دو كله پوك، يك تهديد صدها پاسخ، بي‌نقشه بازگشت

آنچه بيش از 10 روز است در خيابان‌هاي تهران و برخي شهرهاي ايران جريان دارد، در ظاهر با اعتراضات اقتصادي و نارضايتي از بي‌ثباتي بازار ارز آغاز شده، اما براي بازيگران بيروني، به سرعت به فرصتي براي احياي يك پروژه قديمي تبديل شده است: تبديل نارضايتي معيشتي به بحران امنيتي و سپس عبور از آن به سمت تقابل مستقيم سياسي و حاكميتي. اين همان نقطه‌اي است كه ترامپ و نتانياهو، با توهم قدرت و سوء‌برداشت از واقعيت‌هاي ايران و منطقه، تصميم گرفته‌اند بدون پرده‌پوشي وارد ميدان تهديد شوند.
حمايت علني رييس‌جمهور امريكا و نخست‌وزير اسراييل از اغتشاشات و تهديد مسوولان تراز اول نظام، نه از سر دلسوزي براي مردم ايران، بلكه بخشي از يك راهبرد شكست‌خورده است؛ راهبردي كه گمان مي‌كند با فشار همزمان اقتصادي، جنگ رواني و تهديد نظامي مي‌توان ساختار سياسي ايران را وادار به عقب‌نشيني يا فروپاشي كرد. تمركز مستقيم حملات لفظي آنها بر روحانيت و شخص اول جمهوري اسلامي، نشان مي‌دهد كه هدف ديگر اصلاح رفتار يا فشار ديپلماتيك نيست؛ هدف، ضربه به راس هرم حاكميت و شكستن ستون‌هاي ثبات سياسي است. اينجا دقيقا همان نقطه‌اي است كه مسوولان و فرماندهان ارشد نظام بايد به ترامپ و نتانياهو و پاره‌اي از كشورهاي همبازي آنها اين واقعيت را هشدار دهند كه هر گونه تهديد يا اقدام عليه راس نظام در ايران، آغاز يك درگيري كلاسيك و محدود نيست؛ اين، ماشه يك جنگ زنجيره‌اي و غيرقابل مهار است. البته آنها به‌ خوبي مي‌دانند كه ايران، نه يك بازيگر منفرد، بلكه مركز يك شبكه پيچيده از متحدان، نيروهاي همسو و عمق راهبردي منطقه‌اي است. بي‌شك هرگونه اقدام مستقيم يا حتي ترور سياسي در سطح عالي، معادلات را از كنترل خارج خواهد كرد و دامنه پاسخ‌ها نه دراختيار تهران مي‌ماند و نه قابل مهار توسط واشنگتن يا تل‌آويو خواهد بود. توهم ضربه دقيق و جنگ كنترل ‌شده خطرناك‌ترين خطاي محاسباتي اين دو بازيگر است؛ چراكه ايران ونزوئلا نيست. اگر سوي اين دشمن جنگي ديگر شكل بگيرد و اين‌بار جسارت هدف‌گيري مستقيم مسوولان عاليرتبه نظام به خود داده شود، ديگر با سناريوهاي قابل شبيه‌سازي در اتاق‌هاي فكر مواجه نخواهيم بود. 
پاسخ‌ها بي‌شك چندلايه، غيرمتقارن، تدريجي و از جغرافياهايي آغاز خواهند شد كه طراحان اين تهديدها حتي در نقشه‌هاي رسمي خود هم براي آنها سناريو ندارند. اين يعني صدها پاسخ، بدون نقشه بازگشت. اين مقاله نه در پي انكار مشكلات اقتصادي داخلي است و نه ناديده گرفتن نارضايتي‌هاي واقعي مردم. اما هشدار روشن است: بازي به بهانه اعتراضات اقتصادي و توسط عوامل آشوب‌زا و مسلح براي پيشبرد پروژه براندازي يا حمله به ساختار حاكميت، يك قمار امنيتي كور است. ترامپ و نتانياهو بايد بدانند كه ورود به اين مسير، نه ايران را تضعيف مي‌كند و نه امنيت را براي متحدانشان به ارمغان مي‌آورد، بلكه منطقه را وارد فاز جديدي از بي‌ثباتي مي‌كند كه  هيچ ‌يك   از بازيگران، كنترل پايان آن را در دست  نخواهند داشت.
پيام روشن است: 
هر تهديد عليه راس نظام ايران، فقط يك تهديد نخواهد ماند،  هر اقدام اشتباه، آغاز زنجيره‌اي از پاسخ‌هاست كه نه نقطه توقف دارد، نه مرز مشخص  و نه امكان  عقب‌نشيني.
اين مسيري است كه اگر آغاز شود، هر چند هزينه سنگيني بر ايران جان تحميل خواهد كرد اما  اولين و آخرين بازنده آن تنها طراحان، عاملان و هم‌پيمانانش خواهند بود، چراكه اينجا ايران است و بازتاب عمل ملت ما   از قلب تاريخ چند هزار ساله آن منعكس مي‌شود.