روزنامه کيهان
1404/11/13
اخبار ویژه
غرق کردن ناو آمریکادستاورد تاریخی برای ایران خواهد بود
انهدام یک ناو هواپیمابر آمریکایی، دستاوردی تاریخی برای ایران است.
این ارزیابی درباره توانمندیهای نظامی ایران را روزنامه صهیونیستی «اسرائیل هیوم» منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: با وجود قدرت نیروی دریایی آمریکا در منطقه، ایران همچنان به تهدید علیه این شناورها ادامه داده است. اوایل این هفته، بیلبوردی در مرکز تهران تصویری از یک ناو هواپیمابر آمریکایی منهدمشده را به نمایش گذاشت. رسانههای ایران هم ویدئوهای تهدیدآمیز در این زمینه پخش کردند. در ماه دسامبر، سپاه پاسداران در جریان رزمایشی در دریای عمان، اقدام به شلیک موشکهای کروز (قدر-۱۱۰، قدر-۳۸۰ و غدیر) و یک موشک بالستیک به اهداف شبیهسازیشده کرد و مدعی شد که همه اهداف «با دقت بالا» مورد اصابت قرار گرفتهاند.
هر سناریویی که در آن یک ناو هواپیمابر آمریکایی هدف قرار گیرد، برای ایران دستاوردی تاریخی خواهد بود؛ چرا که از زمان جنگ جهانی دوم، در طول ۸۰ سال گذشته، هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی در نبرد غرق نشده است.
یادآوری نشریه اسرائیل هیوم از آن جهت مهم است که پایگاههای نظامی آمریکا نیز ظرف هشت دهه گذشته هرگز مورد حمله قرار نگرفته بود اما ایران پایگاههای عینالاسد و العدید را هدف گرفت و این بار در صورت غلط زیادی ترامپ، خسارتها و تلفات سنگینی را روی دست آمریکا خواهد گذاشت.
در همین حال، نشریه آمریکایی گزارش داد که پهپادهای ایرانی، تهدیدی جدی برای ناو «لینکلن» هستند.
نیویورک پست میافزاید: کارشناسان نظامی هشدار میدهند ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن ممکن است هدف حمله گسترده پهپادهای ایرانی قرار گیرد.
روزنامه واشنگتن پست هم در گزارشی خاطر نشان کرد کشورهای خلیجفارس به آمریکا هشدار دادهاند که برنامه موشکی ایران ویرانگر هستند و ایران توان انجام حملات موشکی شدید و بدون هشدار به منافع آمریکا در خلیجفارس، از جمله پایگاهها و نیروهای نظامی، را دارد.
این روزنامه افزود: این بار این حملات ایران، مانند حمله به العدید سنجیده نخواهد بود و اطلاع داده نخواهد شد. طبق ارزیابی یکی از کشورهای منطقه، ایران مهمات کوتاهبردتر خود، پرتابگرها و برخی از سامانههای تولیدات موشکی خود را حفظ کرده است. این مهمات قادر است به منافع آمریکا در خلیجفارس، از جمله دهها پایگاه نظامی و دهها هزار نظامی برسد.
از سوی دیگر شبکه صهیونیستی آی۲۴ اذعان کرد که جنگ با ایران میتواند اقتصاد اسرائیل را فلج کند.
این شبکه در گزارشی، نسبت به تبعات اقتصادی درگیری آمریکا با ایران هشدار داد. کارشناسان اقتصادی که با این رسانه گفتوگو کردهاند، تأکید دارند هرگونه مواجهه گسترده، به فلج شدن بخشهای کلیدی اقتصاد اسرائیل به ویژه هوانوردی و تجارت خارجی میانجامد.
روزنامه یدیعوت آحارونوت هم خاطر نشان کرد: در صورت حمله نظامى به ايران، ايرانىها در هدف قرار دادن اسرائيل بسیار جدی هستند.
اعتماد: دولت باید در بازار ارز مداخله کند
نه اینکه تماشاچی باشد
روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت اذعان کرد: اگر قرار است از چرخه تضعیف ارزش پول ملی خارج شویم، باید بپذیریم که نسخههای بازار آزاد و ارز رها شده، نهتنها درمان نیست، بلکه بخشی از بیماری است. کنار کشیدن از نظام صادرات، واردات و توزیع، نهتنها کارآمدی ایجاد نکرده، بلکه به تشدید بیثباتی منجر شده است. دولت باید، مدیریت مستقیم صادرات مازاد، تامین ارز و واردات کالاهای ضروری را در دست بگیرد.
یک ماه پس از ادعای دولت درباره تک نرخی کردن ارز و تبعات تورمی آن، روزنامه اعتماد که از حامیان سیاست مذکور بود، نوشت: «چرا ارزش پول ملی فرو میریزد؟ اولین واقعیت اقتصاد امروز این است که ارزش پول ملی، نه بر پایه توان تولیدی کشور، نه بر اساس سطح رفاه عمومی و نه حتی بر مبنای ظرفیتهای داخلی، بلکه به شکلی مستقیم به نرخ دلار گره خورده است. این، نه یک اتفاق طبیعی، بلکه نتیجه مستقیم مجموعهای از سیاستهای اقتصادی است که طی سالها اتخاذ شده و آثار مخرب آن به شکل تورم مزمن و آشفتگی بازارها خود را نشان میدهد.
وقتی ارزش پول ملی به دلار متصل میشود، هر شوک ارزی به سرعت به تورم تبدیل میشود. در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز تنها یک عدد روی تابلوی صرافیها نیست؛ بلکه به معنای کاهش قدرت خرید، بیثباتی قیمتها و از بین رفتن امکان برنامهریزی برای فعالان اقتصادی است. این وضعیت بیش از همه، قشری را تحت فشار قرار میدهد که برخلاف تصور عمومی، نه مصرفکنندگان نهائی، بلکه خود کسبه و فعالان بازار هستند.
چرا نرخ ارز مستعد جهش است؟ پاسخ را باید در ترکیب چند عامل همزمان جستوجو کرد. از یک سو، درآمدهای ارزی با محدودیت جدی مواجه است. از سوی دیگر، دولت ابزار کافی برای مداخله مؤثر در بازار ارز در اختیار ندارد یا این ابزارها تضعیف شدهاند. عامل مهم دیگر، الگوی حکمرانی اقتصادی است که
بر مبنای بازار آزاد، ارز تکنرخی و واگذاری کامل صادرات و واردات به بخش خصوصی طراحی شده است. این الگو در شرایط عادی نیز محل بحث است، اما در شرایط تحریمی و شبهجنگی، عملا به تشدید بحران منجر میشود.
وقتی ارز کالایی کمیاب و استراتژیک است، عرضه آن در بازاری که تنها منطق حاکم بر آن قدرت خرید است، به معنای حراج منابع ملی خواهد بود. در این میان، نقش شبکه بانکی در تشدید بحران ارزی و تورمی را نمیتوان نادیده گرفت.
در شرایطی که کشور با کمبود ارز مواجه است، آزاد گذاشتن جریان سرمایه به خارج، به معنای تضعیف مستقیم پول ملی است. بدون اعمال محدودیتهای هوشمندانه و قاطع، هیچ سیاست ارزی پایداری شکل نخواهد گرفت.
در سطح عمیقتر، مسئله اصلی به این بازمیگردد که دولت چه چیزی را پشتوانه پول ملی قرار داده است.
امروز عملا تنها تضمین ریال، دلار است. تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، هر نوسان ارزی بهطور مستقیم ارزش پول ملی را تخریب میکند. برای تغییر این معادله، دولت باید بهطور فعال وارد حوزه واردات کالاهای اساسی شود و با نرخهای تثبیت شده، مجموعهای از اقلام ضروری را در اختیار جامعه قرار دهد. اگر مردم بدانند که با ریالی که در دست دارند، امکان دسترسی به طیف مشخصی از کالاها با قیمتهای ثابت وجود دارد، آن مجموعه کالاها به معیار سنجش ارزش پول ملی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، ارزش ریال نه از طریق نرخ دلار، بلکه از طریق قدرت خرید واقعی آن در داخل کشور تعریف میشود. این دقیقا همان نقطهای است که میتواند پیوند ریال و دلار را تضعیف کند. تحقق این هدف، مستلزم بازتعریف نقش دولت در اقتصاد است. در شرایط کنونی، کنار کشیدن دولت از نظام صادرات، واردات و توزیع، نهتنها کارآمدی ایجاد نکرده، بلکه به تشدید بیثباتی منجر شده است. دولت باید، مدیریت مستقیم صادرات مازاد، تامین ارز و واردات کالاهای ضروری را در دست بگیرد و نظام توزیع را با ابزارهای هوشمند و شفاف سامان دهد. در نهایت، بدون مهار خلق پول بانکی، هیچ یک از این سیاستها به نتیجه نخواهد رسید. ادامه مسیر فعلی، به معنای تداوم افزایش نرخ ارز، فشار بر معیشت مردم و فرسایش اعتماد عمومی است. اگر قرار است از این چرخه معیوب خارج شویم، باید بپذیریم که نسخههای بازار آزاد و ارز رها شده، در شرایط امروز ایران نهتنها درمان نیست، بلکه خود بخشی از بیماری است».
