روزنامه اعتماد
1404/11/13
كوبا؛ فقيرسازي سوسياليستي
به استناد خوانام. دلآگويلا، ميتوان پيامدهاي انقلاب كوبا از سال ۱۹۵۹ تاكنون را در يك بند كوتاه خلاصه كرد: «انقلاب با ايجاد تغييرات ساختاري راديكال، سرمايهداري را از ريشه بركند و سيستم سياسي را از طريق بسيجسازي اجتماعي و اتكا به حكومت كاريزماتيك، از نو سامان داد. نخبگان انقلابي بر اين باور بودند كه توسعه صرفا از مسير تمركزگرايي سياسي و اقتصادي قابل تحقق است. در اين چارچوب، تساويگرايي، وحدت و منازعه اجتماعي به ارزشهاي عالي نظم جديد ماركسيستي بدل شد و در مقابل، پلوراليسم، دموكراسي نمايندگي و اقتصاد مختلط به طور كامل طرد شدند. آموزش خصوصي لغو شد و دولت با بازتعريف ساختار آموزشي، كنترل كامل اين حوزه را در دست گرفت و همزمان خدمات بهداشتي را به شكل گسترده توسعه داد. تسلط دولت بر صنعت، بازرگاني، مخابرات، كشاورزي و حتي توليدات خرد، به شكلگيري بروكراسي عظيمي انجاميد كه درنهايت به ظهور يك تكنوكراسي جديد، متشكل از مجريان و توليدكنندگان فرهنگ و اطلاعات، منتهي شد و طبقهاي تازه را وارد عرصه سياست كرد.در ادامه، فضاي سياسي جديد وارد تخاصمي بلندمدت با ايالاتمتحده در دولتهاي مختلف شد؛ تخاصمي كه به استقرار ساختار گسترده تحريمها انجاميد و در پيوند با سوسياليسم مركزگرا و برنامهمحور، حيات سياسي و اقتصادي كشور را به طور پايدار تحتتاثير قرار داد.» آنچه در اين توصيف كمتر به صورت مستقيم برجسته ميشود، شكاف فزايندهاي است كه به مرور ميان دستاوردهاي اجتماعي انقلاب و كارآمدي اقتصادي نظام سياسي كوبا شكل گرفت. اگرچه مدل سوسياليستي كوبا در دهههاي نخست توانست شاخصهايي چون آموزش همگاني، بهداشت عمومي و كاهش نابرابريهاي اوليه را به عنوان سرمايه نمادين انقلاب تثبيت كند، اما تمركزگرايي شديد و حذف مكانيسمهاي رقابتي، به تدريج انعطافپذيري اقتصاد را از بين برد.
از دهه ۱۹۹۰ به بعد و به ويژه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، اين ساختار بيش از پيش در برابر شوكهاي خارجي آسيبپذير شد. وابستگي به حمايتهاي خارجي، چه در قالب يارانههاي بلوك شرق و چه بعدها از طريق نفت ترجيحي ونزوئلا، جايگزين اصلاحات ساختاري داخلي شد. در نتيجه، بروكراسياي كه زماني ابزار تثبيت نظم انقلابي بود، به مانعي در برابر نوآوري اقتصادي و پاسخگويي سياسي تبديل شد. اين وضعيت، امروز در پيوند با تحريمهاي ايالاتمتحده و فرسايش مشروعيت اجتماعي، كوبا را در نقطهاي قرار داده كه ادامه همان الگوي سوسياليسم متمركز، بيش از هر زمان ديگري با ترديدهاي بنيادين روبهرو است. اين روندِ افزايش فشارها به تدريج بر عملكرد دولت كوبا تاثير گذاشت. در همين چارچوب، دولت كوبا در كنگره هشتم حزب كمونيست، حركت به سوي بازسازي حزب سوسياليست را به تصويب رساند؛ تصميمي كه براساس آن، بار ديگر بر ضرورت نوسازي ساختارها، ورود نسل جوان به كنگره و تداوم مقاومت تاكيد شد. با اين حال، در شرايط كنوني به نظر ميرسد اقتصاد كوبا در وضعيتي بسيار شكننده قرار گرفته است. اگرچه كوباييها در قالب اصلاحيهاي كه حدود دو تا سه سال پيش آغاز شد، تلاش كردند بخش خصوصي را وارد چرخه اقتصاد كنند و دامنه فعاليتهاي اقتصادي مجاز را از ۱۲۷ مورد به حدود ۲۰۰۰ مورد افزايش دادند، اما واقعيت اين است كه كوبا همچنان با نزديك به ۲۰۰ مورد تحريم ازسوي ايالاتمتحده مواجه است. افزون بر اين، تحريمهاي ثانويه و فشار بر طرفهاي ثالث نيز محدوديتهاي گستردهاي را در داخل كشور ايجاد كرده و عملا دست دولت را براي عبور از بحرانهاي اقتصادي بسته است. در اين شرايط شكننده، نكته مهم آن است كه اصلاحات اقتصادي انجام شده، هر چند دامنه فعاليتهاي مجاز را گسترش دادهاند، اما توان مقابله با اثرات بلندمدت تحريمها و محدوديتهاي بينالمللي را ندارند.
