صف طولاني مرغ در تهران، پرهياهو و بي‌پايان بود. 
- ترازبونسپور، هر بار كه اميدي يافت، همانند مردمي كه به وعده كاهش تورم دل خوش كنند، در دقيقه‌اي بعد نااميد شد. 
حكمت بيهقي‌وار
«روزگار بر يك حال نماند؛ تيمي كه امروز چهار گل زند، فردا شايد در برابر حريف خُرد، درمانده شود. پس خردمند آن است كه دل به نتيجه نبندد، بلكه به كوشش و همت بنگرد.»