آتش، يكي از رنج‌هاي هيركاني

تصور كنيد شرايطي ايجاد شود تا در يك محل، مي‌توانستيد در كنار چندين نسل پيشين خود (پدر و مادر؛ پدر و مادر آنها؛ پدر و مادرِ پدربزرگ‌ و مادربزرگ‌ها و ...) با همه نسب‌ها و خويشاوندي‌هاي ايجادشده، در كمال توجه، ادب و احترام به‌يكديگر و با فراهم بودن  همه شرايط موردنياز براي يك زيستِ دلچسب، آرام، به‌روز و بدون دغدغه، زندگي مي‌كرديد. رويايي و باشكوه بود. نه؟ قيمتي مي‌شود براي آن گذاشت؟ به‌نظرم هرگز! دوره تاريخي و زماني كه اين رويا را بتوان پُر كرد مثلا بشود 500 سال. 
تصور فوق را ببريم براي جنگل هيركاني. در اين جنگل، جامعه دلخواه، دوست‌داشتني و كامل‌شده كه در بالا گفته شد، موجوداتي غير از انسان بوده و از دست‌كم 25 ميليون سال پيش در پهنه‌اي به طول 800 كيلومتر سكني گزيده‌اند. همه عناصر تشكيل‌دهنده اين جنگل مانند درخت، درختچه، علف، موجودات بي‌شمار خاك، انواعي از پرندگان، پستانداران، دوزيستان، خزندگان، حشرات و ... با همان توجه و احترام و يك زيستِ به‌روز و دلچسب و آرام كنار هم جمع شده‌اند. براي ايرانِ ما كه در كمربند خشك زمين قرار گرفته است وجود چنين جنگلي با فوايد و سودهاي بي‌نهايت، يك شگفتي بزرگ در حد معجزه است و اينجا ديگر به‌يقين قيمتي نمي‌توان براي آن گذاشت. اگر آنجا رويا بود اينجا يك حقيقت راستين است.
اگر بخواهيم فقط در مورد گياهانش جزئي‌تر بدانيم، در اين جنگل بيش از 3200 گونه گياهي (حدود 44درصد كل گونه‌هاي گياهان گلدار ايران) وجود دارد كه بيشتر از 200 گونه آنها انحصاري هستند و در نام علمي خيلي از آنها مانند خاس، كوله خاس، شمشاد، ليلكي، بلندمازو، تاج‌الملوك، انجيلي، تمشك، سفيدپلت، افراي هيركاني و .... واژه‌هاي كاسپيكا، هيركانا و پرسيكا كه نشانگر ريشه‌هاي بومي و ايراني است نشسته است. خيلي از اين‌گونه‌ها مانند شيردار، انجيلي، لرگ، شب‌خسب، سفيد پلت، خرمندي، توسكاي ييلاقي و اوري در اروپا وجود ندارد. 
اين پديده منحصربه‌فردِ گيتي كه ثبت جهاني شده و چندين قسمت آن عنوان حفاظت‌شده دارد، از آن چند 25 ميليون سال پيش تا همين چند ده سال قبل، زندگي و دورهمي رشك‌برانگيزي براي جهانيان داشتند. در برابر هر سختي، رنج و دگرگوني اقليمي و انساني مقاومت كرده بود و با پيچيدگي‌هايي زيستي و فراتر از فهم دانش و پژوهش بشر، همه تنش‌هاي پيش‌روي خودش را كنار زده و استوار و سبز، پايدار مانده بود. اما افزايش گرمايش زمين و خشكسالي و از آن مهم‌تر تغييرات كاربري پيش‌آمده كه همگي از سوي انسان‌ها هدايت مي‌شوند، ورق را براي اين جواهر سبزمان به‌كلي برگردانده است.


جنگل‌هاي هيركاني خيلي سال است كه در مسير قهقرا قرار گرفته است. تغيير به زمين‌هاي كشاورزي و بعد ويلاسازي‌ها، معدن‌كاوي‌ها، زباله‌ريزي‌هاي خرد و كلان، وجود دام‌هاي بي‌اندازه و خارج از ظرفيت جنگل و نيز آتش‌سوزي خيلي وقت است كه تبر قدرتمندي شده‌اند براي نابودي جنگل بدون آنكه به عاقبتش فكر شود. اين مهم را تا به‌حال خيلي از متخصصان ما گفته كه نه، فرياد زده‌اند. اما كو گوش شنوا و فهم عالي براي حفاظت از مهم‌ترين، قديمي‌ترين و كاراترين پديده سرزميني‌مان؟ و اين همواره يك تحقير بزرگ براي متخصصان، دوستداران و دغدغه‌مندان منابع طبيعي بوده است. چطور ممكن است براي نابودي گام به گام جنگلي كه بسياري از كشورهاي اروپايي آرزوي چند هكتارش را مي‌كنند، بي‌خيال، بي‌تفاوت و بي‌مسووليت بود؟ واقعا چطور ممكن است اين جنگل شگفت و سترگ اين همه تحقير شده باشد و اين همه ناديده گرفته شود.
مطمئن هستم اگر اين تحقيرها، ناديده‌گرفتن‌ها و بي‌تفاوتي‌ها روي نداده بود، آتش‌سوزي در جنگل اليت چالوس، به كوتاه زماني خاموش مي‌شد. اما نشد. آتش‌سوزي توانست همراهي بسيار بيشتري را در مقايسه با ويلاسازي‌ها، زباله‌ريزي‌ها و به‌طور كلي تنوع مختلفي از جنگل‌خواري‌ها، براي مطالبه‌گري به دنبال داشته باشد. شايد اثرات رواني و روحي كه آتش بر مردم مي‌گذارد، بي‌تأثير نبوده است. آتش، دل آدم را خيلي بيشتر به درد مي‌آورد، ديدن سوختن موجوداتي كه جز ريشه در خاك داشتن  هيچ امكان پناه و دفاعي ندارند، تحمل‌ناپذير است. خوشبختانه خيلي خوب به آن پرداخته شده است و خواهد شد و اميد كه دير يا زود خاموش شود. اما مطالبه حفاظت ريشه‌دار از جنگل هيركاني و همه منابع طبيعي‌مان نبايد هرگز خاموش شود. آنچه بسيار مهم‌تر است لزوم توجه اساسي به نه فقط آتش، به همه عوامل تخريب و نابودي هيركاني است كه البته قصه نمادين براي همه مواهب طبيعي‌مان است. همه به چشم مي‌بينيم كه حال هيچ پديده‌اي در ايران خوب نيست، برخي مرده، برخي نيمه‌جان و برخي ديگر در مسير نزول و قهقرا هستند. تغيير اقليم بسيار جدي است، تاراج منابع طبيعي پيگيرانه دنبال مي‌شود، بايد نشست و برنامه‌هاي پژوهشگران و عالِمان اين سرزمين را براي حفاظت، احيا و توسعه منابع ارزشمندمان كه جان و تمدن‌مان به آن بسته است گوش داد و فكري درست براي آن كرد و طرحي نو درانداخت وگرنه در دهه‌هاي آينده چيزي از اين عزيزِ جان باقي نمي‌ماند. 
عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور