حاشيه‌هايي كه تمامي ندارد

اين‌طور كه معلوم است ديالوگ‌هاي يك‌طرفه دست از سر جشنواره فيلم فجر و حاشيه‌هايش برنمي‌دارد . آنها كه حاضرند پشت ميكروفن كه مي‌روند خودبين‌تر مي‌شوند و نيامده‌ها را ترسو و چه و چه مي‌نامند . همه نه! تعداد اندكي كه انگار گمان مي‌كنند اثبات تصميمي كه گرفته‌اند در فحش به ديگران است. برخي كه خوددار‌تر و آزادانديش‌ترند به جاي نفرين به شب پي روشن كردن شمع هستند. نمونه‌اش سازنده فيلم خوب «دختر پري خانوم» (عليرضا معتمدي) كه پشت تريبون بيشتر از آنكه طلبكار باشد، منتقد بود و پي بازيگري كردن موانعي بود كه طي اين سال‌ها سينماي ايران را دست به عصا، تحت نظر و عقيم خواسته است . از وجود پروانه ساخت و محدوديت‌هاي سر راه فيلمسازان دلگير بود و...نسبت به شرايط روز جامعه هم بي‌نظر نبود (اكثر كساني كه پشت تريبون رفتند به كشتگان آن روزهاي شوم با حرف گريستند و به خانواده‌هايشان و ملت تسليت گفتند) فيلم معتمدي هم با سليقه من در رديف فيلم‌هاي خوب جشنواره است .او به عنوان نويسنده، كارگردان و بازيگر به خوبي توانسته خيال و واقعيت را كنار هم بگذارد و مضمون عشق را به شكلي سينمايي به تصوير بكشد . عشقي كه زميني است، خواستن و نخواستن را با هم دارد و عشق به مادر را ستايش مي‌كند و «دختر پري خانوم» تنها فيلمي نيست كه از ديدنش بيننده‌اي با سليقه من نااميد شود و بگويد حيف وقت (جمله‌اي كه وقت تماشاي بيشتر فيلم‌هاي جشنواره توي ذهنم مي‌نشيند)، سليقه‌اي كه پي فيلمي است كه ساختار انتخاب فيلمساز درست پيش برود، فيلم به خودش و مخاطب دروغ نگويد. جذاب باشد و اين جذابيت با استفاده از لودگي و ... نباشد .نمونه چنين فيلمي در جشنواره فيلم «حاشيه» ساخته محمد عليزاده‌فرد است كه فليمسازش نقد اجتماعي را با باورهاي شخصي‌اش در هم آميخته است . باورهايي كه از دل دينداري او بيرون آمده و پي جامعه آرماني است كه كساني كه جامه دين بر تن مي‌كنند به دور از رذايل و پليدي هستند، از خشونت گريزانند و.‌‌‌‌.. شايد اين تصور او كمي آرمانگرايانه و به دور از واقعيت جاري جامعه و تلقي مردم باشد، اما از آنجايي كه بخشي از هنر از بايد و آرزوها و آنچه بايد باشد، سخن مي‌گويد، مي‌توانيم اين نگاه عليزاده را پذيرفت؛ نه به خاطر فكر و انديشه، بلكه به دليل پرداخت درست فيلمنامه‌اي كه از نقاط قوت فيلم است . فيلم «حاشيه»، حاشيه خوب رويداد چهل و چهارمين است و عدم توجه بينندگان به فيلم كوتاه و غربت اين سينماي مستقل و پويا در كنار آنچه باعث دوري قلب‌ها از هم و فحش به يكديگر مي‌شود از حاشيه‌هاي بد اين دوره است. بهتر است دوره بعد فكر بهتري براي فيلم كوتاه بشود.