این اعتراض می‌تواند سرمایه اجتماعی حاکمیت را بازسازی کند

جوان آنلاین: هرچند کشور اکنون توانسته اغتشاشات عظیمی را که امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به وسیله تروریست‌هایی وابسته به خود طراحی کرده بودند، پشت سر بگذارد ولی مسئله مورد توجه در این میان حضور بخشی از مردم و مخصوصاً نوجوانانی است که با وجود مشخص بودند حمایت دشمنان قسم خورده کشور از این آشوب‌ها حاضر شده‌اند در کنار تروریست‌های آشوب طلب قرار بگیرند. در گفت وگوی «جوان»، با ابوالفضل اقبالی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه الزهرا رفتار جامعه در این اغتشاشات مورد بررسی قرار گرفته است.  تحلیل جامعه شناسانه شما از اغتشاشات اخیر چیست؟ 
در مورد اتفاقات اخیر ما بیشتر تحلیل‌های امنیتی و مانند آن را شنیدیم و در روایتی هم که بیشتر توسط رسانه ملی در مورد این حوادث ارائه شد این جنبه پررنگ بود که تروریست‌های مسلح، عوامل موساد و مانند اینها، این تخریب ها، آشوب‌ها و کشت و کشتار‌ها را رقم زدند البته طبیعی است، چون صحنه، صحنه عیانِ خشونت ورزی سازمان یافته بود و به هیچ وجه قابل تردید نیست و نمی‌شود انکار کرد که یک جریان طراحی شده، آموزش‌دیده، برنامه‌ریزی شده و حمایت شده‌ای از بیرون از مرز‌ها و توسط سازمان‌های جاسوسی پنج‌شنبه و جمعه در خیابان عمل و فعالیت کردند و آن هسته‌های آشوبی که قبلاً توسط این نهاد‌ها و جریان سیاسی منقرض شده در ایران ساماندهی و حمایت شده بودند این رفتار را رقم زدند، اما من می‌گویم اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی و کلاً این فتنه اخیر یک سویه‌های اجتماعی هم داشت و اینطور نیست که بتوانیم همه آن را با سازماندهی، کار دشمن، پول گرفتن و ... تحلیل کرد بلکه ابعاد اجتماعی این مسئله را نیز باید دید، چون بخش قابل توجهی از این فتنه اخیر هم با همراهی بدنه مردمی اتفاق افتاد. همه آنهایی که در اغتشاشات بودند تروریست‌های مسلح موساد، منافقین، پهلوی‌چی‌ها و ... نبودند، نوجوانان زیادی الان دستگیر شده‌اند، نوجوانان زیادی نیز کشته شدند و این نشان می‌دهد یک بدنه مردمی هم در این آشوب‌ها حضور و همراهی داشت و آتش بیاری کرده است.  خب این اغتشاشات را باید چگونه مورد بررسی قرار داد؟ مسئله مغفول در این اغتشاشات اخیر کجا بود؟
به نظرم می‌رسد که این اغتشاش محصول خشم انباشته شده‌ای بود که در حداقل بیش از یک دهه با تضعیف و پر مشقت شدن معیشت، رفاه و قدرت خرید مردم و اختلال در معیشت مردم ایجاد شده است. این مشکلاتی که انباشته شده گاهی در ۹۶ و ۹۸ بیرون زده و گاهی هم انباشته شده و تا امروز ادامه پیدا کرده است. این خشم واقعیت امروز جامعه ماست و اساساً عمومیت دارد یعنی حتی کسانی از مردم که ۲۲ دی ماه به خیابون آمدند و به تعبیر حضرت آقا کمر فتنه را شکاندن آنها هم در دغدغه‌های اقتصادی داشتند و دغدغه شان با بخشی از مردمی که در پنج‌شنبه ۱۸ دی در خیابان‌ها اغتشاش کردند مشترک است. هم آنها از یک سوپرمارکت، قصابی یا مغازه خرید می‌کنند و همه اینها وضع اقتصادشان بد است. این وضعیت اقتصادی دغدغه یک قشر خاص نیست و عمومیت دارد. پس این خشم واقعیت دارد و همه را درگیر کرده است لذا طبیعی است این اعتراض‌ها از سوی مردم سر بزند و همانطور هم که شاهد بودیم این اعتراض‌ها از بازار و در اعتراض به بی ثباتی نرخ ارز و گرانی‌ها شروع شد و بعد هسته‌های آشوب روی آن سوار شدند. من معتقدم این خشم اعتراضی به گرانی مقدس است و می‌تواند بستری برای بازسازی سرمایه اجتماعی نظام در این جنگ اقتصادی باشد.  پس تفاوت این افرادی که ۲۲ دی بیرون آمدند با آنهایی که ۱۸ دی بیرون آمدند در چیست؟
تفاوت آن کسی که در ۲۲ دی آمد و گفت «بسیجی، سپاهی تو افتخار مایی» با آن کسانی که ۱۸ دی می‌گفتند «بسیجی، سپاهی داعش ما شمایید» در روایت و برساختی است که از وضعیت موجود به آنها دارد ارائه می‌شود یعنی اینها دو ادراک متفاوت از وضعیتشان و مسببان وضعیتشان دارند. آن نوجوانانی که ۱۸دی به خیابان می‌آید، مسجد آتش می‌زند یا شیشه می‌شکاند حتی به غیر از آن افرادی آموزش دیده است. ذهنیت واقعی آن نوجوان در همراهی کردن برای آتش زدن اتوبوس‌ها و تخریب اموال عمومی این است که عامل اصلی برهم خوردن معیشت، اختلال در زندگی یا نداشتن هیچ آینده روشنی پیش روی ما اسلام است و این اسلام سیاسی است که ۴۵ سال در ایران، معیشت مردم را گروگان ارزش‌های توهمی خودش در دنیا گرفته و این هاست که ما را با جهان بد کرده و باعث و بانی وضعیت اقتصادی ماست. 


