تردید راهبردی امریکا برای آغاز یک بحران منطقه‌ای

عملی نشدن تهدیدات ضرب‌الاجلی و مکرر ترامپ علیه ایران در زمان اغتشاشات به بهانه حمایت از طراحان داخلی آشوب، از دید ناظران بین‌المللی نوعی عقب‌نشینی معنادار تلقی می‌شود. 
این عقب‌نشینی مضاعف پس از شکست فتنه، آرامش فضای داخلی و ناکامی کاخ‌سفید در ایجاد آشوب، حاکی از تردید‌های گسترده درباره اقدام نظامی علیه ایران است. در امتداد آن، این روز‌ها تمایل امریکا برای آغاز دور جدید مذاکرات نشان می‌دهد که اراده کاخ سفید برای تحقق تهدیداتش علیه ایران دچار چالش اساسی شده و در مرحله محک زدن شرایط قرار دارد. از منظر کاخ سفید تاکتیک مذاکره می‌تواند با مصرف زمان، دلیل بین‌المللی برای عدم اقدام نظامی ارائه کند و سرپوشی برای وجود تردید‌های جدی در امریکا برای حمله باشد تا هیمنه و اعتبارش را حفظ کند. 
مارکو روبیو نیز خطاب به قانون‌گذاران اعلام کرد که اگرچه اقدام پیشدستانه علیه ایران یک گزینه است، افزایش اخیر نیرو‌ها در منطقه بیش‌تر جنبه دفاعی دارد، زیرا پایگاه‌ها و نیرو‌های امریکایی در معرض حمله پهپاد‌ها و موشک‌های بالستیک ایران هستند. یکی از دلایل مهم تردید امریکا برای عملی کردن تهدید نظامی، نبود چشم‌انداز روشن و صریح و همچنین عدم برآورد و سنجش نتیجه آن به نفع کاخ سفید است، زیرا ترسیم قدرت بازدارندگی و تهدیدات متوازن ایران در قبال منافع امریکا در کل منطقه و همچنین وجود متغیر‌های دخیل دیگر، این باور و نه یک تصور را ایجاد کرده که هر گونه حمله به ایران به معنای درگیر شدن تمام منطقه به یک جنگ تمام نشدنی است. مسیری غیر قابل بازگشت که می‌تواند سرمایه‌های استعمارکهن امریکا در منطقه از جمله رژیم اسرائیل را در معرض خطر جدی قرار دهد. به گفته منابع غربی، ایران هشدار داده است که بجز پایگاه‌های امریکا در منطقه، تأسیسات نفتی کشور‌هایی که با دشمنانش همکاری کنند، هدف قرار خواهند داد و هیچ محدودیتی برای حمله به مراکز حیاتی انرژی منطقه قائل نخواهد بود. 
از طرفی، توان موشکی و قدرت آفندی ایران در جنگ ۱۲ روزه که نتیجه آن، ویرانی‌های غیر قابل پیش‌بینی در تل آویو بود اثبات کرد که محاسبات امریکا از قدرت نظامی ایران دارای خطای راهبردی بوده و تداوم جنگ با ایران، عواقب وجودی را برای اسرائیل دربر خواهد داشت. حمله تلافی‌جویانه ایران به پایگاه امریکایی العدید در قطر نیز نشان داد که اراده ایران برای حمله به منافع امریکا در منطقه جدی است و نمی‌تواند صرفاً یک تهدید لفظی باشد. از این رو، آنچه مقامات نظامی ایران در مورد پاسخ جدی ایران و در امان نبودن پایگاه‌های امریکا در منطقه اعلام می‌کنند، موضع رسمی است. این موضع لایه‌ها و سطوحی از جنگ احتمالی آینده را ترسیم می‌کند که بی‌شک منجر به ورود بازیگران دیگر، فشار‌های منطقه‌ای یا حتی بلوک بندی‌های جدید در منطقه شده و بر پیچیدگی‌های جنگ خواهد افزود. در نتیجه، امریکا به خوبی واقف است که هر گونه تهاجم نظامی علیه ایران، می‌تواند به یک جنگ منطقه‌ای و خروج ثبات از غرب آسیا منجر شود. 


از طرف دیگر، آغاز جنگ علیه ایران با ورود تمام عیار گروه‌های مقاومت منطقه‌ای و همچنین مشتعل شدن تنش‌های زیر خاکستر و حتی تقویت درگیری‌های دیگر موجود در منطقه، رویارویی را به سایر منطقه گسترش دهد و با بازشدن جبهه‌های جدید، جنگ را از مسیر جنگ ایران با امریکا به سمت جنگ‌های موازی سوق دهد. به عنوان نمونه درگیری‌های دولتی مانند درگیری‌های بین عربستان و امارات یا درگیری‌های گروه‌های مختلف در سوریه و در یمن یا حتی توسعه‌طلبی‌های رژیم صهیونیستی سمت و سوی جدید پیدا کنند و از کنترل کاخ سفید خارج شوند. اکنون این نگرانی در کل منطقه وجود دارد. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه اعلام کرد «این تلاش‌ها می‌توانند به ثبات شکننده منطقه ما آسیب جدی وارد کنند». امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز اعلام کردند که نیرو‌های امریکایی از خاک یا حریم هوایی آنها در هیچ عملیاتی استفاده نخواهند کرد. به طور کلی، دولتمردان منطقه‌ای برای ممانعت از کلید خوردن جنگی منطقه‌ای، امیدوارند ایالات متحده را متقاعد کنند که به ایران حمله نکند و دو طرف به نوعی مصالحه دست یابند. 
علاوه بر موارد فوق، اکنون امریکا به دلایل گوناگونی، چون هزینه‌های بالا، درس‌های جنگ فرسایشی اوکراین و حفظ آمادگی برای چالش‌هایی در عرصه‌هایی مانند چین و امریکای لاتین، عملیات نظامی کوتاه و محدود را ترجیح می‌دهد و از درگیری‌های طولانی مدت اجتناب می‌کند. بنابراین ورود امریکا به جنگ با ایران در چهارچوب یک عملیات گسترده و منطقه‌ای، اثرات تشدید‌کننده‌ای را برای امریکا به وجود خواهد آورد و اهداف و برنامه‌های تهاجمی بعدی آن را دچار چالش اساسی یا متوقف خواهد کرد. در مجموع، جنگ با ایران آزمونی سخت و مهلک برای امریکا خواهد بود، چراکه نتیجه آن نقش تعیین کننده‌ای در تغییر نظم جهان به ضرر امریکا خواهد داشت و تلاش‌های خصمانه و جنگ طلبانه واشینگتن برای برون رفت یا فرار از تغییر نظم جهانی به سمت چندقطبی شدن را باطل خواهد کرد.