محدوديت دسترسي به سرمايه خارجي، فناوري و بازارهاي صادراتي، اقتصاد كوبا را در چارچوبي قرارداده كه حتي افزايش فعاليتهاي بخش خصوصي نيز نميتواند بهطور كامل خلأهاي ايجاد شده توسط فشارهاي خارجي را پر كند. اين وضعيت نشان ميدهد كه هرگونه بهبود پايدار مستلزم تركيبي از اصلاحات داخلي عميقتر و كاهش محدوديتهاي خارجي است، چيزي كه در كوتاهمدت به دليل ساختار سياسي متمركز و حساسيت ايالاتمتحده به تغيير رژيم، تحقق آن دشوار به نظر ميرسد. به نظر ميرسد كوبا، همچون بسياري از كشورهاي سوسياليستي، با نوعي وضعيت دوقطبي در سطح جامعه روبهرو است؛ وضعيتي كه در آن بخش قابلتوجهي از مردم تمايل به تغيير دارند. در اين ميان، جامعه مدني به شدت سركوب شده و بخش بزرگي از نخبگان، مخالفان و نيروهاي اپوزيسيون ناچار به ترك كشور شدهاند. اين گروهها عمدتا در ايالت فلوريداي امريكا ساكن شده و از آنجا فعاليتهاي سياسي خود را دنبال ميكنند. در مقابل، آن بخش از جامعه كه در داخل كشور باقي مانده است، به نظر ميرسد با شرايط اقتصادي بسيار وخيمي دستوپنجه نرم ميكند. از اين منظر، تاكيد دونالد ترامپ بر وخامت وضعيت كوبا چندان دور از واقعيت نيست، چراكه شرايط اقتصادي اين كشور در سالهاي اخير واقعا بحراني بوده است. حتي ترامپ به مكزيك هم توصيه كرده به كوبا نفت نفروشد. كوبا طي اين مدت تا حد زيادي به منابع نفتي و توافقهاي انرژي با كشورهايي مانند الجزاير، تركيه و روسيه متكي بوده، اما هيچ يك از اين همكاريها نتوانسته يا نخواهد توانست به تنهايي پاسخگوي نيازهاي اقتصاد اين كشور و زمينهساز بهبود پايدار باشد. در مجموع، به نظر ميرسد تداوم اين شرايط نامطلوب، ناگزير كوبا را از منظر اقتصادي به سوي يك وضعيت بحرانيتر سوق دهد، به گونهاي كه وضعيت اضطراري در داخل اعلام كند.