در کل عامل اصلی این تصور همان حرفایی است که از حنجره امثال صادق زیباکلام و اینها هم بیرون می‌آید که آقا جریان مقاومت در منطقه و فلان تلاش‌ها، حرف‌های بیهوده‌ای بیش نیست و معتقدند این حرفایی که ما در سطح بین‌الملل می‌زنیم و آن شعار‌های که با انقلاب اسلامی ایران مطرح شد مانند نابودی اسرائیل، استکبار ستیزی و ... عامل اصلی مشکلات معیشتی و اقتصادی ماست. یعنی مسبب تحریم، جنگ و ناامنی اینها هستند و ما باید با این اسلام بجنگیم و اگر می‌خواهیم شرایط ایران را بهبود ببخشیم و وضعیت اقتصادی و معیشت مردم را درست کنیم این اسلام باید کنار برود و مثل همه دنیا و مثل همین کشور‌های اسلامی و عربی خلیج فارس باشیم که هرچند مسلمان هستند ولی اسلامشان مزاحمتی برای رفاهشان نداره و خیلی هم به آنها خوش می‌گذرد، دلیلش هم این است که آنها با امریکا، اسرائیل، اروپا و مانند آنها دشمنی نمی‌کنند و با جهان دوست هستند. تصورشان این است که عامل دشمنی ما با جهان همین حکومت جمهوری اسلامی است پس این جمهوری اسلامی و تمام مظاهرش را باید حذف کرد. حالا نماد‌ها و نماینده‌های جمهوری اسلامی چه کسانی هستند! همین عمامه به سرها، همین لباس سبز پوش‌ها و همین چفیه دور گردن‌ها، همین چادری‌ها هستند! اینها نماد‌های جمهوری اسلامی هستند و لذا می‌گویند آقا هرجا اینها را گیر آوردید بزنید، عمامه‌شان را بپرانید، چادرشان را بکشید و خلاصه زجرکششان کنید.  آن نوجوان چرا به چنین اقدامی کشیده شده است؟
آن نوجوانی که این کار را می‌کند واقعاً باورش این است که اگر اینها بروند و پهلوی بیاد وضعش بهتر می‌شود پس مسئله در ناحیه روایت‌هاست. آن نوجوان روایت سازندگی بسیج و نیرو‌های متدین و انقلابی ایرانی را نشنیده است، او خبر ندارد و ندیده که در کرونا که همه مردم از همدیگر دوری می‌کردند و کسی به کسی نبود و همه از ترس خودشان را ایزوله کرده بودند همین روحانیت، بسیجی‌ها و مذهبی‌ها داوطلبانه می‌رفتند غسل و تدفین متوفیان کرونا را انجام می‌دادند یا به طور جهادی مثلاً ماسک تولید می‌کردند یا کار‌های مربوط به ضدعفونی کردن فضا‌های عمومی را انجام می‌دادند. یا وقتی مثلاً سیل و زلزله و ... می‌آید همین‌ها هستند که به کمک مردم می‌روند و خانه‌ها و لوازم مردم خود مردم را از زیر آوار نجات می‌دهند اینا در کنار نیرو‌های امدادی داوطلبانه این کار‌ها را می‌کنند یا در اردو‌های جهادی اینها می‌روند برای مردم مدرسه و خانه می‌سازند یا پای لانچر همین سبز پوشان دارند، امنیت این کشور را برقرار می‌کنند و آرامش را رقم می‌زنند ولی این مسئله در فضای ذهنی نوجوان امروز تبیین و مطرح نشده و اینها حقیقتاً غافل هستند از این جنبه‌هایی که وجود دارد و واقعیت است هستند و متأسفانه آن را نشنیده‌اند. 
