اخبار ویژه

سقوط جایگاه جهانی مؤسسه وایزمن 
پس از حملات موشکی ایران
داده‌های جدید از شاخص معتبر علمی «Nature Index» حکایت از آن دارد که مؤسسه علوم وایزمن اسزائیل، ضربه سختی را متحمل و افتی بی‌سابقه مواجه شده است. این مؤسسه در جریان انتقام‌گیری ایران از رژیم صهیونیستی در جنگ 12‌روزه، با موشک‌هایی مانند فتاح و خیبر‌شکن منهدم شد.
روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» گزارش داد: مؤسسه وایزمن برای اولین‌بار در تاریخ خود، از فهرست ۱۰۰ مؤسسه برتر آکادمیک در جهان خارج شده است. بر‌اساس داده‌های جدید از شاخص معتبر علمی «Nature Index»‌، این سقوط شدید در چارچوب پیامدهای عملیات «طوفان‌الاقصی» و به دنبال آن تشدید تنش گسترده نظامی، حملات موشکی ایران و همچنین افزایش تحریم‌های آکادمیک بین‌المللی علیه اسرائیل به دلیل جنگ نسل‌کشی مداوم در غزه رخ داده است.


رسانه‌های اسرائیل این سقوط را به آسیب مستقیم زیرساخت‌های تحقیقاتی نسبت می‌دهند، چراکه اصابت موشک‌های ایران به محوطه این مؤسسه در شهر رحووت در سال گذشته، ده‌ها آزمایشگاه و ساختمان تحقیقاتی را از کار انداخت و منجر به فلج‌ شدن حدود یک‌چهارم فعالیت‌های تحقیقاتی این مؤسسه شد.
شش‌ماه پس از آن‌که اصابت موشک‌های ایران باعث شد مجموعه‌ای از آزمایشگاه‌ها و ساختمان‌های تحقیقاتی در «مؤسسه وایزمن برای علوم» از چرخه فعالیت خارج شود، این مرکز به پایین‌ترین جایگاه تاریخی خود سقوط کرده است: شاخص معتبر Nature برای سال ۲۰۲۵، برای نخستین‌بار نام این مؤسسه را هم در جدول کلی مؤسسات و هم در جدول مؤسسات پژوهشی خارج از فهرست ۱۰۰ مرکز برتر جهان قرار داده است.
بر‌اساس داده‌های به‌روز‌شده جدول «رهبران پژوهش»(Research Leaders)، در رده‌بندی مؤسسات دانشگاهی، مؤسسه وایزمن به رتبه ۱۱۱ سقوط کرده است؛ افتی شدید نسبت به رتبه ۷۵ سال گذشته. در جدول کلی جهانی که علاوه‌بر دانشگاه‌ها، نهادهای پژوهشی دولتی غیردانشگاهی را نیز دربر می‌گیرد، این مؤسسه اکنون در رتبه ۱۲۲ قرار دارد، در حالی که در رتبه‌بندی قبلی در جایگاه ۸۲ بود؛ یعنی سقوطی بیش از ۲۵٪. این بدترین جایگاه این مؤسسه از زمان آغاز انتشار این شاخص در سال ۲۰۱۴ است. در سال ۲۰۱۷، وایزمن در جدول کلی رتبه ۵۴ و در میان مؤسسات دانشگاهی رتبه ۴۷ را داشت.
در جلسه کمیته دارایی کنست در ژوئن گذشته، ابعاد ویرانی این‌گونه گزارش شد: دو ساختمان پژوهشی به ‌طور کامل ویران شدند و ۱۱۲ ساختمان در مجموعه آسیب دیدند.
پروفسور آلون خن رئیس مؤسسه گزارش داد که حدود ۵۲ آزمایشگاه پژوهشی و ۶ آزمایشگاه خدماتی به‌ طور کامل از چرخه استفاده خارج شده‌اند و این امر منجر به توقف حدود ۲۰٪ تا ۲۵٪ کل فعالیت پژوهشی مؤسسه شده است. خسارت مستقیم به ساختمان‌ها و تجهیزات بین 1/5 تا ۲ میلیارد شِکِل (حدود ۴۱۲ تا ۵۴۹ میلیون دلار) برآورد شد.
