در مصايب كودك‌همسري

چاندرا مجموعه داستاني جذاب و خواندني به قلم مري فرانسيس هندري، نويسنده اسكاتلندي است كه با ترجمه زيبا گنجي در انتشارات مرواريد منتشر شده. داستان زندگي دختري بازيگوش و شاداب كه بنا به خواست خانواده‌اش و سنت‌هاي رايج در سن بسيار كمي تن به ازدواج مي‌دهد. مطابق آداب و رسوم و آيين‌هاي هنديان باستان هر زني پس از ازدواج تا آخر عمر به خانواده شوهرش تعلق دارد، حتي اگر آن مرد از دنيا رفته باشد. چاندرا كه به چنين مشكلي دچار مي‌شود، مانند ديگر زنان تسليم نمي‌شود و براي دستيابي به ساده‌ترين حقوقش به پاي مي‌خيزد. فرانسيس مري هندري متولد ۱۹۴۱، نويسنده بريتانيايي داستان‌هاي تاريخي كودكان است. او در گلاسكو اسكاتلند به دنيا آمد و تحصيل كرد. او اكنون در نايرن زندگي مي‌كند كه بيشتر كتاب‌هايش را آنجا نوشته است. هندري به مدت ۲۳ سال معلم بود و نمايشنامه و پانتوميم مي‌نوشت. نخستين داستان او در اولين مسابقه نويسندگي بي‌بي‌سي جايزه اول را كسب كرد. پس از ورود به فضاي نشر و ادبيات ۱۶ كتاب منتشر كرده است كه بيشتر آنها داستان‌هاي تاريخي براي بزرگسالان است. «دختري به نام چاندرا» قصه‌ پرغصه دختري ۱۱ ساله است كه در برابر سنت‌هاي سخت قدم برمي‌دارد و براي حقِ بودن مي‌جنگد نه فقط زنده‌ بودن، بلكه هويت ‌داشتن. چاندرا، با تمام اميد و نااميدي‌اش، به ما ياد مي‌دهد كه نام ما بيش از يك واژه است؛ يك جهان است. «پيرزن بيوه نگران چاندرا بود. طفلكي فقط مي‌نشست و به تاريكترين گوشه اتاق خيره مي‌شد، به چيزي لب نمي‌زد، داشت از دست مي‌رفت! هر شب كه براي چاندرا جيره آب و غذايش را كه با نارضايتي مي‌دادند مي‌آورد، نجواكنان دلداري‌اش مي‌داد بي‌آنكه چندان موفق شود، مي‌كوشيد او را به زندگي برگرداند.»
حق حيات و آزادي انتخاب چيزي است كه چاندرا مي‌كوشد در مقام يك زن آن را به دست بياورد و در اين راه موانع بسياري پيش پاي او است، رخ مي‌دهد و او براي به دست آوردن حق خود، يعني زيستن، تلاش مي‌كند. چاندرا آرزوي تحصيل در رشته مهندسي دارد و هر چند شوهر جوانش ديدگاهي مدرن و باز دارد. اما پس از مرگ ناگهاني او اندكي پس از عروسي، چاندرا طبق سنت‌هاي قديمي هند به عنوان مايملك خانوادگي همسرش به حساب مي‌آيد و بدتر از همه آنها او را مقصر و مسوول مرگ پسرشان مي‌دانند. حالا چاندرا طبق قوانين سختگيرانه و ظالمانه سنتي، برچسب «بيوه نحس» مي‌خورد و خانواده شوهرش  او را مجبور به زندگي به عنوان خدمتكار مي‌كنند، اما چاندرا شجاعانه فرار مي‌كند، به بيابان پناه مي‌برد و تلاش مي‌كند به خانه پدري‌اش بازگردد، در حالي كه خانواده همسر در تعقيب او هستند. اين رمان شامل ۱۵ فصل است كه عنوان برخي از آنها عبارتند از تهيه و تدارك، عروسي، زن بيوه، نقشه‌ها و بهاي آزادي.