2427 شهید نتیجه استفاده دشمن از فضای بی‌در و پیکر مجازی

سرویس سیاسی-
فتنه دی‌ماه ۱۴۰۴، فرجام شوم وادادگی در برابر «ارتش سایبری موساد و سیا» و اصرار بر ماندن در اتمسفر ولنگار پلتفرم‌های صهیونیستی است؛ جایی که ۲۴۲۷ شهید، تاوان سنگین تبدیل شدن فضای مجازی به اتاق جنگ استکبار را با خون خود پرداختند.
آنچه در هفته‌های اخیر بر مُلک و ملّت گذشت، فتنه دست ساخته آمریکا، صهیونیسم به کمک پیاده نظام اجیر شده در داخل بود. امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که ما با یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار رو‌به‌رو بودیم؛ نبردی که در آن، اتاق جنگ مشترک «سیا» و «موساد»، پس از شکست ذلت‌بار در جبهه سخت و چشیدن ضرب شست سربازان اسلام در جنگ ۱۲ روزه، با تغییر تاکتیک به سمت «تروریسم» و «آشوب‌های خیابانی» کوچ کرد.
اما این حجم از توحش، این نقشه دقیق برای کشته‌سازی و این سازماندهی اشرار اجاره‌ای، در کدام بستر نضج گرفت؟ پاسخ را باید در «ولنگاری» فضای مجازی جست‌وجو کرد. سال‌هاست که دلسوزان نظام و نخبگان امنیتی درباره خطر واگذاری مرزهای سایبری به بیگانگان هشدار می‌دهند، اما هر بار جریانی خاص با نعل وارونه زدن و دوقطبی‌سازی‌های کاذب، مانع از تحقق «شبکه ملی اطلاعات» 


شد.
نتیجه این وادادگی، امروز پیش روی ماست: ۲۴۲۷ شهید گلگون‌کفن؛ جوانانی که خون پاکشان نه در جبهه‌های نبرد، بلکه در کوچه ‌پس‌کوچه‌های شهر و به دست تروریست‌هایی ریخته شد که در «دانشگاه اینستاگرام» و «پادگان تلگرام»، آموزش ذبح و حریق می‌دیدند. فتنه اخیر ثابت کرد وقتی فضای مجازی بی ‌در و پیکر باشد، دشمن در خانه ما حکم قتل صادر می‌کند و مزدورانش با خیال راحت، پول خون می‌گیرند و به ریش امنیت ملی می‌خندند. زمان آن رسیده است که با متهمان سایه‌نشین و بانیان این ولنگاری، بی‌تعارف تسویه‌حساب شود.
آمار سرخ؛ سند جنایت استکبار
فتنه‌ای که در روزهای اخیر شاهد فروکش کردن لایه‌های سخت آن بودیم، بر خلاف پروپاگاندای غرب، ادعای رسانه‌های زنجیره‌ای و پادوهای داخلی استکبار، یک اعتراض صنفی یا اجتماعی نبود؛ بلکه دقیقاً در امتداد «جنگ ۱۲ روزه» و با هدف جبران شکست مفتضحانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در آن نبرد طراحی شد. دشمن که در میدان نظامی طعم تلخ سیلی مقتدرانه ایران اسلامی را چشیده بود، این بار با کارگردانی مشترک واشنگتن و تل‌آویو و با به خط کردن مزدوران و اشرار اجاره‌ای، فاز «اغتشاش و آشوب» را کلید زد تا آنچه را در جبهه جنگ سخت به دست نیاورده بود، در کوچه و خیابان‌های تهران و دیگر شهرها جست‌وجو 
کند.
در این نبرد ترکیبی، آمار جان‌باختگان تکان‌دهنده و قابل تامل است؛ آماری که نشان می‌دهد دشمن برای «کشته‌سازی» و ضربه به انسجام ملی، هیچ خط قرمزی نمی‌شناسد. طبق آمار رسمی بنیاد شهید و امور ایثارگران، از مجموع ۳۱۱۷ جان‌باخته این حوادث، ۲۴۲۷ نفر به فیض شهادت نائل آمده‌اند. این یعنی قریب به ۷۸ درصد جان باختگان، متعلق به نیروهای حافظ امنیت و مردم بی‌گناهی است که قربانی فتنه آمریکایی و تروریسم هدفمند شده‌اند.