او توضیح داد: «اگر برای یک دانشمند پنج سال پیش میکروسکوپی به قیمت یک میلیون دلار خریده باشیم، ارزش واقعی آن طبق محاسبه غرامت فقط 
۲۰۰ هزار دلار در نظر گرفته می‌شود، در حالی که هزینه خرید نمونه جدید آن امروز به حدود 1/5 میلیون دلار رسیده است.»
در همین حال، رسانه‌های صهیونیستی خبر دادند که یک‌سوم اسرائیلی‌ها در برابر شلیک موشک‌ها به ‌طور مناسب محافظت نمی‌شوند. بخشی از گزارش فاش شده متانیاهو انگلمان، بازرس دولتی نشان می‌دهد تا ابتدای سال ۲۰۲۵، حدود 3/2 میلیون نفر از ساکنان اسرائیل (بیش از 33درصد) فاقد پناهگاه استاندارد هستند. همچنین امکان استفاده از 12درصد پناهگاه‌ها، اساساً وجود ندارد.
مشاوران سایه‌نشین 
چرا با مردم و کارشناسان حرف نمی‌زنند؟
کارگروه مشاوران در سایه‌ای که به دولت و رئیس‌جمهور، مشورت‌های مهم اقتصادی می‌دهند، چه کسانی هستند؟
این پرسش از آن جهت مهم است که ایشان بارها اذعان کرده کارشناس اقتصاد نیست و از کارشناسان برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کند.
آقای پزشکیان، سه روز قبل در جریان بازدید از وزارت جهاد کشاورزی گفت: «هیچ وزیری را به تنهائی انتخاب نکردم، بلکه یک گروه کاری انتخاب کرد. درخصوص انتصاب آقای همتی، ۱۸ استاد برجسته به ۲۲ کاندید پست رئیس بانک مرکزی رای دادند که ایشان با اختلاف زیادی نفر اول شد و ما حکم دادیم».
رئیس‌جمهور همچنین یک هفته قبل، در شهرکرد گفته بود: «آقای همتی با اختلاف بالا از ۱۸ نفر از اساتید و خبرگان، نمره قبولی گرفت. ۲۲ نفر به‌عنوان گزینه‌های مدیریت بانک مرکزی مورد ارزیابی قرار گرفتند. کارشناسان و اساتید برجسته از جمله طیب‌نیا و دانش‌جعفری در این ارزیابی حضور داشتند».
این ۱۸ نفر دقیقاً چه کسانی هستند که در میان انبوه افراد، کسی بهتر از آقای همتی را برای ریاست بانک مرکزی نیافتند؟ آنها چقدر خود را در قبال هزینه‌های ناشی از مشورت‌های منتهی به تصمیمات دولت پاسخگو می‌دانند؟ آیا کارشناسان لیبرال و مدعی تعدیل‌های اقتصادی (تورم‌ساز) هم در میان‌شان هست؟
چرا در حالی که ادعا می‌شد تک‌نرخی کردن ارز، موجب ثبات در بازار و فراوانی کالا می‌شود، پدیده احتکار برخی اقلام اتفاق افتاد و حال آن که قبلاً نبود؟ چرا تمهیداتی در این‌باره اندیشیده نشده بود؟ چرا مشاوران مؤثر در تصمیمات اصلی دولت، برای آرامش بخشی و اقناع، از سایه بیرون نمی‌آیند و با مردم و صاحب‌نظران حرف نمی‌زنند؟
سؤال بعدی این است که آیا برخی مشورت‌های نادرست، صرفاً از سر کم‌دانشی است یا می‌تواند تعمدی هم باشد و دولت را از اتخاذ تصمیمات صحیح، گمراه 
کند؟!
شفافیت درباره کمیته مشاوران از این جهت مهم است که «شورای راهبری کابینه» و برخی کمیته‌های فرعی آن، سابقه خوبی در این‌باره نداشتند و شامل برخی محکومان امنیتی و عناصر اقتصادی بدسابقه هم شدند.
