دو چیز را هر روز با خود تکرار کنید

توجه به دو چیز در آشوب اخیر واجب عقلی است. بدون تکرار هر روزه‌ی این دو با خود نمی‌توانیم بدانیم قرار بود چه شود و از این پس باید چه کنیم. اول اینکه بدانیم قرار بود ایران را با یک میلیون کشته تجزیه کنند. این تصریح سران امریکا و اسرائیل و شبکه‌های لندنی بود. دوباره بازگردید و برنامه‌ی روز‌های اول این شبکه‌ها را نگاه کنید. کارشناس بی بی‌سی با تکیه بر تصریحات نهاد‌های امنیتی غربی، به سبک یک رهبر اصلاحات در ایران می‌گوید: «تکرار می‌کنم حاضریم یک میلیون کشته شوند. ما می‌دانیم مأموران موساد در ایران هستند. این جنگ است و جنگ کشته دارد». دوم اینکه باید هر روز با خود تکرار کنیم چه وظایفی را وانهاده‌ایم و اجازه می‌دهیم خطر برای جامعه به‌روز شود. در این فقره یک چیز مشهود است. ما مسجد را سنگر می‌دانیم، اما مساجدمان را رها کرده‌ایم. چند سال پیش حتی برخی مراجع به اقامه‌نشدن نماز صبح در بیشتر مساجد اعتراض کردند. در اوقات نماز‌های دیگر هم مساجد را فقط برای نماز می‌گشایند و اندکی بعد از نماز در‌ها را می‌بندند. حتی مساجدی که درآمد‌هایی از فروشگاه‌ها و مراکز خدماتی دیگر دارند، چنین‌اند. برخی امامان‌جماعت ارتباط خاصی با نمازگزاران ندارند. شاید پس از نماز عصر یا عشا که برخی مسجد را ترک می‌کنند، سخنانی هم گفته شود و شاید هم نه. معتقدم یک امام در مسجد باید محله را زیر نظر و نفوذ خود بگیرد. با پای پیاده به بازار‌های محله و مغازه‌ها سر بزند. اجازه بدهد مردم حتی اگر حرفی را هزار بار تکرار می‌کنند، حرف‌شان را بزنند و گوش دهد. اگر می‌تواند از توانگران بگیرد و به نیازمندان بدهد. میان این دو قضاوت کند تا حق نیازمند ضایع نشود. این کار‌ها کف انتظار از یک مبلغ مذهبی در تمامی ادیان ابراهیمی است. آدم پرانرژی- پیر یا جوان- و پرحوصله می‌خواهد. آدمی که خودش را در ذهنش و در عمل وقف مردم کرده باشد و به این آموزه که خطای نوجوانان، خدمتکاران، ناتوانان، فقیران و نادانان، تقصیر پدران، خواجگان، توانایان، ثروتمندان و دانایان است، باور عمیق داشته باشد. نماز صبح را حتی با یک مأموم برپا دارد و تلاش کند تا مأمومین بیشتر را با محبت و خلوص خود جذب کند. باید توجه کنیم که جامعه گاهی کاملاً به شکل زیرپوستی نو می‌شود. پیران می‌میرند و جوانان می‌آیند. اعضای قدیم می‌روند و اعضای تازه، زاده یا جذب می‌شوند، ولی ما جامعه را مانند قبل می‌بینیم. جوامع از اعضا تشکیل شده‌اند، اما چیزی فراتر از اعضای خود نیز هستند، در حالی که جامعه همچنان جامعة واحد باقی می‌ماند، هرچند با ویژگی‌های دگرگون‌شده. همان‌گونه که یک سنگ چیزی بیشتر از اتم‌های آن سنگ است. مهم‌تر اینکه بسیاری از آنچه هر عضو جامعه هست، بیرون از آن جامعه ناممکن می‌بود. اینکه یک کشاورز، کارگر، کاسب، دانشگاهی، سیاستمدار، عیاش، علاف، اوباش یا تبهکار «چه جور آدمی» است، با حقوق، وظایف، آرزوها، شادی‌ها، اضطراب‌ها و شکست‌هایش، به نقش او در جامعه بستگی دارد. جوامع مختلف گونه‌های مختلف آدمی پدید می‌آورند. پس وظیفه‌ی ما در قبال افراد، چیزی فراتر از وظیفه‌ای است که مقابل تک‌تک آنان داریم و باید جامعه‌ای را نیز که متشکل از آن افراد است، اما چیزی بیشتر از آن افراد هم هست، به شکلی همگون در تعالی‌اش بکوشیم و آن را بسازیم. تهدید‌های بیرونی و کاستی‌های درونی، دو روی یک سکه‌اند. دشمن زمانی می‌تواند رؤیای شوم «تجزیه با یک میلیون کشته» را در سر بپروراند که سنگر‌های درونی جامعه، یکی پس از دیگری خالی یا سست شده باشد. مسجد که اصلی‌ترین پایگاه معنوی و اجتماعی امت اسلامی است، باید پر باشد و خالی نماند. نباید یک نمازخانه‌ی زمان‌بندی‌شده شود، زیرا در آن صورت میدان را برای نفوذ و گسست باز می‌گذارد. راه غلبه بر نیت‌های شوم دشمنان در تجزیه و نابودی ایران، در نگاه واقع‌بینانه و مسئولانه نهفته است. باید هر روز با خود تکرار کنیم که خطر جدی است. سرنوشت این سرزمین، در گرو انتخاب بین غفلت و بیداری است، بین سستی و مسئولیت‌پذیری، بین انجام کار آسان یا انتخاب کار سخت، بین رهاکردن سنگر و احیای آن. من بیش از هر چیز در این آشوب، کاستی و فقدان معنویت دیدم. ریسمان معنویت در بین کسانی که به آدم افتاده بر زمین لگد می‌زنند، به‌کلی پاره شده است. ما مگر شیعه‌ی آن مولایی نیستیم که گفت من در جنگ‌ها اسب راهوار نمی‌خواهم، چون نه فرار می‌کنم، و نه دشمن فراری را تعقیب می‌کنم، پس چرا در این آَشوب وقتی پلیسی یا یکی از نیرو‌های امنیتی روی زمین افتاده بود، هر کس از آشوبگران لگدی به او می‌زد؟! اگر دین نیست، مگر آزادگی و شرافت هم نیست؟! باید از این پس با «یک‌دیده» بر نیات شوم دشمن بنگریم، و با «یک‌دست» سنگرهامان را بسازیم. باید آن‌کس را که از هر معنویتی به دور افتاده است، به جمع «ما» بازگردانیم. پس اول از همه محله‌ها را با رونق مسجد‌ها زنده کنید. | سردبیر