در همین حال، روزنامه وطن امروز در گزارشی با عنوان «از وعده ارز تک نرخی تا واقعیت ۵ نرخی» نوشت: اجرای سیاست اقتصادی آزادسازی ارز، نهتنها رانت را حذف نکرد بلکه بیثباتی را تشدید کرد. این سیاستها در مقطع آغازین، نهتنها با تبلیغات گسترده از سوی تیم اقتصادی دولت همراه شد، بلکه بخشهایی از مجلس، بهویژه کمیسیون اقتصادی، نیز بهطور جدی از آن دفاع میکردند. با این حال، گذر زمان نشان داد بسیاری از این ایدهها در عمل، نهتنها به نتایج وعدهدادهشده نرسیدند، بلکه خود به عاملی برای تشدید نااطمینانی و بیثباتی در اقتصاد کشور تبدیل شدند.
یکی از کانونیترین محورهای سیاستگذاری دولت، حرکت به سمت ارز تکنرخی بود. تردیدی نیست که چندنرخی بودن ارز میتواند بستر فساد و رانت را فراهم کند، اما پرسش اساسی این است که آیا در شرایط فعلی اقتصاد، اساساً امکان تحقق ارز تکنرخی وجود داشت؟ قرار بود با حذف تالار اول و کنار گذاشتن ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، بازار به یک نرخ تعادلی برسد؛ اما نتیجه چه شد؟ امروز نهتنها ارز تکنرخی محقق نشده، بلکه اقتصاد عملاً با دستکم پنج نرخ متفاوت ارز مواجه است؛ از ارز ۲۸۵۰۰ تومانی دارو گرفته تا ارز کالاهای اساسی در محدوده ۱۱۲ هزار تومان، نرخ حدود ۱۲۵ هزار تومانی برای بخش عمده واردات و صادرات، نرخ ارزهای خدماتی و مسافرتی که نزدیک به نرخ بازار آزاد است و درنهایت نرخ بازار غیررسمی. البته شنیده شده که برای واردات خودرو و موبایل هم نرخ دیگری تعیین شده است.
امریکن کانزرواتیو: ترامپ از ایران سرسپردگی میخواهد نه مذاکره
ترامپ درباره تسلیم ایران خیالپردازی میکند و دنبال مذاکره نیست اما اینکه ایران تسلیم شود، با عقل جور درنمیآید.
نشریه آمریکایی امریکن کانزرواتیو با غیر عملی توصیف کردن توهمات ترامپ نوشت: دولت آمریکا در حال حرکت به سوی بحرانی دیگر در خاورمیانه است، بحرانی که اینبار خود عامل آن است. همچنان مشخص نیست که رئیس کاخسفید امید دارد با این کار به چه چیزی برسد.
واشنگتن نتوانسته برای ایران یک هدف روشن و مشخص تعریف کند. استفاده از زور بهخودیِخود به هدف تبدیل شده، جدا از اهداف راهبردیِ روشن و دستیافتنی. از این رهگذر تمامی نتایج استراتژیک را که میتوانست به دنبال داشته باشد، از دست داده است. ادامه این مسیر خطر فاجعه را به همراه دارد. اقدام نظامی بیشتر آمریکا علیه ایران نه برای حفاظت از منافع مشخص، بلکه برای پیشبرد یک دستورکار منطقهای شکستخورده خواهد بود که دهههاست سیاست خاورمیانهای آمریکا را هدایت کرده است. اهداف مبهم، بزرگنمایی تهدیدها و خیالپردازیهای تغییر رژیم میتواند آمریکا را به سوی جنگی پرهزینه بکشاند که مردم آمریکا خواهان آن نیستند. ترامپ باید فوراً به سمت مذاکره با تهران با انتظاراتی واقعبینانه تغییر مسیر دهد.
