روزنامه اعتماد
1404/11/14
پس از توفان
اكنون كه غبار ناآراميهاي داخلي دي ماه فرو نشسته و وضعيت كشور ثبات و آرامش نسبي خود را بازيافته است، طرح، انديشيدن و پاسخ به اين پرسش ضرورت دارد كه آيا جز دسيسه و طراحي دشمنان خارجي و سرويسهاي جاسوسي آنها براي ايجاد اغتشاش و هرج و مرج و آسيب به كشور و مردم، چه عوامل ديگري در بروز متواتر اين آشوبها و رفتارها و كنشهاي هيجاني، مخرب و گاه خشن معترضين كه به تعبير نهادهاي رسمي اعتراض را به اغتشاش تبديل ميكنند، وجود دارد؟ به بيان سادهتر اگر نيروهاي آموزش ديده و تربيت شده سيا و موساد و منافقين و گروهكها را كنار بگذاريم، بر فرزند و برادر و خواهر ما چه رفته كه با آن نيروي آموزش ديده همراه ميشود، به اموال عمومي و خصوصي آسيب ميزند و گاه نسبت به نيروهاي حكومتي رفتار خشونتآميز دارد؟ اين سادهانگاري و تغافل است كه همراه با گويندگان تندرو رسانههاي اين سو و آن سو، همه نيروهاي حاضر در كف خيابان را با يك چوب برانيم و با هر عنوان و اطلاقي، آسيبشناسي مساله را كنار نهيم. البته سهم حاكميت در اين موضوع بيشتر و جديتر است، چون در اين كشور و با اين مردم زندگي ميكند و نميتواند اين آتش زير خاكستر را ناديده بگيرد؛ چه آنكه در دهه اخير هر دو، سه سال يكبار به بهانهاي شعله كشيده و تر و خشك را با هم سوزانده است. بررسي علت و محرك حضور و واكنش این افراد ضروري و وظيفه مهم حاكميت است. در اين بين، توجه به يك دقيقه هم مهم و هم اسفبار است. بسياري از اين افرادي كه در سطور قبل ذكرشان رفت، تام و تمام محصول و دستپرورده نظام آموزش و تبليغات رسمي جمهوري اسلامي هستند. بسياري از آنها متولد دهههاي ۷۰ تا ۹۰ هستند كه نه تنها خودشان، بلكه پدر و مادرشان هم تصوير و خاطره چنداني از دوران پهلوي ندارند و در دوران جمهوري اسلامي رشد كرده و باليدهاند. پس نظام آموزشي و تربيتي و تبليغي و رسانهاي نه تنها در ديدگاه و كنش آنها مسووليت دارد..، بلكه در اقدامات مخرب احتمالي آنها نيز مقصر است.واقع امر آن است كه نظام آموزشي مقدماتي و عالي، نظام رسانهاي رسمي، نظام تبليغات رسمي و مذهبي و بسياري از نظامات اينچنيني در قريب نيم قرن فعاليت خود بعد از انقلاب، در بسياري موارد چيزي جز خشونت كلامي ، ادبيات خشن و غليظ، و دوقطبيسازي را توليد و پراكنده نكردهاند . مدتهاست دلسوزان اجتماعي در خصوص نگرش حاكم بر صداوسيما و ضرورت تغيير آن، ادبيات تند و نامهربانانه برخي ائمه جمعه و جماعات و مداحان حكومتي، نحوه چينش و انتخاب معلمين و اساتيد و گزينشهاي عجيب و غريب آنها، محتواي نامناسب كتب درسي و اصرار بيش از حد بر نوع تربيت دانشآموزان و دانشجويان و هزار و يك اشكال ديگر كه وضعيت فرهنگي و اجتماعي كشور را بدين نقطه كشانده، هشدار داده و خواهان اصلاح و تغيير هستند، اما گوشهاي لجوجانه بدهكار نيست. به اينها بيفزاييد فساد و ثروتهاي بادآورده و سبك زندگي اشرافي برخي از كار به دستان را در برابر جواناني كه پدر و مادرشان بعد از يك عمر كار شرافتمندانه و تلاش و زحمت روز به روز پسرفت ميكنند و از حداقلهاي رفاه نيز دور ميشوند. مگر ظرفيت رواني يك جوان يا نوجوان چقدر است كه اين همه را ببيند و دم بر نياورد؟ اين حرفها البته تازگي ندارد و در ادوار قبلي هم گفته شده و آن كه بايد توجهي نكرده است. ليكن اينبار پيشنهاد ميكنم در مورد آن دسته از بازداشتشدگاني كه اطمينان داريد جزو گروههاي سازمانيافته نيستند و عوامل و محركهاي ديگري آنها را به خيابان كشانده است، به جاي بازجوييها و دادگاههاي معمول يا اخذ تعهد و ايجاد سابقه، از گروهي از جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعي بخواهيد در محيطي آزاد با ايشان گفتوگو كنند و علت اعتراض و خشم و هيجان آنان را دريابند. بيترديد نتايج اين بررسي علمي ميتواند سرنخهاي اصلاحي و نقاط قابل بهبود را براي دستگاه حاكمه آشكار سازد. به شرط آنكه عزمي براي اصلاح مشكلات و نارساييها وجود داشته باشد.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
صلح پايدار تاملي در آرمان جهانشمول بشر
تنفس ديپلماسي
سینما وحضور تازهنفسها نمایش، متاثر از شرايط...
قاطعانه درمسيرمبارزه با رانت وتبعيضگام برميداريم
طرحیکه با 10 سال تاخیر آغاز شد
معماي دونباس
آغاز نابودی « خودشکوفایی فرهنگ » ایران با جعل «وصيتنامه» عباس ميرزا
حلقه مفقوده سياست اجراي كالابرگ
تغييرات شايد وقت ديگر
تحقير محور آنگلوساكسوني
پس از توفان
ايران، درگير در نبرد چند محيطي
ممنون كه حواستان به بچهها هست
مخاطرات سينمايي
جاسوس بازي
طرح رتبهبندي معلمان، نقطه عطفي در نظام آموزشي
آيندهنگري آرماني
حكمراني هوشمند در آموزش و پرورش
گر تو قرآن به اين نمط خواني...
حلقه مفقوده سياست اجراي كالابرگ
تغييرات شايد وقت ديگر
تحقير محور آنگلوساكسوني
پس از توفان
ايران درگير در نبرد چند محيطي