به نظرم این روایت سهم اصلی و عاملیت اصلی را در ایجاد و جهت دهی به این خشم نامقدس داشته است در حالی که ما معتقدیم مسببان اصلی وضعیت معیشتی مردم که خود ما نیز هم گرفتار آن هستیم و خود کسانی که ۲۲ دی رفتند و کمر فتنه را شکاندند هم گرفتارش هستند و آن مسببان اصلی را باید برای نوجوان معرفی کرد.  دلیل مقدس دانستن این خشم از نظر شما چیست؟
دلیلی که من این خشم را مقدس می‌دانم این است که اگر این خشم جهت دهی شود و معطوف به مسببان اصلی وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم شود می‌تواند سازنده باشد و می‌تواند هم به نفی و حذف دشمنان اصلی انقلاب، مردم و نظام منتج شود و هم سرمایه اجتماعی حاکمیت را بازسازی کند البته این از رهگذر برخورد و قطع دستان افراد و جریان‌های فاسد، غارتگر و اخلالگران معیشت مردم و بیت المال است. به شرطی که ما بتوانیم در فضای روایت به درستی مسببین اصلی را به نوجوان معرفی کنیم.  مشکل اصلی جامعه را چه می‌دانید؟
من معتقدم که مشکل امروز جامعه ما فساد است و این فساد خطوط متعدد و قلمرو‌های متفاوتی دارد و در هر قلمرویی که این فساد حضور دارد به ضرر زندگی مردم عمل می‌کند و اگر خط فساد را به درستی بشناسیم و رهگیری بکنیم می‌توانیم سرش را در اقتصاد، امنیت، اخلاق، فرهنگ و عرصه‌های مختلف دیگر در بیاریم و با آن برخورد کنیم یعنی اگر این خشم بتواند پشتوانه‌ای برای پیگیری مقابله و مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی شود مقدس است. 
فساد در اقتصاد رانت، اختلاس، دزدی، گرانی روزافزون و ربا رقم را می‌زند، خب با این فساد باید برخورد شود. در فرهنگ ابتذال، اباهه‌گری و بی‌حیایی رقم می‌زند. فساد در امنیت، آشوب، فراخوان به تخریب اموال عمومی و اخلال در نظم عمومی رقم می‌زند. اینها همه امتداد‌های فساد در زندگی مردم است. در جامعه امروز ایران حداقل در دو دهه اخیر که من خودم بررسی‌های دقیقی نسبت به آن کرده‌ام. این فساد است که در اقتصاد، فرهنگ و امنیت گند می‌زند از یک محل، ریشه و چشمه منشأ گرفته است. یعنی آن بانکی که وام ازدواج جوان را نمی‌دهد و به بهانه کمبود منابع جوان‌های مردم را در صف‌های طولانی معطل نگه می‌دارد و نمی‌گذارد اینها زندگی و ازدواج کنند یا وام فرزندآوری یا مسکن آنها را نمی‌دهد، همان رئیس بانک منابعش را خرج وام‌های کلان در هیئت مدیره خودش می‌کند و این به معنای فساد اقتصادی است و همان‌ها هم هزینه‌های ماراتن‌ها، ایونت‌هامون و رویداد‌های فسادزای کیش، قشم و ... را تأمین مالی می‌کنند. یا همان سرمایه‌دار حرام لقمه‌ای که روزانه کالا‌های اساسی و اقلام اصلی سفره مردم را گران‌تر می‌کند، لبنیات، مرغ یا برنج را گران می‌کند فرزندانش دارند در خیابان‌های بالا شهر با بنزین مرغوب ۸۰هزار تومانی دور دور می‌کنند و در اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی ابتذال نمایان می‌کنند و در کافه‌ها و مال‌ها پارتی برگزار می‌کنند و جریان اباهه‌گری را رقم می‌زنند. همین‌ها در سینما و شبکه نمایش خانگی بی‌حیایی و ابتذال را به خورد جوان‌های مردم می‌دهند خشونت را ترویج می‌کنند، خون پاشی می‌کنند و فیلم‌های خشن و پر از خون و خونر‌یزی می‌سازنند یا بچه‌هایشان در خیابان شعار «بسیجی سپاهی داعش ما شمایید» می‌دهند. 
می‌خواهم بگویم اینها همگی از یکجا ناشی می‌شود و نشان به آن نشان که دشمن آشکار و عیان ما که امریکا و اسرائیل هستند هم اتاق فرمان‌های فساد اقتصادی و اخلال در معیشت مردم و ابتذال به همراه آشوب و ناامنی را با هم دارند پیگیری می‌کنند یعنی دقیقاً اتاق فرماندهی این سه موضوع یکجا هست و ناامنی در خیابان، ابتذالی و اباهه‌گری در فرهنگ و اخلال در معیشت از یک جا دارد خط می‌گیرد. اینها را باید به مردم گفت تا بتوانیم این خشم عمومی را جهت دهی کنیم.