به نظر میرسد ترامپ بیشتر به سرسپردگی و تسلیم ایران علاقه داشته باشد تا خودِ مذاکره. با این همه، اینکه تهران حاضر باشد تن به این خواستهها بدهد با عقل جور درنمیآید. هرگونه مذاکره احتمالی، تا زمانی که واشنگتن بر خواستههای زیادهخواهانه خود تاکید داشته باشد، راه به جایی نخواهد برد و این درست همان چیزی است که هواداران حمله آمریکا به ایران روی آن حساب میکنند.
طرح فعلی ترامپ برای ایران هیچگونه ضمانت اجرائی ندارد. حملات هوائی صرف نمیتواند هدف تغییر نظام را تحقق بخشد و بهکارگیری تهدید و ارعاب نیز نمیتواند مبنایی واقعگرایانه برای توافقهای دیپلماتیک باشد. نباید از یاد برد که اقدام نظامی آمریکا میتواند آشوب و بیثباتی را بهسرعت در منطقه گسترش دهد. این تصور که اقدام نظامی میتواند منافع آمریکا را در خاورمیانه برآورده کند، شکست خود را در تجربههای پیشین به اثبات رسانیده است. ایران ممکن است با حمله به منافع آمریکا در منطقه به این اقدامات پاسخ دهد و تلاش خواهد کرد به هر نحوی که شده نشان دهد اجازه ادامه تهدید را نمیدهد.
آمریکا این بار خطا کند
ایران بدون محدودیت انتقام میگیرد
در حالی که ادعا شده ترامپ دنبال جنگ کوتاه و کم هزینه علیه ایران است، رسانههای گوناگون غربی تاکید کردند جنگ کوتاه مدت با ایران معنا ندارد و آمریکا در صورت گرفتار کردن خود، قادر به مدیریت هزینههای سنگینی که متحمل میشود، نخواهد بود. این محافل، شکستها و خسارات سنگین آمریکا در منطقه در گذشته را یادآور شدند.
روزنامه والاستریت ژورنال دیروز نوشته بود: ترامپ دستور تهیه گزینههایی برای حمله سریع و قاطع به ایران را داده که به جنگی طولانی در خاورمیانه منجر نشود. گزینه ایدهآل از نگاه او، ضربهای به اندازه کافی شدید توصیف شده که تهران را وادار کند چارهای جز پذیرش خواستههای آمریکا نداشته باشد.
اما روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» با رد امکان چنین جنگی نوشت: حمله به ایران باخت-باخت است و ترامپ، قادر به کنترل تبعاتش نخواهد بود.
داگلاس مکگرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و مشاور سابق پنتاگون هم گفت: «آمریکا نیروهای زمینی کافی برای حمله به ایران ندارد. ما حتی نمیتوانیم نیروها را به سرعت به منطقه عملیاتی (نمایش جنگ) منتقل کنیم تا این هدف را محقق کنیم. ایرانیها این درگیری را به عنوان «جنگ تمامعیار» تلقی کنند، جنگ کوتاه نخواهد بود.
از سوی دیگر، نشریه نشنال اینترست در تحلیلی نوشت: معضل ترامپ درباره ایران این است که ممکن است آبروی خود را از دست بدهد و نتواند آن را مهار کند.
تفاوت اصلی وضعیت کنونی با درگیری ژوئن، ماهیت هدف حمله است؛ آن زمان تمرکز بر برنامه هستهای ایران بود، اما اکنون واشنگتن روی تضعیف کنترل سیاسی ایران تمرکز دارد. این تغییر، منطق خویشتنداری تهران را بهشدت تغییر میدهد. اگر ایران تهدیدی وجودی احساس کند، احتمال حمله به پایگاههای آمریکا، ناوهای نظامی و زیرساختهای انرژی در منطقه افزایش مییابد. ایران از نظر توان موشکی قادر به اختلال جدی در عرضه نفت است. بازار نفت در سالهای اخیر تنها به اختلال واقعی واکنش پایدار نشان داده است؛ بنابراین جهش قیمت به بالای ۸۰ دلار بعید نیست.