خبرگزاری خبرآنلاین (نزدیک به دولت) همان زمان اعضای شورای راهبری را این‌گونه معرفی کرد: «عبده تبریزی، مرعشی، عباس عبدی، حضرتی، ربیعی، ظریف، رنّانی، مهاجرانی، آذری‌جهرمی، عبدالعلی‌زاده، قائم‌پناه، مولاوردی، تاجرنیا، فیاض زاهد، شکوری‌راد‌، خانیکی، جلایی‌پور و طیب‌نیا».
همان ایام، تصاویر رأی‌گیری در کارگروه معرفی «وزیر راه و شهرسازی» نشان می‌داد که عباس آخوندی با ۲۷ رای به عنوان نفر اول معرفی شده؛ وزیر ناکارآمد دولت روحانی که افتخارش به مدت پنج سال، نساختن مسکن بود! او در حالی مسکن مهر را مزخرف نامید که ده میلیون نفر از این طریق صاحبخانه شدند. البته هیچ مدل جایگزینی هم ارائه نکرد. در اثر این سوءمدیریت مزمن، مسکن در دولت روحانی ۷۰۰درصد گران شد که از عوامل مهم ثبت رکورد تورمی بود.
به عنوان نکته‌ای راهبردی و کلیدی یادآور می‌شود که رهبر انقلاب سال گذشته در اولین دیدار اعضای دولت فرمودند:
«- رجوع به کارشناس، حکمرانی را خردمندانه، و ملت را راضی می‌کند، اما مراقب تحمیل نظرات غلط با لباس کارشناسی باشید. کارشناسی را انتخاب کنید که به دنبال نسخه‌های نسخ شده خارجی نباشد.
- رعایت اولویت‌ها ضروری است. حل مسئله گرانی و تورم جزو اولویت‌های فوری است.
- من چند سال قبل از این پیوست عدالت را مطرح کردم، گفتم شما هر قانونی، هر تصمیمی می‌خواهید بگیرید تصمیم مهم، قانون مهم یک پیوست عدالت برایش تهیه کنید. پیوست عدالت یک کار تشریفاتی نیست، یک امر واقعی است.
- به اینکه به شما بگویند پوپولیست یا عوامگرا اعتنا نکنید. با حضور بین مردم از خود آنها واقعیت را بشنوید و براساس آن تصمیم بگیرید».
فارن افرز: ونزوئلا می‌تواند باتلاقی خطرناک
 برای آمریکا باشد
نشریه آمریکایی هشدار داد که ونزوئلا می‌تواند به باتلاقی خطرناک برای واشنگتن تبدیل شود و به سرنوشت شکست بوش در عراق ختم شود.
فارن افرز در تحلیل تحولات اخیر ونزوئلا نوشت: استفاده از نیروی نظامی برای برکناری رئیس‌جمهور ونزوئلا،، نقطه عطفی برای ونزوئلا و سیاست ایالات متحده در نیمکره غربی است. اما اشتباه است که درام را با پایان‌بندی اشتباه بگیریم. تصاویر مادورو در بازداشت آمریکا حس نهائی بودن را ایجاد می‌کند. با این حال، این آغاز پایان مبارزه طولانی واشنگتن با ونزوئلا نیست. این پایان، آغاز مرحله‌ای بسیار دشوارتر و خطرناک‌تر را نشان می‌دهد.
دولت ترامپ برکناری مادورو را به عنوان یک موفقیت تاکتیکی تلقی می‌کند که خود گویای همه چیز است. دونالد ترامپ می‌گوید که برای مدتی ونزوئلا را اداره خواهد کرد.
تاریخ هشدار می‌دهد. در ماه می‌۲۰۰۳، رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش زیر پرچم «ماموریت انجام شد» ایستاد و پیروزی خود را در عراق اعلام کرد. آنچه پس از آن آمد، تثبیت نبود، بلکه تکه تکه شدن بود؛ یک شورش، بحران مشروعیت و سال‌ها درهم تنیدگی پرهزینه. ونزوئلا اکنون در نقطه عطفی مشابه قرار دارد. حذف مادورو می‌تواند راه را برای یک گذار پایدار باز کند و به همان اندازه می‌تواند ایالات متحده را به باتلاقی خطرناک بکشاند.
