روزنامه اعتماد
1404/11/08
سه رويكرد عبور از بحرانها
با فداكاريهاي عاشقان وطن، كشور هميشه از خطرات سربلند بيرون آمده است. اين همه شهيد از انقلاب مشروطه و اسلامي تا جنگ 12روزه و جنگ خياباني، ايران كم رنج و بحران نديده است و كاش بتوانيم به نسلهاي نوتر همه خاطرههاي تاريخي ملي را بيان كنيم. در شرايط كنوني كه با بحرانهاي پيچيده اجتماعي، سياسي و اقتصادي مواجهيم، نقش فعالان، نهادهاي مدني و نويسندگان در سپهر عمومي كشور از اهميت فراواني برخوردار است. اين گروهها ميتوانند با تمركز بر سه رويكرد اصلي: ترميمي، توصيفي و تجويزي، در فرآيند بازسازي اجتماعي و سياسي نقشآفريني كنند. اين بحرانها كه بخشي از آن ناشي از تهاجمات خارجي و بخشي ديگر از مشكلات داخلي است، همزمان بهطور جدي جامعه ايران را در معرض تهديدات و چالشهاي بيسابقهاي قرار داده است.1- نگاه ترميمي: حمايت عاطفي و رواني از زخمهاي جامعه: يكي از اولويتهاي اصلي فعالان و نهادهاي مدني بايد حمايت عاطفي و رواني از جامعه و بهويژه آسيبديدگان از بحرانها و خشونتها باشد. ايران در حال گذار از يك دوران پر تنش و خشونت است كه در آن مردم تحت فشارهاي رواني و اجتماعي قرار گرفتهاند. براي التيام اين زخمها، نهادهاي مدني بايد با برگزاري كارگاههاي روانشناسي، جلسات مشاوره و برنامههاي حمايت اجتماعي به قربانيان كمك كنند تا با آسيبهاي روحي خود مقابله كنند. نقش خيريهها و نهادهاي كمكدهنده اقتصادي براي كاهش نابرابريها و امداد حقوق رفاهي حائز توجه است. امكان سوگ و همدردي با قربانيان و خانواده شهدا و تبيين به جامعه جهت مرزبندي بين اغتشاشگر مخرب با شهروند معترض قرباني واقع شده لازم است. قربانيان و خانوادهها حمايت و همدلي نياز دارند.نويسندگان و روزنامهنگاران نيز ميتوانند با خلق آثار ادبي و هنري كه ابعاد انساني بحرانها را بازنمايي ميكنند، در فرآيند ترميم رواني و اجتماعي جامعه نقش ايفا كنند.
2- نگاه توصيفي: تحليل بحرانها و تفكيك دشمنان و دوستان: بحران كنوني ايران پيچيدگيهاي خاص خود را دارد. اعتراضات مردمي كه به دليل مشكلات اجتماعي و اقتصادي آغاز شد، به سرعت توسط دشمنان داخلي و خارجي به خشونت كشيده شد. در اين شرايط، فعالان و نهادهاي مدني بايد به تحليل دقيق و مستند اين بحرانها بپردازند و مردم را از ابعاد مختلف بحران آگاه سازند. اين تحليلها بايد بهويژه بر تمايز ميان دشمنان داخلي و خارجي و كساني كه به دنبال بيثباتي در ايران هستند، متمركز باشد. همانطور كه در حوادث ديماه ۱۴۰۴ شاهد بوديم، برخي از نيروهاي وابسته به سازمانهاي تروريستي همچون سيا، موساد، مجاهدين خلق و پ.ك.ك با استفاده از خشونتهاي داعشوار، تلاش كردند تا اعتراضات مردم را به سمت بيثباتي و تجزيه سوق دهند. در اين شرايط، نويسندگان و فعالان بايد با ارايه تحليلهاي شفاف، مردم را در تشخيص دوست و دشمن ياري كنند و خطراتي كه از سوي دشمنان خارجي به كشور تحميل ميشود، براي آنها روشن كنند. رسانههاي مزدبگير ايرانستيز ريشه در خارج نبايد مرجع اعتماد باشند دولت هم بايد تابآوري بيان روايتها را بالا برد تا صداهاي مختلف از كشور به گوش برسد و تكصدايي اكيدا رويه اعتمادسازي در شرايط اضطراري حاضر نيست.