بنیاد شهید و امور ایثارگران در اطلاعیه‌ای، ابعاد این حوادث را چنین ترسیم کرده است:
«بنا بر آمار سازمان پزشکی قانونی، در حوادث تروریستی اخیر ۲۴۲۷ تن از شهروندان مظلوم-اعم از نیروهای حافظ امنیت و اقشار گوناگون مردم-از مجموع ۳۱۱۷ جان‌باخته به فیض شهادت نائل آمدند. بسیاری از شهدا رهگذرانی بودند که با هدف کشته‌سازی و یا در تیراندازی‌ها و توحش کور تروریستی به شهادت رسیدند و برخی نیز از معترضانی بودند که در میان جمعیت هدف گلوله عوامل سازمان‌یافته تروریستی قرار 
گرفتند.
پیکر پاک برخی از این عزیزان سوزانده شد، اربا اربا شد و یا سر از تنشان جدا کردند. قاتلان این فرزندان مرز و بوم که توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی تجهیز شده بودند، بابت این توحش پاسخگو خواهند 
شد.»
از اعتراض مسالمت‌آمیز تا جنایت داعش‌وار
شورای امنیت کشور نیز در بیانیه‌ای تحلیلی، ابعاد این جنگ تروریستی را چنین تبیین کرد:
«پس از وقوع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه... دشمن به این نتیجه رسید که ابزار نظامی نمی‌تواند ملت ایران را تسلیم کند. لذا آمریکا و رژیم صهیونیستی با تغییر تاکتیک، انسجام اجتماعی را هدف گرفتند. پس از اعتراضات مسالمت‌آمیز بازاریان، هسته‌های آشوب سازمان‌یافته با به خشونت کشاندن تجمعات، اقدامات تروریستی متعددی را رقم زدند. تروریست‌ها جنایات داعش‌گونه‌ای نظیر سوزاندن افراد، سر بریدن و کارد آجین کردن را در کنار استفاده از سلاح گرم رقم زدند که منجر به شهادت ۲۴۲۷ نفر از مردم بی‌گناه و حافظان نظم و امنیت شد. با تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری و حضور حماسی ملت در ۲۲ دی، دشمن در رسیدن به هدف شوم خود ناکام ماند.»
فضای مجازی یا اتاق جنگ استکبار؟
باید با صراحت پرسید: این تروریست‌های آموزش‌دیده در کدام بستر سازماندهی شدند؟ پاسخ روشن است: فضای یله، رها و بی‌در و پیکر مجازی. همان فضائی که در آشوب و فتنه‌های 96، 98 و 1401 نیز از آن ضربه خوردیم، این بار رسماً به «مقر تروریسم» و «اتاق عملیات» دشمن تبدیل شد.
اینستاگرام و تلگرام در این ایام، نه یک شبکه اجتماعی، که سکوی جولان اغتشاشگران و کلاس درس ساخت بمب‌های دستی برای آتش زدن اموال عمومی، مساجد و حمله به مأمورین انتظامی بودند. وقتی حاکمیت سایبری وجود نداشته باشد، دشمن در خانه ما برای فرزندانمان حکم قتل صادر 
می‌کند.
ثابتی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با نقد جدی به تاخیر در مسدودسازی شریان‌های ارتباطی تروریست‌ها می‌گوید:
«ساعت ۴ بعدازظهر دستور قطع اینترنت داده شده بود، ولی تا ۱۰ شب طول کشید و باعث خسارات شد. تعارف را کنار بگذارید، با هر مسئولی که به عمد یا غیر عمد اهمال کرده برخورد کنید. اگر ارتباطات تروریست‌های موساد زودتر قطع شده بود شاهد این فاجعه نبودیم.»