اقدام اخیر، مشکلات را در ونزوئلا حل می‌کند، نه در مرز آمریکا. همچنین دشمنان آمریکا از جمله (چین، ایران و روسیه) را از داشتن جای پای استراتژیک محروم می‌کند.
اما رسیدن به چنین نتیجه‌ای نیازمند درجه‌ای از سیاست ماهرانه و شرایط خوش شانسی است که در هیچ دولتی تضمین شده نیست. مسیرهای محتمل شکست شامل گذار جزئی است که شبکه‌های خطرناک را دست نخورده باقی می‌گذارد، دوره طولانی بلاتکلیفی سیاسی که مهاجرت و بی‌ثباتی را حفظ می‌کند، یا تعهد امنیتی خزنده‌ای که ایالات متحده هرگز قصد نداشت اما باز کردن آن را دشوار می‌داند. آنچه بعداً رخ می‌دهد تعیین خواهد کرد که آیا این لحظه به یک محور در تاریخ نیمکره تبدیل می‌شود یا یک مدخل دیگر در فهرست طولانی افراط‌گرایی آمریکا. این یک قمار است.
برکناری مادورو به معنای فروپاشی چاویسمو نیست.برای روبیو، اهمیت موضوع متفاوت است اما به همان اندازه مهم است. او سال‌هاست استدلال می‌کند که فشارهای تدریجی فقط رژیم را تثبیت کرده و نفوذ چین، ایران و روسیه را گسترش داده است. این لحظه فرصتی است برای اثبات اینکه قدرت سخت می‌تواند نتایجی به همراه داشته باشد که دیپلماسی و تحریم‌ها شکست خورده‌اند و شرایط بحث درباره رهبری آمریکا در نیمکره را بازتعریف کنیم.
برکناری مادورو به معنای فروپاشی چاویسمو نیست. نظام ترکیبی ایدئولوژیک، سیاسی که حول پروژه بولیواری هوگو چاوز (پیشینی مادورو که در سال ۱۹۹۹ به قدرت رسید و در سال ۲۰۱۳ درگذشت) و با حمایت مالی، سرکوب و تأمین مالی غیرقانونی حفظ شده است. رژیم هرگز یک ساختار واحد نبود. این یک ائتلاف بود که با دسترسی به اجاره‌ها و ترس مشترک از انتقام متحد شده بود. با رفتن مادورو، آن ائتلاف از هم خواهد پاشید. اما تکه تکه شدن با گذار سیاسی یکسان نیست.
شکست هزینه‌بر خواهد بود، هم برای ایالات متحده و هم برای ونزوئلا. کناره‌گیری سریع ایالات متحده خطر آن را در بلاتکلیفی قرار می‌دهد- بدون حکومت، بی‌ثبات و همچنان در حال از دست دادن مردم و سرمایه. ماندن بیش از حد خطر متفاوتی دارد: درگیر شدن در یک درگیری سطح پایین که توجه، مشروعیت و اراده سیاسی آمریکا را می‌گیرد. این پارادوکس مداخله است. حاشیه خطا کم است و هزینه‌های اشتباه محاسباتی فراتر از مرزهای ونزوئلا احساس خواهد شد.
یک بحران طولانی مدت فضای بیشتری برای مداخله خارجی ایجاد خواهد کرد. ایران و روسیه بر روابط امنیتی تکیه کرده‌اند. چین بازی طولانی‌تری را آغاز کرده است-تمرکز بر زیرساخت‌ها، مالی و دسترسی به بازار. حضور نظامی سنگین آمریکا می‌تواند به طور ناخواسته موقعیت پکن را تقویت کند، زیرا این تصور را تقویت می‌کند که واشنگتن اجبار را ارائه می‌دهد.
