وقتی آمار زنگ خطر شهر را به صدا درمی‌آورد

‌گاهی یک عدد از هزاران گزارش و هشدار رساتر است. عددی که نه‌فقط یک تخلف، بلکه یک «رفتار ریشه‌دار اشتباه» را فریاد می‌زند. آمار‌های اعلام شده از سوی پلیس راهور تهران بزرگ درباره خطا‌های انسانی در ترافیک پایتخت، دقیقاً از همین جنس‌اند؛ آمار‌هایی که اگر فقط خبر تلقی شوند، خیلی زود فراموش می‌شوند، اما اگر جدی گرفته شوند، می‌توانند جان‌ها را نجات دهند. 
بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار اعمال قانون برای موتور‌سوارانی که کلاه ایمنی نداشته‌اند، فقط در چند ماه. ۸۰۸ هزار جریمه برای استفاده از تلفن همراه حین رانندگی و ۶۲۰ هزار اعمال قانون به دلیل نبستن کمربند ایمنی. اینها صرفاً اعداد سرد و خشک نیستند؛ هر کدام پشت سر خود، یک «ریسک»، یک «تصمیم غلط» و در بسیاری از موارد، یک «حادثه محتمل» را پنهان کرده‌اند. 
مسئله اصلی اینجاست که بخش قابل توجهی از سوانح رانندگی، نه به‌دلیل نقص فنی خودروهاست و نه به‌خاطر شرایط جوی، بلکه ریشه در خطای انسانی و ضعف در ادراک خطر دارد. وقتی راننده‌ای در حال حرکت، تلفن همراه را به دست می‌گیرد، در واقع به‌طور آگاهانه تمرکز خود را از مهم‌ترین وظیفه‌اش می‌گیرد؛ دیدن، تحلیل کردن و واکنش به موقع. استفاده از تلفن همراه فقط چند ثانیه حواس‌پرتی نیست؛ در سرعت‌های شهری، همان چند ثانیه می‌تواند به معنای طی شدن ده‌ها متر «با چشمان بسته» باشد. 
اما شاید تلخ‌ترین بخش این آمار به موتور‌سواران بازگردد. موتورسیکلت، وسیله‌ای است که ذاتاً کمترین میزان حفاظت را برای راکب خود دارد. نبود بدنه، کمربند و کیسه هوا، یعنی تمام بار ایمنی بر دوش رفتار راننده است. با این حال، بی‌اعتنایی به کلاه ایمنی همچنان یک عادت رایج است؛ عادتی که به گفته سازمان پزشکی قانونی، بهای آن در بیش از ۸۰ درصد موارد فوتی، ضربه مستقیم به سر بوده است. این یعنی در بسیاری از تصادفات، مرگ «اجتناب‌پذیر» بوده است. 
کمربند ایمنی نیز قربانی یک باور غلط شده است؛ این تصور که بستن آن فقط مخصوص جاده‌های برون‌شهری است، در حالی که بزرگراه‌های شهری به‌دلیل سرعت بالا و تراکم ترافیک، حتی می‌توانند خطرناک‌تر از جاده‌های بین‌شهری باشند. حادثه خبر نمی‌کند؛ چه در کوچه‌ای خلوت باشید و چه در شلوغ‌ترین معبر پایتخت. کمربند ایمنی، ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین ابزار حفظ جان است که هنوز هم جدی گرفته نمی‌شود. در کنار اینها، نباید از رانندگی در شرایط نامتعادل روانی غافل شد. مصرف روان‌گردان‌ها و نوشیدنی‌های غیرمجاز، کاهش تمرکز، کندی واکنش، تصمیم‌گیری هیجانی و اعتمادبه‌نفس کاذب را به‌دنبال دارد. راننده‌ای که می‌داند شرایط رانندگی ندارد، اما پشت فرمان می‌نشیند، نه‌فقط جان خود، بلکه امنیت عمومی را به بازی می‌گیرد. اینجا دیگر پای «اشتباه لحظه‌ای» در میان نیست، پای یک انتخاب آگاهانه و خطرناک است. در نهایت، یکی از جدی‌ترین سهل‌انگاری‌ها؛ رانندگی بدون گواهینامه است. مسئله‌ای که بعضاً ساده انگاشته می‌شود، در حالی که طبق قانون، یک جرم کیفری محسوب می‌شود و می‌تواند پیامد‌های حقوقی، مالی و جانی سنگینی به‌همراه داشته باشد. گواهینامه صرفاً یک کارت نیست؛ نشانه حداقلی از آموزش، ارزیابی و صلاحیت برای حضور در ترافیک است. پیام این آمار‌ها روشن است؛ ترافیک تهران فقط با جریمه و اعمال قانون اصلاح نمی‌شود، اگرچه این ابزار ضروری است. آنچه بیش از هر چیز نیاز داریم، اصلاح نگرش و ارتقای فرهنگ ایمنی است. هر راننده، هر موتور‌سوار و هر شهروند باید بداند که تخلف، فقط نقض قانون نیست، گاهی نقض حق زندگی دیگران است. شاید وقت آن رسیده باشد که پیش از شنیدن آژیر آمبولانس یا خواندن خبر یک سانحه تلخ، چند ثانیه بیشتر فکر کنیم. کلاه ایمنی، کمربند، کنار گذاشتن تلفن همراه و پرهیز از رانندگی پرخطر، هزینه‌ای ندارد، اما نادیده گرفتن‌شان، می‌تواند بهای سنگینی داشته باشد.