3- نگاه تجويزي: ارايه راهحلهايي براي عبور از بحران: در سطح تجويزي، پيشنهاداتي براي عبور از بحرانهاي موجود ضروري است. اين راهحلها بايد مبتني بر احترام به حقوق بشر، دموكراسي و كرامت انساني باشند. يكي از نكات كليدي اين است كه حاكمان بايد تمايز قائل شوند ميان اعتراضات مشروع مردم و خشونتهايي كه توسط دشمنان خارجي يا گروههاي افراطي ايجاد شده است. حاكميت بايد با ترويج خشونت پرهيزي، بهدنبال گفتوگو با مردم و يافتن راهحلهاي صلحآميز باشد.فعالان بايد بر لزوم احترام به حقوق مردم و آزادي بيان تأكيد كنند و حاكمان را به پذيرش اصلاحات و توسعه نهادهاي دموكراتيك تشويق كنند. نهادهاي مدني همچنين ميتوانند با برگزاري كارگاههاي آموزشي و كمپينهاي آگاهيبخشي، مردم را به مشاركت فعال و مسالمتآميز در فرآيندهاي اجتماعي و سياسي تشويق كنند.بايد حق اعتراض شهروندان و طرق ايصال بدان بازنگري شود. طوري كه در اين كشور حق اعتراض و تجمع در هر سطحي استيفا شود بدون اينكه خون از دماغ كسي آيد و دشمن سوار بر آن شود. سازوكارهاي مردمسالار دقيقا بر اين مبنا استوار شده است.
4- نگاه جامعهشناسي حقوقي: آمادهسازي جامعه براي التيام و گفتوگو: از منظر جامعهشناسي حقوقي، براي عبور از بحرانها و التيام زخمهاي اجتماعي، جامعه ايران بايد به فرآيندهاي گفتوگو و جبران زخمها توجه ويژه داشته باشد. در اين مرحله، فقط تمركز بر كيفر و مجازات كافي نيست. بايد به ريشهيابي مشكلات اجتماعي و سياسي پرداخته شود و براي جبران خسارات و رفع دلايل نارضايتيهاي مردم گامهاي جدي برداشته شود. نهادهاي مدني و فعالان حقوق بشري بايد مردم را به پذيرش يك فرآيند گفتوگويي و ترميمي دعوت كنند، جايي كه ريشههاي نارضايتيها و بحرانها شناسايي و درمان شوند.اين فرآيند نيازمند آمادگي جامعه براي پذيرش انتقادها، گفتوگوهاي صادقانه و بازسازي اعتماد بين مردم و نهادهاي حاكم است. بدون اين آمادگي، تلاشها براي جبران زخمها و رسيدن به آشتي ملي و اجتماعي بيثمر خواهد بود.
5. وحدت و همدلي در رفع حملات خارجي و حل بحران داخلي؛ حكمراني مشاركتي و همگرايانه براي حل بحران چندگانه و چند وجهي يك ضرورت است؛ همانطور كه در حمله اسراييل و امريكا به خاك ايران در ۲۳ خرداد و حوادث ديماه ۱۴۰۴ شاهد بوديم، تهديدات خارجي و بحرانهاي داخلي بهطور همزمان ايران را در معرض خطر قرار داده است. اين حملات نشاندهنده تلاشهاي مستمر نظام سلطه جهاني براي نابودي ايران و تجزيه كشور است. در چنين شرايطي، پرسش اصلي براي هر ايراني بايد اين باشد كه براي مقابله با خطر و صيانت از وحدت ملي و تماميت ارضي نقش من چيست؟در اين شرايط، دولت و حاكميت بايد نسبت به بيعدالتي، فساد اقتصادي و بيكاري اهتمام مضاعف داشته باشند و از همه نخبگان با ديد باز و بدون هدم سرمايه اجتماعي ايراني، براي رفع اين مشكلات اقداماتي جدي و راديكال انجام دهند. همچنين، نيروهاي اجتماعي بايد براي حمايت از نيروهاي دفاعي، انتظامي و امنيتي كشور كه در برابر تهديدات داخلي و خارجي ايستادهاند، يكپارچه شوند.همدلي براي اصلاح روندهاي ناصواب و اصلاحگري واقعبينانه و قاطع براي ايران ضرورت دارد.راهحلهاي موثر و مبتني بر حقوق بشر، به عبور كشور از بحرانهاي موجود كمك ميكنند. تنها در اين صورت است كه ايران ميتواند از اين دوره بحراني به سلامت عبور كند و به سمت آيندهاي روشن حركت كند.
سایر اخبار این روزنامه
آسیب شناسی آماری حوادث اخیر
اينترنت نداریم ویزا نمیدهیم
هراس از تكرار «تراژدي كوباني»
بدون تحريمها از شرايط نامساعد كنوني عبور ميكنيم؟
روایتی از ناظران خاموش
مرثيهاي براي نور
دستور مهم پزشكيان براي رفع موانع تفويض اختيارات استانداران مرزي
معادله پيچيده سوريه
سه رويكرد عبور از بحرانها
سكوت رنج صداي خشونت
شكاف اعتماد مسالهاي فراتر از اقتصاد
معتادان محلي شبكه جهانگستر
تمنایی دیگر باید...
معادله پيچيده سوريه
سه رويكرد عبور از بحرانها
ميان حق مطالبه و خطر فروپاشي نظم عمومي
سكوت رنج صداي خشونت

