روزنامه اعتماد
1404/11/09
آقاي سناريست از دور و نزديك
چند روز ديگر، كركره چهل و چهارمين جشنواره فيلم فجر بالا ميرود و چراغ سينماهاي مختص جشنواره روشنتر ميشود، اما هنوز خيلي از چيزهاي مرتبط با آن مشخص نيست . ميدانم شرايط مثل بسياري از دورههاي جشنواره نيست . ميدانم فقط حال دستاندركاران سينما بد نيست كه انگار حال افراد زيادي در ايران بد است . ميدانم كه .....اما انگار ابهام و عدم اعلام خيلي از برنامهها ربطي به حال بد اين روزهاي ايران و ايراني ندارد . به چيز ديگري برميگردد كه مثل خيلي از سوالهايي كه توي ذهن افراد غمگين اين روزها است، پاسخش زمانبر است . با همه اينها وقتي چند روز پيش كتاب ارزشمند آقاي سناريست را خواندم براي يك لحظه با خودم فكر كردم، رندي عدد چهل و چهار و نقش تاثيرگذار سعيد مطلبي و نامراديهايي كه بيدليل با او و امثال او شده از يك طرف و دانايي، مهرباني و صبوري او از طرف ديگر بهانه خوبي براي آشتي با فيلمسازان سينماي بدنه ايران بود . چرا كه كارنامه پر و پيمان و فيلمهاي مردمپسند سعيد مطلبي (به عنوان سناريست و كارگردان) نشان ميدهد او زندهترين زندگان نسلي است كه سالهاي زيادي به مردم مهر، معرفت و جوانمردي فروختند و بعد كه تقي به توقيف خورد بيمهري ديدند و ناگزير شدند همچون شخصيت فيلم بدل مارتين ريت (با بازي وودي آلن) فيلمنامه بنويسند و نام ديگري روي سناريوي آنها نوشته شود . فيلمنامههاشان توسط داوراني كه آنها را ازسينما حذف كردهاند مورد تصويب و تاييد قرار گيرد و جايزه بگيرند و... اما نامشان اخ باشد و.... عجالتا كه خبري از تقدير و بزرگداشت او نيست . گمانم براي خودش هم چندان مهم نباشد . شايد هم باشد . مگر ميشود سالها با مهر و گذشت دوش به دوش باشي و از قدر ديدن بدت بيايد . نه به خاطر خودت . به خاطر ارزش قدرشناسي ! به خاطر حرمتي كه براي معرفت و جبران گذشته در فيلمهاش قائل بوده! مگر ميشود فيلمنامه فيلمهاي بت، برادركشي، پشت و خنجر و.... را نوشته باشي و با برگشت و تجديد نظر كساني كه كژ و خطا ميانديشند آشنا نباشيم و بالا رفتن دست كسي كه خوب بوده و تلاش كرده از برادركشي، بتسازي خلافكاران، لغزش پدران جلوگيري كند خوشحال نباشيم . كسي كه با فيلمنامه برادركشي نشان داد، در روياش نشان داد روزگار خشم و كينه سر ميآيد و آنها كه در اطاقهاي در بسته، بهدور از نور و روشنايي نفرت ترويج ميكنند، در ميآيند روز با چاقو، برادركشي سر ميآيد و... (توصيه ميكنم اگر آثار سعيد مطلبي را نديدهايد برادركشي، پشت و خنجر، بت و... را تماشا كنيد . تعريف بخشهاي از فيلم او نميتواند از حس و حال موجود در آثارش بگويد . كتاب آقاي سناريست كه مصاحبه سعيد مطلبي با حميد رضا حاجيحسيني هست را هم بخوانيد . آنوقت فقط با سعيد مطلبي آشنا نميشويد از روزگاري خبر ميگيريد كه عدهاي گمان ميكردند حذف برخي از افراد از سينما و جامعه با فرمان دادن و حكم صادر كردن و رفتار خشن امكانپذير است . نبود و نيست . خوشبختانه سعيد مطلبي هنوز با قدرت و عشق از مهرباني و عشق مينويسد . عمرش دراز باد .
سایر اخبار این روزنامه
حق تجمع، چهاردهه معلق و مشروط
توریستهاییکه نمیآیند
تشكيل پرونده قضايي براي ساختمانهاي پرخطر
توفان تايواني
احضار وفادارانه روح انسان به صحنه
ديپلماسي امام خميني(ره) نامه به رهبران (۱۳)
ایران در مرکز توفان
درباره مراسم باشكوه «سده» در تمامي نقاط ايران
سواد زندگي مجازي
مهريه در بحران؛ وقتي قانون و اقتصاد هر دو شكست ميخورند
ديپلماسي امام خميني(ره) نامه به رهبران (۱۳)
درباره مراسم باشكوه «سده» در تمامي نقاط ايران
ایران در مرکز توفان
شيطان هم مهربان ميشود
سواد زندگي مجازي
مهريه در بحران
آيا ايران و امريكا در آستانه رويارويي نظامي قرار دارند؟
نارضايتي چگونه «مساله»ميشود؟
آقاي سناريست از دور و نزديك
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش...٭
درهم تنيدگي و فرانگاري هنرهاي نمايشي
ما به اندازه رنج خويش انسانيم، نه بيشتر