حمله تمام عیار به ایران، واشنگتن را با یک مشکل اساسی روبهرو خواهد کرد: آغاز یک درگیری که واشنگتن به سختی میتواند آن را مهار کند. اگر حمله جدیدی رخ دهد، احتمالاً در تهران به عنوان تهدیدی برای بقا تفسیر خواهد شد و ممکن است ایران دیگر نتواند خویشتنداری کند و با قدرت بسیار بیشتری پاسخ دهد.
ایران مدتهاست هشدار داده که حمله مستقیم آمریکا به نهادهای اصلی آن، منطقه را به آتش خواهد کشید و تهدید کرده است که به همان شکل پاسخ خواهد داد. ایران گزینههای زیادی برای وارد کردن درد به نیروهای آمریکایی در منطقه دارد؛ موشکها، پهپادها، حملات نیابتی، عملیات سایبری، محدودیت برای کشتیها و تهدیدات انرژی از تنگه هرمز عبور میکند. ایران ممکن است به سرعت به ابزارهای حداکثرگرا روی بیاورد.
همچنین تضمینی نیست که ایالات متحده بتواند رژیم را از طریق اقدام نظامی نابود کند. متغیر تعیینکننده، کمتر حرکت آغازین است و بیشتر آنچه بعداً میآید. خاورمیانه و جایگاه آمریکا در آن دیگر نمیتواند یک رویداد بزرگ نظامی دیگر را که توسط تکانهها، ابهام یا بداههپردازی هدایت میشود، تحمل و هضم کند.
فیگارو: ۹۵ درصد اکانتهای مجازی حامی پهلوی
غیرواقعی و ساخته اسرائیل هستند
یک روزنامه فرانسوی با بیان اینکه اسرائیل در فضای مجازی برای رضا پهلوی محبوبیت دروغین میسازد، نوشت: شبکه ایکس پر از حسابهایی با ایموجی «تاج» شده تا «توهم بسیج تودهای» بسازد، اما بیش از ۹۵درصد حسابهای مذکور، غیرواقعی و فیک هستند!
روزنامه فیگارو در گزارشی با عنوان «حسابهای جعلی، لایکها و شاه ایران: جنگ دیجیتال اسرائیل علیه ایران» نوشت: یکی از اهداف آشکار این جنگ در سایه، ترویج رضا پهلوی است. پس از جنگ دوازده روزه، جنگی دیگر به صورت آنلاین در شبکههای اجتماعی از سوی اسرائیل در جریان است. هر چند در میدان نظامی، آهنگ عملیات کند شد؛ اما در شبکههای اجتماعی، جنگ هرگز متوقف نشده است. در ماههای اخیر، پژوهشگران و متخصصان حوزه اطلاعات فیک، از افزایش کمپینهای هماهنگ برای مخاطبان ایرانی خبر میدهند؛ که از خارج هدایت میشوند و بر شبکهای از حسابهای غیرواقعی و محتوای دستکاریشده یا تولیدشده با هوش مصنوعی تکیه دارند.
متخصصان، انگشت اتهام را به سوی اسرائیل میگیرند. جف گلدبرگ، بنیانگذار سازمان مستقل «سوشال فورنزیکس» (متخصص تحلیل دستکاریها در پلتفرمهای دیجیتال) میگوید: «گستره و پیچیدگی دستکاریهایی که در فضای فارسیزبان مشاهده میشود، نشاندهنده دخالت یک بازیگر دولتی است.»
فیگارو به نقل از پژوهشگران میافزاید: روشهای توصیفشده بر «حجم و هماهنگی» متکی هستند. به این صورت که «شبکههایی از حسابها پیامهای مشابه را با هشتگهای یکسان» بازنشر میکنند تا اوجهای مصنوعی فعالیت بسازند. همین انباشت سیگنالها کافی است تا برخی محتواها، فارغ از استقبال واقعی کاربران، در صدر جریانها قرار گیرند.
