روزنامه اعتماد
1404/10/18
بازارهايتعطيل وكسادي ماندگار
بنفشه سامگيسدر روزهاي دهم و يازدهم اعتراضات معيشتي در سراسر كشور، كاسبان بازار بزرگ تهران، همچون روزهاي قبل، از باز كردن مغازهها خودداري كردند در حالي كه بازارهاي ديگري همچون خيابان لالهزار، بازارهاي پوشاك در چهارراه استانبول، سهراه جمهوري و چهارراه وليعصر و همچنين، بازار موبايل و لوازم صوتي تصويري در خيابان جمهوري هم از ساعاتي بعد از ظهر، مغازههاي خود را به نشانه اعتراض تعطيل كردند. خبرنگار «اعتماد» در فاصله عصر تا شامگاه سهشنبه و بعد از ظهر ديروز، ضمن مشاهدات ميداني از بازارهاي تعطيل در اين خيابانها، با كسبه معترض صحبت كرد و البته اعتراض كسبه، يك جمله واحد بود: «به دليل گراني قيمت دلار، نه ميتوانيم جنس بخريم، نه به ما جنس ميفروشند و نه مشتري داريم.»
خاموشي در ساعت 5 عصر
بازار بزرگ فردوسي يكي از مراكز خريد پوشاك در چهارراه استانبول است. تمام اجناس اين بازار، لباسهاي مردانه و زنانه وارداتي است و راهروهاي اين بازار بزرگ، در هيچ روز از سال و در فاصله ظهر تا شب، خلوتي به خود نميبيند. عصر سهشنبه و در دهمين روز اعتراضات معيشتي، ورودي اصلي بازار فردوسي، بسته بود و تعداد زيادي مامور يگان ويژه جلوي ورودي اصلي بازار ايستاده بودند و در حاشيه جدول خيابان هم، ونهاي سياه رنگ نيروهاي امنيتي توقف كرده بود. روز سهشنبه، ساعت 5 عصر كه به طور معمول، زمان رونق مشتري است، اين بازار بزرگ پوشاك تعطيل بود و چراغ تمام مغازههايش، خاموش بود و فقط گذر فرعي اين بازار در بنبست نبش چهارراه و آن هم براي رفت و آمد مغازهدارها باز بود. چند مغازهدار در طبقه همكف بازار فردوسي مشغول صحبت با يكديگر بودند و يكي از مغازهدارها به خبرنگار «اعتماد» گفت 5 روز است كه كسبه در چهارراه استانبول مغازههاي خود را تعطيل كردهاند چون مردم با ديدن اين تعداد مامور حاضر نيستند وارد بازار بشوند. يكي ديگر از مغازهدارها هم گفت اگر هم مغازهها باز بود هم فرقي به حال كسبه نداشت چون در اين 10 روزي كه با اين وضع قيمت دلار سپري شد، حاضر نيست حتي يك جفت جوراب بفروشد چون معلوم نيست فردا همين جوراب را بايد چقدر گرانتر بخرد. عصر سهشنبه، فروشندگان دلار كه كمي بالاتر از بازار فردوسي و نبش خيابان منوچهري ايستاده بودند، به خبرنگار «اعتماد» گفتند كه هر دلار امريكا را 147 هزار تومان ميفروشند و 143 تا 145 هزار تومان ميخرند. يكي از دلارفروشها به «اعتماد» گفت: «با كالابرگ يك ميليون توماني، اين اعتراضات آرام ميشود؟ با اين يك ميليون تومان، حتي 5 كيلو برنج هم نميتوانيم بخريم. قيمت هر شانه تخممرغ به 450 هزار تومان رسيده و تخممرغ كه غذاي طبقه كارگر بود، از سبد غذاي فقرا هم حذف شده. انتظار داري مردم اعتراض نكنند؟»
