املت پارتي

با آنكه سي سالي در موسسه‌اي مالي كار كرده‌ام، در دانشگاه كلاس‌هاي مرتبط با مديريت و اقتصاد گذرانده و در سمينارهاي مختلف پاي صحبت اقتصاددانان نامي نشسته‌ام، اما از زماني كه قيمت اقلام اساسي افزايش چشمگير پيدا كرده مثل وقت‌هاي ديگري كه مسوولان كشور درباره وضعيت معيشتي مردم حرف مي‌زنند و قول مي‌دهند، به ياد جمله تكرار شونده رفيق شوخي افتاده‌ام.او هر جا كه قيمت اجناس و گراني‌شان متعجبش كند، مي‌گويد: اقتصاد خر است! بي‌آنكه قصدش توهين به اين حيوان بي‌آزار و سودرسان باشد از آنجايي كه نماد نفهمي شده است، از اسمش كمك مي‌گيرد تا به اقتصاد نفهم بفهماند كه نمي‌فهمد! چه مي‌گويم؟! اقتصاد كه آدم نيست كه شعور داشته باشد و با نفهمي و ناكارآمديش بلا سر خودش و آدم‌ها بياورد . اگر هم به قول آدام اسميت دست هم داشته باشد، دست نامرئي است كه مي‌تواند با همين دست شرايط را متوازن كند .
چرا اينها را مي‌گويم . قصدم گپ و گفت درباره آن دوست، اقتصاد خر، آدام اسميت، دست نامرئي و مباحث علمي ديگر نيست . خيلي ساده‌تر مي‌خواهم به موضوع ساده يا بهتر بگويم علاقه خودم و برخي ديگر برسم كه سال‌هاي زيادي افتخارشان اين بود غذاي محبوبشان ارزان است و به راحتي مي‌شود سر هر سفره‌اي گذاشت. اما گويا اين غذا كه نامش املت است مثل خيلي از چيزهاي ديگر دارد از سفره ضعفا كه روز به روز تعدادشان بيشتر مي‌شود، حذف مي‌شود . حذفي كه ربطي به خر بودن اقتصاد و امروز ندارد . بيشتر به ناكارآمدي افرادي برمي‌گردد كه خر بودن اقتصاد برايشان معناي ديگري داشته است . فكر مي‌كردند اين علم بي‌شعور همانند آن حيوان به هر سمتي كه به او دستور بدهند، حركت مي‌كند . كافي است نامرئي‌اش را بگيري، توي سرش بزني و بگويي قيمت مرغ اينقدر، قيمت تخم‌مرغ اينقدر و... او هم بگويد... چه بگويد؟! خرها اين‌طور مواقع چه مي‌گويند؟ لابد عرعر مي‌كنند . گاهي وقت‌ها هم جفتك مي‌اندازند و آدم‌هاي دور و برشان را زخمي مي‌كنند . البته اين خصوصيت جفتك‌اندازي در اقتصاد بيشتر به موج انفجار مي‌ماند و دايره اثرش گسترده‌تر است . حوزه عملش هم سفره‌ندارهاست . مي‌بينيد؟ اين بالا رفتن قيمت مرغ و تخم‌مرغ آنقدر عجيب است كه نويسنده اين سطور كه آدم جدي است، ديگر توان تحليل جدي ندارد! راستش را بخواهيد با خودش فكر مي‌كند اين تصميم بيشتر به اقدامي شوخي مي‌ماند كه با اقشار كم‌درآمد شده كه روز به روز تعدادشان بيشتر مي‌شود . اقدامي كه درست مثل كار آن بچه‌هاي شيطاني مي‌ماند كه شوخي شوخي به پرندگان سنگ مي‌زنند و پرندگان جدي جدي مي‌ميرند .