این اهمال، تنها یک خطای فنی نیست؛ این یک پرسش امنیتی بزرگ است که چرا باید به دشمن اجازه داد ساعت‌ها و روزها در بستر وب، عملیات‌های تروریستی خود را هماهنگ کند؟
متهمان «سایه‌نشین» به صف شوند!
در تحلیل ابعاد ویرانگر آشوب‌های اخیر، اگرچه انگشت اتهام به سوی تروریست‌های میدانی و اشرار قمه‌به‌دست نشانه می‌رود، اما نباید از نقش «پیاده‌نظام رسانه‌ای سیاسی» غافل شد؛ جریانی که با بسترسازی در فضای مجازی یله و رها، خسارتی چند صد هزار میلیارد تومانی را به سفره و معیشت مردم تحمیل کرد.
واقعیت آن است که این فتنه، اگرچه در ابتدا نقاب «مطالبات اقتصادی» به چهره داشت، اما به سرعت ماهیت تروریستی و ضدایرانی خود را عیان کرد. اشرار اجاره‌ای که با تهدید و ارعاب، کسبه را به تعطیلی اجباری وا می‌داشتند، ثابت کردند که هدفشان نه «درد مردم»، بلکه «شبیخون به امنیت ملی» است. جالب اینجاست که وقتی این شبکه شکست‌خورده با بی‌اعتنایی قاطع توده‌های مردم و بازاریان مواجه شد، برای جبران این حقارت، فاز آشوب حداکثری و «تروریسم شهری» را کلید زد.
مروری بر سیاهه خسارات ارتش سایبری دشمن
فلج کردن اقتصاد خرد: تعطیلی اجباری کسب‌وکارها و تحمیل ده‌ها هزار میلیارد تومان ضرر به اصناف.
تروریسم زیرساختی: آتش‌سوزی سازمان‌یافته بانک‌ها و فروشگاه‌ها (تنها ۵۰۰ مغازه در بازار رشت قربانی توحش اشرار شد).
شلیک به معیشت: تحمیل تورم ناشی از ناامنی و رکود به چرخه تولید و مصرف.
تخریب اموال عمومی:نابودی هزاران خودروی امدادی، آمبولانس، اتوبوس و خانه‌های مسکونی مردم عادی.
گروگان‌گیری سلامت و دانش: حمله به بیمارستان‌ها، مدارس و مراکز علمی که نبض خدمات روزانه مردم هستند.
پالس ضعف به دشمن:جرئت‌بخشی به اتاق فکرهای غربی برای تشدید تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی.
اما سؤال اساسی اینجاست که سهم فضای رسانه‌ای ولنگار در این جنایات چقدر است؟ چه کسانی در یک دهه اخیر، با عناوین دهان‌پرکن، مانع از تحقق «شبکه ملی اطلاعات» شدند و کشور را در برابر هجمه سایبری دشمن خلع سلاح کردند؟
امروز همان جریانی که با «ترک فعل» خود، جاده‌صاف‌کن تروریست‌های موساد و سیا در بستر پلتفرم‌های بیگانه شد، نعل وارونه می‌زند! این محافل که تا دیروز جرات نداشتند جنایات داعش‌وار مزدوران دشمن را «تروریسم» بنامند و جنایتکاران را «معترض» جا می‌زدند، حالا نگران معیشت مردم بر اثر محدودیت اینترنت شده‌اند!
این یک فرار به جلو ناشیانه است. کسانی که زیرساخت ارتباطی کشور را به «گوشت قربانی» برای گرگ‌های بیگانه تبدیل کردند، حالا برای هزینه‌های قطع اینترنت اشک تمساح می‌ریزند تا ردپای خود را در خون‌های ریخته شده پاک کنند. روزنامه‌های زنجیره‌ای مدعی اصلاحات به جای پاسخگویی درباره چرایی واگذاری امتیازات زیرساختی به پیام‌رسان‌های غربی- که رسماً کلاس آموزش ترور و جنایت شده بودند- روایت را از میانه ماجرا بازگو می‌کنند.