خيابان لالهزار جنوبي، مركز خريد و فروش انواع چراغ و لامپ و لوازم الكتريكي است و حدود 1000 كاسب در اين خيابان صاحب مغازهاند. ساعت 6 عصر سهشنبه، جز يك مغازه با چراغهاي روشن و كركرههاي باز، كل خيابان، غرق در تاريكي و سكوت بود. صاحب همين مغازه، براي «اعتماد» تعريف كرد كه «لالهزار» از روز يكشنبه 7 دي، در اعتراض به گراني قيمت دلار تعطيل كرده و كسبه، فقط روزي سه يا چهار ساعت كركرهها را بالا ميكشند كه آن هم براي تجارت و كسب نيست چون از يكشنبه هفته قبل كه دلار ركورد 144 هزار تومان را شكست، تمام شركتهاي پخش، فروش را متوقف كرده يا قيمت اجناس را تا دو برابر گران كردهاند و بازار لالهزار با اين وضع قيمتگذاري، به طور كامل فلج شده است. اين فروشنده به خبرنگار «اعتماد» گفت كه حدود 50 درصد اجناس اين بازار، وارداتي و حدود 50 درصد، ايراني است و حتي اگر شركتهاي پخش هم در اين 10 روز حاضر به فروش بودند، كسبه با اين قيمتها توان خريد جنس نداشتند و از تجربه اخير خودش گفت؛ ظرف اين 10 روز، يك چراغ مطالعه روميزي توليد ايران، از 200 هزار تومان به 800 هزار تومان رسيده و يكي از شركتهاي پخش لامپ، ظرف سه روز، سه بار قيمت لامپهايش را گران كرده و از 60 هزار تومان به 90 هزار تومان رسانده و در نهايت، اين مغازهدار تصميم گرفته فعلا هيچ خريدي نداشته باشد تا وضع ارز و بازار معلوم شود.
«فرض كن امروز يك عدد لامپ هالوژن را با قيمت 90 هزار تومان بخريم و قيمت فروشمان هم 100 هزار تومان باشد. اولا كه مشتري حاضر نيست بابت يك عدد لامپ هالوژن 100 هزار تومان پول بدهد چون قدرت خريدش كم شده ولي حتي اگر راضي باشد و خريد كند، من نميدانم كه آيا فردا هم اين لامپ را با قيمت 90 هزار تومان از شركت ميخرم يا فردا قيمت جديدتر و گرانتري در راه است؟ با اين وضع قيمت دلار، هر جنسي كه امروز بفروشيم، امكان جايگزيني نداريم چون سرمايه ما هم محدود است.»
اين فروشنده ميگفت كه تعطيلي لالهزار خيلي غمانگيز است چون در ايام عادي، مغازههاي لالهزار تا ساعت 9 يا 10 شب باز هستند و در اين ساعتها وقتي به لالهزار بيايي، فكر ميكني روز است بس كه اين خيابان از بركت چراغاني مغازهها، روشن و پرنور است. اما تعطيلي و تاريكي لالهزار آن هم در ساعتي كه به گفته اين فروشنده، «برهكشان» الكتريكيها بود و هر روز تعطيلي هر مغازه، حداقل 15 ميليون تومان ضرر بود، غير از گراني قيمت دلار، يك دليل ديگر هم داشت؛ ظهر سهشنبه، مردم معترض به خيابان لالهزار آمدند و شعارهاي سياسي فرياد زدند و ساعاتي بعد، با شليك گاز اشكآور، متفرق شدند. پسلرزههاي اعتراضات بعد از ظهر را ميشد نبش خيابان لالهزار به چشم ديد؛ تعداد زيادي نيروي بسيج و يگان ويژه كه با