روزنامه جوان
1404/11/20
باکو - ابوظبی پیمانکاران نظم آنگلوساکسونی
نمایش نظامی جمهوری آذربایجان با امارات متحده عربی با عنوان رزمایش مشترک عملیاتی- تاکتیکی «سپر صلح ۲۰۲۶» با حضور الهام علیاف و محمد بنزاید آل نهیان رهبران دو کشور در ابوظبی با اهداف ادعایی شناسایی و خنثیسازی گروههای مسلح غیرقانونی، بازپسگیری کنترل یک کشتی تصرفشده، خنثیسازی عناصر تروریستی و آزادسازی گروگانها، جلوگیری از ناآرامیها و اقدامات خرابکارانه تهدیدکننده امنیت عمومی در مناطق پرجمعیت در ۱۳ و ۱۴ بهمن در ابوظبی برگزار شد. پس از رزمایش دو کشور در سال ۲۰۲۵ با عنوان «مشارکت فناناپذیر- ۲۰۲۵» این دومین رزمایش میان دو کشور است.روابط جمهوری آذربایجان و امارات متحده عربی به عنوان دو کشور با عدم تجانس فرهنگی - تاریخی و فاصله جغرافیایی نسبتاً دور، از پیچیدگی خاص و منحصر به فردی برخوردار است. پس از امضای توافقنامه جامع مشارکت اقتصادی (CEPA) در ابوظبی در ۱۴ تیر ۱۴۰۴ با حضور الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان و شیخ محمد بنزاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، حضور احمد الجابر، وزیر صنایع و فناوری پیشرفته امارات در اجلاس سران اکو در خانکندی-استپانکرت در ۱۳ تیر ۱۴۰۴، سفر محمد بنزاید آل نهیان به شهر شوشی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، برخی از محافل سیاسی تلاش داشتند اینگونه بازنمایی کنند که زیربنای مناسبات باکو و ابوظبی، مناسبات اقتصادی، تجاری و انرژی است؛ به دلیل اینکه در حال حاضر علاوه بر گسترش چشمگیر گردشگری میان دو کشور با لغو دوجانبه روادید از تیر ۱۴۰۲؛ با مشارکت امارات، سرمایهگذاری هنگفتی در جمهوری آذربایجان در حوزه انرژیهای سبز و تجدیدپذیر از جمله ساخت نیروگاههای بادی، خورشیدی و آبی با هدف ایجاد جهش در تولید برق جمهوری آذربایجان در جریان است. هدف این سرمایهگذاری علاوه بر جبران کاهش درآمدهای نفتی باکو در چشمانداز آینده پایان نفت و گاز، تأمین برق کشورهای اروپایی و رژیم صهیونی است. بر این اساس، جمهوری آذربایجان با گرجستان، مجارستان و رومانی توافقنامهای را برای ساخت یک کابل زیردریایی به طول ۱۱۰۰ کیلومتر در بستر دریای سیاه امضا کردند تا از این طریق برق اروپا را تأمین کنند. علاوه بر نیروگاه خورشیدی ۲۶۲ میلیون دلاری قرهداغ با ۲۳۰ مگاوات تولید برق، باکو و شرکت انرژی آتی ابوظبی موسوم به «مصدر» سه قرارداد سرمایهگذاری برای توسعه پروژههای انرژی سبز با ظرفیت کل هزار مگاوات، شامل یک نیروگاه بادی و دو نیروگاه خورشیدی در کشور امضا کردهاند. همچنین در کنار افزایش مناسبات تجاری دو کشور به حدود ۳ میلیارد دلار، همکاریهای شرکتهای نفت دولتی دو کشور (SOCAR و ADNOC) در سطح منطقهای نیز افزایش یافته است؛ این همکاریها، مستندات مناسبی برای دیدگاهی است که زیربنای مناسبات باکو و ابوظبی را «اقتصادمحور» بازنمایی میکنند.