مطالبه ملی: پایان حاکمیت مجازی بیگانگان
تجربه تلخ سال‌های 96، 98، 1401 و حالا دی ماه 1404 نشان داد که پلتفرم‌های بیگانه، «اتاق جنگ» دشمن هستند. اما جریان غرب‌گرا با کاسبی سیاسی و ایجاد دوقطبی‌های کاذب حول «فیلترینگ»، امنیت مردم را به بازی گرفت.
امروز مطالبه عمومی از دستگاه‌های قضائی و امنیتی این است:
۱. محاکمه مقصران: برخورد با مدیرانی که با کارشکنی در مسیر شبکه ملی اطلاعات، بستر شبیخون دشمن را فراهم کردند.
2. استقلال سایبری:انتقال بودجه‌های هنگفت از بسترهای ناامن بیگانه به سمت شبکه ملی اطلاعات برای ایجاد فضائی قانونمند، شفاف و مسئولیت‌پذیر.
3. توقف باج‌دهی: پایان دادن به وضعیت فعلی که در آن زیرساخت‌های ملی، بی‌دریغ در خدمت ترویج تروریسم و براندازی قرار گرفته است.
صاحبان «کسب‌وکارهای واقعی» و مردم بصیر ایران می‌دانند که امنیت، پیش‌شرط اقتصاد است. فضای مجازی نباید به حاشیه امن جنایتکاران تبدیل شود؛ زمان آن رسیده است که کلید دروازه‌های سایبری کشور از دست بیگانگان بازپس گرفته 
شود.
 خون شهدا بر گردن بانیان ولنگاری
امروز باید از کسانی که مطالبه بازشدن همان فضای مجازی یله و رها را می‌کنند تا مثلا اقتصاد رونق بگیرد، پرسید: هر قطره خون شهید را چند حساب می‌کنید؟ آیا سود حاصل از ویترین‌های اینستاگرامی که در آن آموزش ذبح مامور امنیت داده می‌شود، چیزی جز «پول خون» است؟
جالب اینجاست که در این میان، برخی مسئولین دولتی نیز به جای پاسخگویی بابت ترک فعل در راه‌اندازی «شبکه ملی اطلاعات»، در نقش مخالف خوان ظاهر شده‌اند. محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرائی رئیس‌جمهور در نشستی با فعالان دیجیتال، در اظهاراتی تامل‌برانگیز بابت قطع اینترنت عذرخواهی کرده و گفته است:
«خود دولت بیشترین ضرر را از این اتفاق متحمل می‌شود... مسدودسازی‌ها و فیلترینگ عامل نارضایتی مردم است... من به سهم خود بابت قطع اینترنت عذرخواهی می‌کنم.»
جناب قائم‌پناه! باید از خانواده‌های ۲۴۲۷ شهیدی عذرخواهی کنید که فرزندانشان قربانی «امنیتِ فدایِ سرعت» شدند. عذرخواهی باید بابت سال‌ها تعلل در ایجاد زیرساخت امن ملی باشد، نه بابت قطع کردن دسترسی تروریست‌های سیا و موساد به گلوی ملت! امنیت، پیش‌شرط هر نوع کسب‌وکاری است و دولتمردی که امنیت را فدای خوش‌آمد پلتفرم‌های استعماری کند، در حقیقت در حال تضعیف قدرت چانه زنی حکمرانی ملی است.
سخن پایانی
مطالبه ملت ایران امروز شفاف است؛ پایان دادن به «کاسبی با خون» در فضای یله‌ی مجازی. دولت و مجلس موظفند بودجه‌های هنگفتی را که در بسترهای ناامن بیگانه هدر می‌رود، به سمت «شبکه ملی اطلاعات» گسیل دارند. ایران نباید گوشتی قربانی باشد که پیش پای گرگ‌های «سیلیکون‌ولی» ذبح می‌شود. استقلال سایبری، عین امنیت ملی 
است.