موتورسيكلتهاي سنگين و كنار ونهاي سياهرنگ، مستقر بودند. این فضا يكي ديگر از دلايل تعطيلي «لالهزار» بود چون تعدادي از كاسبان خيابان لالهزار در اعتراض به اين فضا مغازههايشان را تعطيل كرده بودند و گفته بودند تا زماني كه اين فضا هست ، يك نفر هم جرات نميكند به اين خيابان بيايد. كسبه «سپهسالار» هم وضع مشابهي داشتند اگرچه كه نتوانسته بودند مغازهشان را تعطيل كنند. خيابان سپهسالار، با حدود 600 مغازه كفاشي، مركز خريد كفش زنانه و مردانه و بچگانه است. اولين ساعت بعد از ظهر سهشنبه و در دهمين روز اعتراضات معيشتي، جمعي از معترضان با شعار و اعتراض ، به اين خيابان آمدند ولي ابتدا، ماموران انتظامی جمعشان را متفرق كردند و سپس، خيابان در دود گاز اشكآور فرو رفت تا موج اعتراضات اين طوري خاموش شود. ساعت 6 و نيم عصر سهشنبه و ساعاتي بعد از اعتراضات، كافهدار خيابان سپهسالار، دستگاه قهوهسازش را خاموش كرده بود و ميگفت در اين 10 روز، فروشش از روزي 10 يا 12 ميليون تومان به روزي يك تا دو ميليون تومان رسيده است. مغازهدارهاي خيابان سپهسالار ميگفتند با اين وضع بازار اصلا معلوم نيست بتوانند حتي تا يك ماه آينده دوام بياورند چون اغلب مغازههاي اين خيابان، استيجاري است و هر مغازه، بسته به ابعادش، حدود 200 تا 300 ميليون تومان اجاره ماهانه دارد در حالي كه در اين 10 روز، فروش اغلب مغازهها صفر يا حداكثر در حد فروش يك يا دو جفت كفش بوده كه اگر اين وضع ادامه داشته باشد، حتي اجاره ماهانه مغازه هم جور نميشود. مغازهدارهاي سپهسالار ميگفتند در اين 10 روز، نهتنها مشتري نداشتند، امكان هيچ خريدي هم ممكن نبوده چون فروشندگان زيره و رويه كفش، به دليل نوسانات قيمت دلار حاضر به فروش نيستند و خط توليد كفش هم متوقف شده و توليديها حتي جنسهاي قديمي خود را هم در انبار نگه داشتهاند و نميفروشند تا وقتي تكليف دلار معلوم شود. در يكي از فرعيهاي خيابان سپهسالار، يك ساندويچفروشي است كه عصر سهشنبه، صاحبش از زور بيكاري، يك صندلي كف پيادهرو گذاشته بود و مشغول بود به گپ زدن با چند نفر از دوستانش و بهترين تاييد براي ركود بيسابقه در بزرگترين بازار كفش تهران را همين بيكاري خودش آن هم در بهترين ساعت رونق بازار ميدانست. يكي ديگر از مغازهدارهاي سپهسالار هم عصر سهشنبه و ساعاتي بعد از خاموش شدن اعتراضات به خبرنگار «اعتماد» گفت كه تعدادي از كاسبان اين خيابان هم به این فضا اعتراض كردهاند و گفتهاند در اين خياباني كه اغلب مشتريانش زنان هستند، وقتي شما به این شکل میخواهید جمع معترضان را متفرق كنيد، هيچ زني جرات نميكند پا به اين خيابان بگذارد و اين براي اين خيابان ضرر است كه به دنبال اين اعتراضات، برخوردهاي تندي هم با كاسبان معترض صورت گرفته است.
