راز‌های پنهان و شیوه‌های جذب فرقه بهائیت را افشا کردم

رمان «ستاره آبی» نوشته علیرضا سکاکی که نشر معارف آن را منتشر کرده است، در ژانری امنیتی- اجتماعی، به روایت جنگی خاموش و پنهان می‌پردازد که در لایه‌های فرهنگی و فکری جامعه جریان دارد. نبردی که هدف آن تسلط بر ذهن و هویت جوانان است. نویسنده در این رمان تلاش کرده است با زبانی داستانی و پرتعلیق، مخاطب را وارد دنیای پنهان جاسوسی، نفوذ و جنگ نرم کند؛ دنیایی که در آن ابزارهایی، چون هنر، روشنفکری و ارتباطات انسانی، به ابزاری برای انحراف و کنترل تبدیل می‌شود. «جوان» در گفت‌و‌گو با نویسنده این اثر به موضوعات فرمی، روایی و محتوایی آن پرداخته است.
 
درباره سوژه کتاب و انگیزه شما برای نوشتن آن توضیح بدهید. 
احساس نیاز کردیم که درباره این موضوع رمانی نوشته شود. سایر کتاب‌هایی هم که من نوشته‌ام، همین‌طور هستند، یعنی بسته به حال و نیازی که جامعه داشته است، یک موضوع را در قالب یک داستان به مخاطب هدیه کردم و حالا در ستاره آبی هم از شیوه‌های جذب و نوع ساختار شبکه بهائیت صحبت کرده‌ام. نقطه آغاز این کتاب اغتشاشات ۱۴۰۱ و نقش پررنگ زنان در آن بود. تلاش کردم در قالب داستانی امنیتی و اجتماعی نشان دهم که چگونه موضوع حجاب به دغدغه‌ای مهم در جامعه تبدیل شد و چه جریان‌هایی پشت این تحولات قرار داشتند. بسیاری از مدل‌ها و الگو‌های پوشش که در سطح جامعه مشاهده می‌شود، حاصل طراحی و برنامه‌ریزی قبلی است و تنها محصول انتخاب فردی نیست. هدف من از نگارش آثار امنیتی، آگاه‌سازی مردم با روش‌های جذب و خطرات فرقه‌ها و سازمان‌های جاسوسی است. در پاسخ به برخی رسانه‌های صهیونیستی که به انتشار این کتاب واکنش نشان داده‌اند، باید بگویم با توکل بر حضرت ولی‌عصر (عج)، جلد دوم «ستاره آبی» را با جزئیات تازه‌تر و بیشتر منتشر خواهم کرد.  آثار مشابهی که درباره فرقه بهائیت نوشته شده، غالباً واگویه‌های یک فرد جدا شده از این فرقه است، فرم روایی شما در این رمان چگونه است؟


اینکه با جداشدگان صحبت کرده باشیم یا آشنایی داشته باشیم نه، یک قصه‌ای است که بیشتر رویکردش این است که شیوه‌های جذب و مدل‌های آشنایی را در دل داستان افشا می‌کند. ستاره آبی یک اثر مستند داستانی است که بخشی از آن واقعیت و یک بخش دیگر داستان‌پردازی است. موقع نوشتن کتاب تمرکزم را روی این گذاشتم که در قالب یک داستان صفر و صدی که در دل داستان داریم، برای مخاطب جذابیت داشته باشد و مخاطب را ترغیب کند که تا آخر قصه با ما همراه باشد. من می‌خواستم مردم را با فرقه بهائیت آشنا کنم و بگویم که ما چنین فرقه‌ای داریم که چنین رویکرد‌هایی دارد و می‌تواند خطراتی برای مردم داشته باشد. برای نوشتن این اثر از چه منابعی استفاده کردید و نوشتن آن چقدر طول کشید؟
در چنین آثاری، بخش تحقیقاتی گاهی از خود نگارش سخت‌تر است. برای نگارش ستاره آبی حدود سه ماه زمان صرف شد، اما تحقیقات مربوط به سازمان بهائیت، نحوه جذب اعضا، احکام و منابع فکری آنان بیش از یک سال به طول انجامید. برای آشنایی بیشتر با موضوع، از منابع مختلفی استفاده کردم؛ از گفت‌و‌گو با افراد جداشده از بهائیت و بررسی اسناد پیش از انقلاب گرفته تا رصد فعالیت‌های فضای مجازی این فرقه. هدفم این بود که مخاطبان در قالب داستان با شیوه‌های جذب و تأثیرگذاری آنان آشنا شوند. این منابع در فضای مجازی موجود و قابل مشاهده است. پژوهش ستاره آبی نزدیک به چهار ماه طول کشید. در طول کار بخشی از آن را در فضای مجازی منتشر کردم. البته من کتاب را سه سال پیش نوشتم، ولی، چون یک مقدار در ترافیک آثار دیگر گیر کرد انتشار آن به تعویق افتاد. اگر خدا فرصتی بدهد و توفیق داشته باشم که جلد دوم این رمان را بنویسم، قطعاً خیلی پربارتر خواهد شد. ستاره آبی را برای چه قشری نوشتید؟
کار‌هایی که من نوشته‌ا‌م برای جوانان است، اما استقبال نوجوانان از کتاب‌هایم بیشتر از دیگر رده‌های سنی بوده است. از همین رو، ستاره آبی با رویکردی متناسب با فضای فکری نوجوانان نگاشته شد.  آیا بازخوردی هم از مخاطبان دارید؟
مثل آثار قبلی‌ام ابتدا نسخه کوتاهی از رمان را در صفحات مجازی منتشر کردم تا نظرات مخاطبان را بدانم. یکی از پیام‌های قابل توجه از سوی دختری دانشجو بود که پس از خواندن بخش مربوط به هنجارشکنی‌های بهائیان در موضوع حجاب، نوشت که دوباره به حجاب برتر بازگشته است و هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که این اقدامات سازمان یافته باشد. این بازخورد برای من ارزشمندترین نتیجه نگارش این اثر بود، یعنی اگر بخواهم اجری از نوشتن این کتاب ببرم، همین بازخورد خانم دانشجو برایم کافی است.  در مورد وجه تسمیه و عکس روی جلد کتاب هم توضیح بدهید. 
از آنجا که بهائیت یک سازمان جاسوسی در خدمت منافع رژیم صهیونیستی است، عنوان «ستاره آبی» را برای اثر انتخاب کردم که اشاره‌ای به نماد پرچم این رژیم دارد.  ظاهراً رژیم صهیونیستی به این کتاب واکنش رسانه‌ای داشته است؟
بله، بعد از چاپ کتاب رسانه‌های اسرائیلی سه‌مقاله در مورد من و کتابم نوشتند؛ سایت ایران وایر که یکی از رسانه‌های شناخته شده اسرائیلی محسوب می‌شود، خیلی واکنش نشان داد. اول به من گفتند نویسنده حکومتی، بعد نوشتند که این نویسنده امنیتی است و آخر هم گفتند که بازجو نویسنده است! فقط برای اینکه قشر خاکستری با این ذهنیت که من امنیتی یا حکومتی هستم به سراغ مطالعه رمان ستاره آبی نرود. این موارد بیشتر من را تشویق کرد تا به فکر این باشم که نسخه دوم رمان ستاره آبی را هم بنویسم.