اين وضعيت دوقطبي و بحران اقتصادي، زمينه را براي تاثيرگذاري لابيها و گروههاي اپوزيسيون خارج از كشور، به ويژه در فلوريدا فراهم كرده است. حضور فعال اين گروهها در صحنه سياسي ايالاتمتحده باعث شده فشارهاي خارجي بر كوبا نه تنها در قالب تحريمهاي مستقيم، بلكه از مسير سياستگذاريهاي كلان و اعمال نفوذ بر دولتهاي امريكايي تقويت شود. افزون بر اين، وابستگي تاريخي كوبا به نفت ونزوئلا، با مختل شدن جريان تامين در دوران تحريمهاي ترامپ، نشاندهنده آسيبپذيري شديد اقتصاد كشور در برابر شوكهاي خارجي است. در نتيجه، تركيب فشار داخلي و خارجي، كاهش منابع انرژي و محدوديت سرمايهگذاري، وضعيتي ايجاد كرده كه عبور از بحران بدون تغييرات بنيادين ساختاري و اقتصادي تقريبا غيرممكن به نظر ميرسد. در دوره باراك اوباما، مهمترين تحولي كه كوبا به طور ملموس تجربه كرد، اجراي برنامه تغيير سياست امريكا نسبت به اين كشور بود؛ تغييري كه به سرعت بر وضعيت كوبا اثر گذاشت. در نتيجه اين رويكرد، كوبا وارد يك دوره تنفس و گشايش اقتصادي شد. ورود دلار به كشور به صورت محدود آزاد شد، بخش گردشگري رونق گرفت و بخشي از تحريمها نيز ازسوي دولت اوباما لغو شد. در مجموع، فضا به سمت نوعي گشايش نسبي پيش رفت، اما در دوره نخست رياستجمهوري دونالد ترامپ، بار ديگر بخشي از تحريمها بازگشت و اين روند معكوس شد. در دوره دوم ترامپ نيز شاهد تداوم همين مسير هستيم؛ بهگونهاي كه براساس راهبرد امنيت ملي ۲۰۲۵، همچنان ميتوان انتظار داشت كه رفتار ايالاتمتحده درقبال كوبا در چارچوب يك رويكرد سختگيرانه و تغيير استراتژيك ادامه يابد. در اين ميان، ماركو روبيو به عنوان يكي از سرسختترين مخالفان رژيمهاي سوسياليستي، به ويژه در قبال كوبا، نقش پررنگي دارد و تلاش گستردهاي براي پيشبرد سناريوي تغيير رژيم در اين كشور دنبال ميكند. در شرايط كنوني، چند مساله مهم درباره كوبا مطرح است كه يكي از آنها حضور و نقش قدرتهاي بزرگ است. چين و به ويژه روسيه سابقه و تجربهاي ديرينه در تعامل با كوبا دارند؛ با اين حال به نظر ميرسد ميزان علاقه و اهميت راهبردي اين كشور براي هر دو بازيگر كاهش يافته است. روسها اگرچه سابقهاي طولاني در كوبا دارند و تجربه تقابلهاي تاريخي، ازجمله بحرانهاي دوران جنگ سرد، در حافظه روابط دوطرف باقي مانده، اما به نظر ميرسد كوبا ديگر آن اهميت راهبردي پيشين را براي مسكو ندارد. تمركز اصلي روسيه در سالهاي اخير، به ويژه با تشديد جنگ اوكراين، معطوف به اين بحران شده و به طور طبيعي از ميزان توجه اين كشور به كوبا كاسته است. با اين حال، روسيه مخالفت خود را با سناريوهايي مشابه آنچه در ونزوئلا از سوي ايالاتمتحده دنبال شده، اعلام كرده است. در سوي ديگر، چين نيز مخالفت خود را با اعمال تعرفهها و فشارهاي اقتصادي عليه كوبا ابراز كرده، اما مجموع اين مواضع نشان ميدهد كه چشمانداز حمايت راهبردي گسترده از كوبا محدودتر از گذشته شده است. در عين حال، بحث تغيير رژيم بيش از گذشته جدي به نظر ميرسد؛ بهويژه آنكه خود كوبا در وضعيتي شكننده قرار دارد، وضعيت اضطراري اعلام و محاصره بينالمللي را محكوم كرده است. اگر از منظر چين به موضوع نگاه كنيم، كوبا و چين در حال حاضر از روابطي ۶۴ ساله برخوردارند؛ روابطي كه ميگل دياز-كانل آن را «وضعيتي پارادايمي» توصيف كرده است. چينيها از ابتدا بر حوزههايي چون انرژيهاي سبز، بهداشت ديجيتال، ابتكار كمربند و جاده و انتقال انرژيهاي نو تا سال ۲۰۳۰ تاكيد داشتهاند. در اين چارچوب، چين به عنوان يكي از بزرگترين شركاي تجاري كوبا مطرح بوده است. با اين حال، يكي از وابستگيهاي اساسي اقتصاد كوبا، به نفت ترجيحي ونزوئلا بازميگردد؛ وابستگياي كه از سال ۱۹۹۹ به اين سو شكل گرفته و در مقاطعي حتي از مسيرهاي غيررسمي و قاچاق نيز تامين شده است. اين جريان نفتي از دوره نخست رياستجمهوري دونالد ترامپ و در پي اعمال تحريمهاي ثانويه ايالاتمتحده با اختلال جدي مواجه شد.