بازار موبايل علاءالدين، دو چهارراه دورتر از خيابان سپهسالار است؛ بازاري كه يكشنبه هفته قبل، جرقه تعطيلي كسب را زد تا وضع دلار به سامان برسد كه به سامان هم نرسيد و گرانتر از قبل شد. نگهبان موتورسيكلتها زير پل حافظ، ظهر يكشنبه همين هفته، حدود 50 قدم دورتر از بازار علاءالدين ايستاده بود و مراقب موتورهاي مردم بود كه اعتراضات شروع شد و گاز اشكآور بين موتورسيكلتهاي زير پل پرتاب شد و دودش به چشم راستش خورد و از شدت سوزش چشم، روي زمين افتاد و زماني به خودش آمد كه معترضان به خيابانهاي ديگري رفته بودند. حالا هم چشم راستش را با يك چشم بند طبي بسته و ميگويد كه فقط به اندازه پول شست و شوي چشمش در جيب داشته ولي پزشكان بيمارستان فارابي تاكيد كردهاند كه اين چشم عفونت كرده و بايد هرچه زودتر درمان تخصصي بگيرد كه اين نگهبان هم چون پول براي اين كارها ندارد، درمان را رها كرده است. دورتر از اين نگهبان يكچشمي، بازارهاي موبايل خيابان جمهوري است كه هنوز هم در كساد و ركود و اعتراض به سر ميبرند. عصر روز سهشنبه و در دهمين روز اعتراضات معيشتي، بازارهاي موبايل علاءالدين، ايرانيان، بزرگمهر و توكل يا با كركرهها و دروازه بسته، به طور كامل تعطيلند يا با كركرههاي باز و چراغهاي روشن، فروش را متوقف كردهاند. در يكي از مغازههاي بازار موبايل بزرگمهر، فروشندههاي چند مغازه از سر بيكاري مشغول به بازي تختهنرد بودند و يكيشان ابتدا با مزاح و شوخي به خبرنگار «اعتماد» گفت كه اتفاقا از گراني قيمت دلار خيلي خوشحال است چون قيمت اجناس خودش هم تا دو برابر گرانتر شده و ارزش ويترين 3 ميليارد تومانياش، ظرف 10 روز به 7 ميليارد تومان رسيده ولي وقتي تاريخ مصرف شوخيهايش تمام شد، با لحن جدي گفت كه هيچ معلوم نيست بازار موبايل تا چه زماني اين وضع را دوام بياورد چون مردم با اين قيمتها قادر به خريد نيستند و از خبرنگار «اعتماد» پرسيد كه كدام كارمند يا كارگر يا حتي صاحب شغل آزاد حاضر است بابت گوشي موبايلي كه تا 10 روز قبل 40 ميليون تومان بود، امروز 75 ميليون تومان پول بدهد؟
اين جمله يكي از فروشندههاي لوازم صوتي تصويري خیابان جمهوری هم بود وقتي تابلوي نئون شكسته سر در مغازهاش را نشان داد و در جواب «اعتماد» و اين سوال كه بازار تا چند وقت اين ركود و تعطيلي را تحمل ميكند، گفت: «تا وقتي پول براي پاس كردن چك طلبكارهايمان داشته باشيم. 7 روز است كه حتي يك مشتري براي ما نيامده. خيليها مثل ما هستند. در اين 10 روز، نه توانستيم جنسي بخريم و نه مشتري براي فروش داشتيم. بعيد ميدانم بازار بيشتر از يك ماه بتواند دوام بياورد. تا يك ماه بعد هم با اين وضع، چيزي از بازار باقي نخواهد ماند.»
مردي كه پشت چراغ قرمز چهارراه جمهوري ايستاده بود، زير لب با خودش نجوا ميكرد كه «تخممرغ شانهاي 450 هزار تومان و روغن هر ليتر 200 هزار تومان و سكوت و...»
سهراه جمهوري تا چهارراه وليعصر، مركز فروش پوشاك است. غروب سهشنبه، تمام مغازههاي اين مسير، جز يك مغازه لباس مردانه تعطيل بود. صاحب مغازه گفت كه فروختن و نفروختن با اين گراني دلار، هيچ تاثيري به حال مغازهدار ندارد و كسبه هم در اعتراض به اين بلاتكليفي تعطيل كردهاند چون باز بودن مغازهشان، خسارت هم دارد آن هم وقتي ويترين مغازهها هدف خشم قرار ميگيرد. تعطيلي اين تكه از خيابان وليعصر در حالي بود كه اين مغازهدار ميگفت هر سال، اين فصل، زمان شروع رونق فروش پوشاك بوده و تا شب عيد هم ادامه داشته ولي امسال با اين وضع، ركود و ضرر تا شب عيد طول ميكشد و روزهاي بعد از عيد با اين شرايط آنقدر ترسناك است كه جرات نميكند به بهار 1405 فكر كند.