بهرغم اینکه در نگاه اول روابط جمهوری آذربایجان و امارات کلکسیونی زیبا از مناسبات و همکاریهای اقتصادی در زمینههای مختلف است، به دلایل متعدد میتوان گفت که این صرفاً روبناست و زیربنای همکاریهای دو کشور، ساخت امنیتی و نظامی دارد که بخش اندکی از آن در پیامهای رزمایش مشترک دو کشور در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ مشهود است. پس از برگزاری رزمایش موسوم به سپر صلح ۲۰۲۶ در ابوظبی، سؤال مهمی که در افکار عمومی ایران و منطقه مطرح است اینکه چرا باید باکو و ابوظبی رزمایش مشترک برگزار کنند؟ اهداف واقعی و غیراعلامی آنها از برگزاری این رزمایش چیست؟ قبل از پاسخ به این سؤال، اهمیت دارد که وجوه مشترک جمهوری آذربایجان و امارات متحده عربی ارزیابی شود، مهمترین وجوه مشترک دو کشور عبارتند از:
- هر دو کشور از پیمانکاران نظم آنگلوساکسونی در منطقه هستند که نهتنها در حوزههای سیاسی، امنیتی و نظامی بر اساس ابلاغ مرکز (محور واشینگتن- لندن – تلآویو) اقدام میکنند، بلکه حتی در حوزه اقتصادی و انرژی نیز به تنهایی تصمیمگیر و مستقل نیستند، کمااینکه هر دو کشور موظفند بیشترین سرمایهگذاری انرژی را در میادین نفت و گاز رژیم اسرائیل انجام دهند، در این خصوص هر دو کشور در حوزههای تاماز و لویتان سرمایهگذاری دارند و دستوری از بریتیشپترولیوم برای خرید ۵۰ درصد از سهام شرکت گازی «نیومِد انرژی» اسرائیل را دریافت کردهاند.
- هر دو کشور علاوه بر تحریف سیستماتیک و رسمی تاریخ ایران، ادعای ارضی علیه کشور دارند. امارات که خود به عنوان اشغالگر در جزایر ایرانی آریانا و زرکوه حضور دارد، با تاریخ چند دههای، علیه جزایر سهگانه چندهزارساله ایران ادعای ارضی دارد. جمهوری آذربایجان نیز با تاریخ سه دههای و تحت تأثیر توهم «آذربایجان جنوبی»، در کتب رسمی درسی آموزشی خود ضمن انکار ایران تاریخی ۷ هزار ساله، علیه چندین استان کشور ادعای ارضی دارد و نه تنها حاضر به اصلاح این ادعای ارضی نشده است بلکه در سایه انفعال دیپلماسی و خیانت لابیهای مزدور قومی، آن را به گفتمان غالب رسانهای خود تبدیل کرده است. بر همین اساس رویکرد و رفتار دو کشور در اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ در بسیاری از موارد همتراز و مشابه رویکرد تلآویو بود.
- هر دو کشور جمهوری آذربایجان و امارات متحده عربی مهمترین متحدان رژیم صهیونی در منطقه هستند که به عنوان پایگاه منطقهای صهیونیسم ایفای نقش میکنند، علاوه بر خریدهای گسترده تسلیحاتی از اسرائیل و میزبانی پایگاهها یا تأسیسات صیهونی، دو کشور، پیشرو تطهیر چهره جنگطلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه هستند. امارات پرچمدار طرح آبراهام و جمهوری آذربایجان به اذعان مقامات عالیرتبه صهیونیسم، دارایی استراتژیک رژیم صهیونی و دومین مکان پس از اسرائیل است که صهیونیستها در آنجا احساس آزادی عمل دارند. بر همین اساس فهرست طولانی از اقداماتی امنیتی، جاسوسی، تروریستی و نظامی رژیم اسرائیل علیه ایران که از مبدأ جمهوری آذربایجان و امارات صورت گرفته است، وجود دارد.
- امارات و جمهوری آذربایجان هر دو به عنوان عقبه ترانزیتی، لجستیکی و پشتیبانی رژیم صهیونی ایفای نقش میکنند که این نقش در جریان دو سال نسلکشی ۷۱ هزار فلسطینی در غزه (پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳) و حمایتهای متعدد باکو و ابوظبی از این رژیم آشکارتر شد. جمهوری آذربایجان علاوه بر تأمین بیش از ۶۰ درصد نفت رژیم صهیونی از طریق خط لوله باکو- تفلیس - جیجان، محور کانونی کریدور تأمین ارزاق، غلات و مایحتاج راهبردی رژیم صهیونی محسوب میشود. این کریدور از قزاقستان و دریای کاسپین شروع میشود و با خط ریلی از جمهوری آذربایجان و گرجستان به ترکیه و از آنجا از طریق بندر جیحان به فلسطین اشغالی میرسد؛ به منظور تقویت این عقبه ترانزیتی - ژئوپلیتیکی، ایجاد کریدور جعلی زنگزور (دالان تورانی ناتو) و اتصال آن به کریدور عبری داود در دستور کار باکو قرار دارد. امارات نیز به ویژه از طریق بندر فجیره و در قالب «کریدور عرب مد» و همچنین مسیر زمینی امارات- عربستان- اردن، بیشترین نقش را در حمایت لجستیکی از رژیم صهیونی داشته و دارد.