در نتيجه، كوبا عملا بيش از گذشته به نفت ونزوئلا وابسته ماند و امكان تنوعبخشي به منابع انرژي خود را از دست داد. افزون بر اين، تحريمهاي ثانويه امريكا نهتنها بر ونزوئلا، بلكه بر چين نيز اثر گذاشت و دست پكن را براي حضور فعالتر و ارايه حمايت كامل اقتصادي و انرژي به كوبا تا حد زيادي بست. در چنين شرايطي، ظرفيت چين براي ايفاي نقش پررنگتر در بهبود وضعيت اقتصادي كوبا به شدت محدود شده است. به نظر ميرسد آن سناريوي براندازي كه در سال ۱۹۶۱ و در قالب بحران خليج خوكها قرار بود در كوبا عملياتي شود، امروز نه از مسير مداخله مستقيم، بلكه از طريق تشديد محاصره و فشارهاي اقتصادي در حال پيگيري است؛ فشاري كه به ويژه در دوره دونالد ترامپ شدت گرفته و نشانههايي از تغييرات قريبالوقوع را به همراه دارد. اگرچه حزب كمونيست و بخش قابل توجهي از هواداران آن همچنان بازيگراني اثرگذار هستند و ميكوشند همان مسير پيشين را ادامه دهند، اما شواهد حاكي از آن است كه ساختار سوسياليستي موجود ديگر توان پاسخگويي به بحرانهاي انباشته اقتصادي و اجتماعي كوبا را ندارد. در چنين شرايطي، به نظر ميرسد اين كشور ناگزير با تغييرات استراتژيك روبهرو خواهد شد؛ تغييراتي كه ميتواند به چرخشي تدريجي، اما معنادار، در جهت نزديكي به ايالاتمتحده و بازتعريف جايگاه كوبا در معادلات منطقهاي و بينالمللي منجر شود. در چنين شرايطي، فشار خارجي با تحريمهاي گسترده و سياستهاي ثانويه ايالاتمتحده، همراه با محدوديت منابع داخلي و ناكامي اصلاحات اقتصادي، زمينه را براي تغييرات استراتژيك فراهم كرده است. اين تغييرات ميتواند شامل نزديكي تدريجي به ايالاتمتحده، بازتعريف روابط تجاري و اقتصادي با قدرتهاي خارجي و حتي ايجاد فضاي محدودتر براي حضور و تاثير حزب كمونيست در عرصههاي اقتصادي و سياسي باشد. علاوه بر اين، تجربه تاريخي كوبا و نمونههاي مشابه در منطقه نشان ميدهد كه چنين چرخشهاي تدريجي، معمولا با مقاومت داخلي و تلاش گروههاي اپوزيسيون خارج از كشور همزمان است؛ گروههايي كه ميتوانند از طريق لابيهاي سياسي، رسانه و ديپلماسي فشارهاي خارجي را تقويت كنند. آنچه اكنون مشخص است روياي ايجاد بهشت در زمين بر پايه سوسياليسم اكنون فقط به فقر بخش زيادي از مردم كوبا منجر شده است. نسلهايي سوخته كه گمان ميكنند جز انقلاب كاسترو و سوسياليسم گزينه ديگري در دنيا نيست. طنز تلخ ماجرا اين است كه اگر ايالاتمتحده امريكا كاسترو را به رسميت ميشناخت، آيا نظام سياسي كوبا همين راه را ميرفت؟ گاهي تقدير تاريخ با ملتها چنين ميكند. در مجموع به نظر ميرسد كاسترو دارد تمام ميشود. كارشناس امريكاي لاتين
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
هشدار رهبری به امریکا
فهرست جانباختگان منتشر شد
چهل و چهارمين جشنواره فيلم فجر با یک انيميشن
شرط اول اصلاحات اجتماعي
صاحبمنصبان دردآشناي مهربان
سوداييآگاهي بخشيدن به مردم
نسل زديها گوگل پرسنها
رشد ۱۸ درصدي توليد ايران خودرو و عزم اين شركت براي تداوم توليد
نگاهي به خيابانهاي زمستان 1404 (قسمت اول)
سياستي دگر در راه است؟
مذاكره؛ ابزار مديريت بحران، نه معجزهگر مشكلات
كوبا؛ فقيرسازي سوسياليستي
وقتي سكوت جاي روايت رسانهاي را ميگيرد
كارورزي و كارآموزي؛ حلقه ناديده آموزش
سياستي دگر در راه است؟
نگاهي به خيابانهاي زمستان 1404 (قسمت اول)
مذاكره؛ ابزار مديريت بحران نه معجزهگر مشكلات
كوبا؛ فقيرسازي سوسياليستي
وقتي سكوت جاي روايت رسانهاي را ميگيرد