رژیم کودک‌کش حامی اغتشاش 
از پشت صحنه بیرون آمد
«وزارت خارجه اسرائیل از معترضان ایران پشتیبانی می‌کند». روزنامه تایمز اسرائیل با انتشار این خبر نوشت: گرچه بنیامین نتانیاهو همچنان از اظهارنظر علنی پرهیز می‌کند، یک حساب کاربری شبکه اجتماعی که در اختیار وزارت خارجه اسرائيل است، از اعتراضات در ایران حمایت کرده است.
این روزنامه می‌افزاید: گیلا گملیل و آمیخای خیکلی، وزیران کابینه اسرائیل، در حمایت از تظاهرات در ایران در شبکه اجتماعی متن منتشر کرده‌اند. حساب فارسی‌زبان وزارت خارجه اسرائيل، تصویر شیر و خورشید، نمادهای پرچم ایران تا انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ را منتشر کرد. در متن فارسی این پشت عبارت «خیزش شیرمردان و شیرزنان ایرانی برای نبرد با تاریکی.» دیده می‌شود.
گملیل هم به انگلیسی نوشت: «اعتراضات شما زنان و مردان، جوانان و دانشجویان، مادران و پدران، بحق است. رژیم روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود و این دقایق آخر است. گملیل هفته گذشته یک سلفی از خود با کلاهی که روی آن عبارت «ایران را به عظمت گذشته بازگردانیم» دیده می‌شد، منتشر کرد؛ و رضا پهلوی، پسر شاه سرنگون‌شده ایران، که از منتقدان برجسته رژیم است را نیز تگ کرد.
آمیخای خیکلی وزیر امور جوامع خارج از اسرائیل نیز در حمایت از اعتراضات متنی منتشر کرد. پست او شامل تصویر هوش مصنوعی از تظاهرات بود. روی تصویر عبارت «من در کنار مردم ایران می‌ایستم» به چشم می‌خورد.
حمایت صهیونیست‌ها از فسیل‌های پهلوی در فضای مجازی و اصطلاحاً وایرال‌کردن آنها در حالی است که روزنامه‌های هاآرتص و‌ دمارکر به علاوه مؤسسه‌ Citizen Lab دانشگاه تورنتو، دو ماه قبل فاش کردند اسرائیل از شگردهای دیپ‌فیک برای ضریب‌دادن دروغین به رضا پهلوی در فضای مجازی استفاده کرده است: «بخشی از حمایت‌های آنلاین از رضا پهلوی، در جریان جنگ ساختگی بوده و از سوی شبکه‌ای از حساب‌های جعلی فارسی‌زبان مستقر در اسرائیل و با بودجه نهادهای وابسته به دولت نتانیاهو هدایت می‌شد. این کمپین، شامل هزاران حساب و ربات فارسی‌زبان، اندیشکده‌ها و مؤسساتی بود که مستقیماً توسط اسرائیل تأمین مالی می‌شدند، اما خود را ایرانی جا می‌زدند. این عملیات گسترده‌، شامل نفوذ دیجیتال و ایجاد هزاران حساب جعلی و به‌کارگیری تکنیک‌های دیپ‌فیک و ارتش سایبری در شبکه‌های اجتماعی می‌شد و در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تلگرام و X فعال بود».
یادآور می‌شود روزنامه تایمز اسرائیل در خبر دیگری نوشت: آهارون باراک رئیس پیشین دیوان عالی، در راهپیمایی معترضان ضد دولتی در تل‌آویو گفت اسرائیل دیگر یک دموکراسی لیبرال نیست.
این راهپیمایی به مناسبت سومین سال آغاز تلاش عظیم دولت نتانیاهو به تضعیف نظام قضائی کشور در میدان حابیمای تل‌آویو، و همچنین در اورشلیم و حیفا برگزار شد.
باراک ۸۹ ساله، که از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶، رئیس دیوان عالی اسرائیل بود، گفت: «آیا کشور ما دموکراسی لیبرال است؟ پاسخ من: دیگر نیست. در سیستم حکومتی اسرائیل، نخست‌وزیر هر دو قوه مجریه و مقننه را عملاً در کنترل دارد. باراک گفت: «دادگاه، به تنهائی قادر نیست مدت طولانی از این پسرفت جلوگیری کند.