سوشال فورنزیکس ۴هزار و ۷۶۵ حساب را شناسایی کرده که هرکدام بیش از ۱۰۰ پیام در روز منتشر میکنند؛ در مجموع ۸۴۳ میلیون توئیت در طول عمرشان. همچنین ۱۱هزار و ۴۲۱ حساب دیگر تعامل غیرعادی بالایی دارند و در مجموع ۱٫۷ میلیارد «لایک» ثبت کردهاند. ۸هزار و ۸۳۰ حساب نیز چندینبار نام کاربری خود را تغییر دادهاند؛ «روشی که معمولا با عملیات هماهنگ مرتبط است.» در نهایت، ۳هزار و ۳۶۱ حساب مرتبط با این گفتوگوها توسط پلتفرم، تعلیق شدهاند.
فیگارو با اشاره به گزارشی که پاییز ۲۰۲۵ توسط «سیتیزن لب» (آزمایشگاه امنیت سایبری وابسته به دانشگاه تورنتو) منتشر شد، از کمپینی نفوذی سخن میگوید. این پروفایلها از ۲۰۲۳ ایجاد شده بودند و نزدیک به دو سال عمدتا غیرفعال ماندند، اما اوایل ۲۰۲۵ و همزمان با افزایش تنشهای نظامی میان اسرائیل و ایران ناگهان فعال شدند.
سیتیزنلب نشان میدهد برخی محتواها پیش از آن که اطلاعات مشابهی توسط منابع محلی یا رسانههای ایرانی گزارش شود، منتشر شدهاند. پژوهشگران به نشانههای کلاسیک هماهنگی مانند زمانبندیهای همزمان انتشار و نبود هویتهای معتبر اشاره میکنند و مینویسند: «درجه هماهنگی مشاهدهشده با پویایی ارگانیک سازگار نیست و از برنامهریزی متمرکز حکایت دارد.»
در میان اهداف آشکار این فعالیتها، ترویج پهلوی قرار دارد. او از حمایت اسرائیل برخوردار است و روایت سلطنتطلبانه در شبکهها تقویت میشود. فیلیپ مای، پژوهشگر آزمایشگاه رسانههای اجتماعی دانشگاه متروپولیتن تورنتو میگوید: «کسی به طور جدی بهویژه در ایکس کار میکند تا رضا پهلوی را صدای یگانه اپوزیسیون جلوه دهد. برخی حسابها پیام خود را به یک مخاطب واحد، رئیسجمهور آمریکا، میفرستند تا او را به اقدام علیه ایران قانع کنند.»
در نتیجه، شبکه ایکس (توئیتر سابق) پر از حسابهایی با ایموجی تاج شده است؛ هویتهای ساختگی که برای شبیهسازی حمایت مردمی بهکار میروند. این تکنیک که «آستروترفینگ» نام دارد، توهم بسیج تودهای میسازد. گزارش سوشال فورنزیکس برآورد میکند بیش از ۹۵درصد این حسابها، فیک و غیرواقعی هستند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
آمریکا بداند اگر جنگی راه بیندازد این بار جنگ منطقهای خواهد بود
این ساز بدصدا علیه اسلام و استقلال کوک شده است(یادداشت روز)
سازمان ملل تعطیل میشود! گوترش به 196 کشور نامه نوشت
روایت سخنگوی شهرداری از خسارت ۳۰۰۰ میلیارد تومانی اغتشاشگران به زیرساختهای شهری تهران
اعتصاب سراسری در آمریکا مردم مدرسه، کار و خرید را تعطیل کردند
قالیباف: ارتش کشورهای اروپایی گروه تروریستی محسوب میشوند
هشدار رهبر انقلاب به آمریکا تیتر یک رسانههای جهان
بیانیه سپاه: برخی کشورهای اروپایی مهد پرورش تروریستها هستند
انتشار اسامی جانباختگان اغتشاشات اخیر از سوی دفتر رئیسجمهور
پرواز برفراز تهدیدها و تحریمها و ارعابها
ریال با پای پیاده معیشت مردم سوار بر اسب دلار!(مقاله وارده)
ملت ایران سدّی استوار در برابر دسیسههای دشمنان است
اخبار ویژه