- هر دو کشور با داشتن نظامهای اقتدارگرا، رفتارهای مشابهی برای تطهیر چهره خود دارند که از جمله میتوان به هزینههای صدها میلیون دلاری با اندیشکدهها و رسانههای جهانی، برگزاری فستیوالهای موسیقی، میزبانی مسابقات فرمول یک در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵ و میزبانی اجلاسهای زیست محیطی اشاره کرد؛ امارات در سال ۲۰۲۳ میزبان کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل موسوم به کوپ ۲۸ و جمهوری آذربایجان میزبان کوپ ۲۹ در سال ۲۰۲۴ بود که هر دو با انتقادهای حقوق بشر از سوی نهادهای مدافع حقوق بشر و حقوق محیط زیست مواجه شدند.
- این دو از تأمینکنندگان اصلی گروههای تروریستی، تجزیهطلب، تکفیری و قومگرایان ضدایرانی هستند. جمهوری آذربایجان میزبان دهها حزب، گروهک و تشکل قومگرای ضدایرانی است و شبکه گستردهای تحت پوشش کمیته دولتی دیاسپورا برای تجزیه ایران ایجاد کرده و همچنین میزبان دفتر شبکه تجزیهطلب «گون آذ تی وی» است که دفتر مرکزی آن در شیکاگو امریکاست. امارات تأمینکننده اصلی گروههای تکفیری ضدایرانی از جمله داعش و نیز گروههای تروریستی از جمله جیشالظلم و الاهوازیه محسوب میشود. بر همین اساس خط هوایی تسلیح گروههای تروریستی ضدایرانی از تلآویو به باکو، ابوظبی و اربیل، فعالترین خطوط محسوب میشوند. در مقیاس بزرگتر، دو کشور به عنوان داراییهای نظم آنگلوساکسونی، حتی نقش مخربی را علیه جهان اسلام و تجزیه آن دنبال میکنند که حتی گاه مورد اذعان برخی از اندیشکدهها یا نهادهای غربی نیز بوده است. از این رو نیز اندیشکده امریکناینترپرایز، جاهطلبیهای الهام علیاف را با صدام حسین مقایسه کرده است و تحقیقات موسوم به «ابوظبی سکرت» پارلمان اروپا اذعان میکند که امارات یک کارزار سازمان یافته برای نفرتپراکنی علیه مسلمانان در ۱۸ کشور اروپایی به راه انداخته است.
اشتراکات ششگانه فوق همچنین پاسخ به این سؤال است که چرا دقیقاً از زمان اجرای پروژه آنگلوساکسونی جنگ دوم قراباغ در سال ۲۰۲۰، تحرکات امارات متحده عربی در قفقاز شدت یافته است؛ بهطوری که امارات علاوه بر جمهوری آذربایجان با گرجستان نیز قرارداد مشارکت اقتصادی جامع (CEPA) امضا کرده، و به سرمایهگذاری گسترده در ارمنستان، حمایت از کریدور جعلی زنگزور، ارائه طرح سرمایهگذاری در این کریدور و میزبانی چند دور مذاکرات الهام علیاف و نیکول پاشینیان در ابوظبی اقدام کرده است. در واقع امارات که بالاترین سرمایهگذاری خارجی برای ساخت مساجد در قراباغ و اراضی آزاده شده جمهوری آذربایجان را دارد، در راستای اهداف رژیم صهیونی به کمک الهام علیاف جهت ایرانزدایی و شیعهزدایی در قفقاز مأمور شده است که هدف غایی آن ایجاد سپر ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی ضدایرانی از شمال و جنوب ایران است.
بر این اساس رزمایش موسوم به سپر صلح ۲۰۲۶ جمهوری آذربایجان و امارات که البته بیشتر، رزمایش سپر جنگ زیبنده آن است، نه یک همکاری نمایشی بلکه نوک کوه یخ همکاری دو دارایی رژیم صهیونی در منطقه است. همزمان با تصاعد تهدیدات نظامی امریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، مهمترین هدف این رزمایش، همافزایی ظرفیتها برای ضربه زدن به واکنشهای دفاعی و آفندی ایران در جنگ آتی از طریق اتصال موقعیت دو فضای شمالی و جنوبی ایران، پشتیبانی از ماشین جنگی اسرائیل و امریکا در منطقه و نهایتاً تمرین نحوه تصرف جزایر ایرانی در ساعت مفروض صفر- که بهزعم باکو و ابوظبی زمانی است که ایران در حملات امریکا و اسرائیل و محور آنگلوساکسونی شکست خورده است، میباشد. دلیل استقبال گرم و مشتاقانه بنیامین نتانیاهو از خبر سفر برنامهریزی شده الهام علیاف به اسرائیل برای سال جاری نیز در این خوشخدمتی ذاتی نهفته است؛ اما مشکل این محاسبه در آنجاست که باکو و ابوظبی تنها ساعت صفر (به آلمانی Stunde Null) را برای ایران فرض کردهاند، «آیا ساعت صفر علیه آنها محتمل نیست؟»
سایر اخبار این روزنامه