خانمي كه به اين مغازهآمد تا قيمت يك پيراهن مردانه را بپرسد، كارمندي بود كه گفت كه اين پيراهن، هديه روز پدر است و اگر واجب و ضروري نبود، هرگز براي خريدش تصميم نميگرفت. اين خانم حاضر نشد رقم حقوق ماهانهاش را بگويد و فقط گفت كه اين پيراهن يك ميليون و 400 هزار توماني، حدود 13 درصد حقوق ماهانهاش است! مغازهدار به خبرنگار «اعتماد» گفت در طول 10 روز اخير، اين خانم دهمين مشتري بوده كه وارد مغازهاش شده...
ظهر چهارشنبه و در يازدهمين روز اعتراضات و حدود 24 ساعت بعد از درگيري در ايستگاه متروي 15 خرداد، اپراتور خط يك مترو اعلام ميكند كه قطار، در ايستگاه 15 خرداد توقف نخواهد داشت. دلارفروشي كه در سبزهميدان ايستاده، ميگويد كه هر دلار امريكا را با قيمت 147 هزار و 500 تومان ميفروشد و با قيمت 147 هزار و 300 تومان ميخرد. تعداد ماموران سياهپوش يگان ويژه و مجهز به سپرهاي فلزي و شيشهاي در فاصله ورودي ايستگاه متروي 15 خرداد تا تقاطع خيابان ناصرخسرو و سبزهميدان، يك ديوار انساني درست كرده و ماموران اجازه تجمع هم نميدهند و به محض مشاهده هر تجمع در پيادهروي سبزهميدان و جلوي كركرههاي پايين كشيده مغازهها، به سمت عابران ميآيند و دستور به متفرق شدن ميدهند. در يازدهمين روز اعتراضات معيشتي، تمام بازارهاي طلا و جواهر سبزهميدان، تعطيل است و كركره تمام مغازههاي فروش پوشاك و لوازم خانگي در فرعيهاي سبزهميدان هم پايين كشيده شده است. ابتداي خيابان لالهزار و كمي بالاتر از خيابان اميركبير، چند ون سياهرنگ متعلق به يگان ويژه متوقف شده و تعداد نيروهاي بسيج و يگان ويژه مسلح در ابتداي اين خيابان در حدی است كه رفت و آمد رهگذران دشوار میشود. تعدادي از كاسبان خيابان لالهزار به «اعتماد» ميگويند كه از حدود ساعت 3 بعدازظهر مغازهشان را تعطيل خواهند كرد چون مشتري ندارند و شركتهاي پخش هم از روز اول اعتراضات، فروش را متوقف و تعطيل كردهاند. وضع ميدان حسنآباد و ميدان توپخانه هم متفاوت با سبزهميدان نيست و فروشندگان ابزارآلات در فاصله ميدان توپخانه تا ميدان حسنآباد به «اعتماد» ميگويند كه در اين 10 روز، از حدود ساعت 2 يا 3 بعدازظهر، اعتراضات در اين محدوده شروع شده و آنها هم تنها كاري كه از دستشان برميآمده اين بوده كه تماشاگر باشند. ماشينهاي غولپيكر آبپاش متعلق به يگان ويژه، نبش ميدان توپخانه مستقر شده و تعداد زيادي موتورسوار امنيتي، از جنوب خيابان خيام به سمت ميدان توپخانه ميرانند تا به سمت غرب بروند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
بازارهايتعطيل وكسادي ماندگار
از نفتتا امنيت پيام مبهم ترامپ
عليه سلطه و فراموشي در لباس جادو
چكهاي برگشتي در كاراكاس
زوال نظم حقوقي و ديكتاتوري ترجيحات
مديريت بحران
دو كله پوك، يك تهديد، صدها پاسخ بينقشه بازگشت
كفتر جَلدِ زير بازارچه نواب
در مصايب كودكهمسري
درمان رانت يا تشديد فقر؟
انتقامجويي ساواك
املت پارتي
زوال نظم حقوقي و ديكتاتوري ترجيحات
مديريت بحران
دو كله پوك، يك تهديد صدها پاسخ، بينقشه بازگشت
پیام خوانندگان

