پاسخ به هدف «سایه جنگ» از سوی امریکا

امریکای ترامپ که بجز شاخص‌های نگران‌کننده در محیط داخلی و خصوصاً در رقابت با قدرت‌های جهانی باید عقب‌ماندگی‌های خود را جبران کند تا از طریق موازنه قدرت در نظام جهانی از جایگاه رهبری جهان سقوط نکند، نمی‌تواند وارد ریسک‌های پرهزینه و تضمین نشده شود، به همین دلیل برای امریکای ترامپ جنگ گسترده و بزرگ یا فرسایشی، معادل فرورفتن در باتلاق مهلک است، ولی ترامپ از ابتدای دوره ریاستی‌اش با دیوانه‌نمایی و رفتار خارج از قانون و عرف جهانی و جنگ با همه طرف‌ها، چه دوستان و چه رقبا و چه دشمنان، تنها زمانی می‌تواند به هدف چپاول و تسلیم کردن دیگران دست یابد که این رویکرد را با ارعاب سایه جنگ همراه کند، خصوصاً در قبال کشور‌ها و اهداف کوچک‌تر که هزینه چندانی برای امریکا ندارد. برای ترامپ بجز چماق‌داری و باج‌گیری از اموال برخی کشورها، منابع انرژی و معادن نادر و ثروت ملی کشور‌ها و نهایتاً ژئوپلیتیک، اهمیت دارد و با تکیه بر این منابع چپاول شده شانس خود را برای گسترش قدرت و موازنه جهانی در قبال قدرت‌های رقیب افزایش می‌دهد. جوهر سیاست‌های امریکا که امروز در تعاملات ترامپ عریان شده، این است که قائل به بده‌بستان با دیگران نیست، بلکه فقط این را حق خود می‌داند که از دیگران حداکثر امتیاز را کسب نماید. تنها زمانی ترامپ مجبور به توقف یا انصراف از رویکرد ارعاب‌گونه نسبت به دیگران می‌شود که احساس به هزینه‌ای بیش از دستاورد خود نماید. این رفتار را ترامپ در گرینلند و با هشدار اروپایی‌ها در قبال روسیه، زمانی که سطح تهدید و خط و نشان به سلاح‌های هسته‌ای کشیده شد، و در قبال چین هنگامی که بازی تعرفه‌ها به مرز خسارت برای امریکا رسید، مشاهده کردیم. در جنگ ۱۲ روزه نیز محاسبات ترامپ و رژیم صهیونی این بود که جمهوری اسلامی پس از حملات آنها قادر به پاسخ به تجاوز نیست یا اینکه پاسخ ایران برایشان قابل تحمل است. چند روز پس از آغاز جنگ ۱۲ روزه
با شرایط ویرانی و خسارت گسترده در اسرائیل و هدف قرار گرفتن نقطه اساسی فرماندهی سنتکام در قطر مواجه شده و به سرعت درخواست آتش‌بس و توقف جنگ کردند. امروز ترامپ بعد از پروژه شکست‌خورده فتنه‌تروریستی، برای پاسخگویی به اوضاع آشفته رژیم صهیونی نمی‌تواند ایران را رها کند ولی گزینه دیگری در اختیار ندارد و تنها چیزی که ممکن است بتواند شرایط روانی، اجتماعی و اقتصادی ایران را ناپایدار و مضطرب نماید سایه جنگ است. آنچه از تحرکات و تجمع نیرو و تسلیحات و امکانات در سطح منطقه در گزارش‌های بزرگ‌نمایی شده پمپاژ می‌شود، چیزی جز تخلیه و جابه جایی پایگاه‌های نظامی امریکا نیست و با فاصله گرفتن از مرز‌های ایران سعی می‌کنند شانس آسیب بر پایگاه‌های خود را کاهش و امکان دفاعی خود را افزایش دهند. مضافاً اینکه فرماندهی سنتکام را از قطر به اسرائیل و به اردن منتقل کرده‌اند، در عین حال سعی می‌کنند این تحرکات را با ماهیت حمله نظامی مجدد علیه ایران نشان دهند. در حالی که چیزی فراتر از سایه جنگ نیست. وزیر خزنه‌داری ترامپ هم در داووس گفت با فشار اقتصادی و تحریم و فشار روانی فتنه تروریستی را بدون شلیک گلوله به وجود آوردند یعنی اینکه تا وقتی می‌توانند با سایه جنگ بر مؤلفه‌های اقتصادی و معیشتی و اجتماعی ایران تأثیر بگذارند، نیازی به جنگ واقعی ندارند. پاسخ سایه جنگ تنها با سایه جنگ و هزینه علیه امریکا می‌تواند به نتیجه برسد، یعنی نابودی تمام منابع نفتی و تأسیسات آن و تجارت، باید احساس و باورپذیری قطعی و فوری بنمایند و چیزی فراتر از پیام‌های شفاهی را مشاهده کنند تا بازی سایه جنگ متوقف شود یا هرگونه تدبیر دیگری که باورپذیری هزینه را در دیگر عرصه‌ها و ابعاد به ترامپ و نتانیاهو و دوستان آنها در منطقه منتقل نماید، یعنی اگر بازدارندگی در گذشته عرصه‌های ویژه‌ای را شامل می‌شد، اکنون در مقابل دیوانه نمایی ترامپ و نتانیاهو روش‌های مشابهی برای بازدارندگی لازم است تا وحشیگری و بی‌قانونی و دیوانه‌نمایی نقاب خود را کنار بگذارد.