روزنامه اعتماد
1404/11/20
خلأ قانون در جريحهدار ساختن احساسات مردم-2
در بخش نخست اين مبحث گفته شد كه نمايندگان مجلس موظفند هم خود در جهت حفظ آرامش جامعه پيشقدم شوند و هم با تصويب قوانين بازدارنده اجازه ندهند هر كسي هر حرفي را، از هر تريبوني مخصوصا در شرايط بحران جامعه بزند تا به تشويش و نگراني مردم منجر شود.رسانه ملي كشور نيز بايد مشمول چنين قوانيني شود.
اتفاق به ظاهر ساده اخير در شبكه افق به عامه مردم، خاصه جامعه فرهنگي كشور يادآور شد كه دغدغه و نگرش برخي مديران و دستاندركاران رسانه ملي با اتفاقات و مطالبات جامعه فاصله زيادي دارد. اختصاص بودجههاي نجومي از بيتالمال براي اين رسانه مردمي، نبايد چنين خروجيهايي را به همراه داشته باشد. اگر برخي افراد در رسانه ملي هنوز به اين نكته مهم نرسيدهاند كه مردم در هر سطحي و با هر نوع انديشه و سلايق فكري، ولينعمتان اين رسانهاند، بايد در نگاهها و رفتارهاي خود تجديدنظر كنند.
اين رسانه با پسوند «ملي» در حال فعاليت است و با اين اتفاق اخير نيازمند آن است اين افراد، يك بازتعريفي در مورد عنوان «ملي» در كنار كلمه «رسانه» براي خود داشته باشند. نبايد بهگونهاي نسنجيده رفتار كنند كه احساس شود انديشه و تدابير مديران و برنامهسازان اين رسانه، با خواستهها و نيازهاي اساسي آحاد مختلف جامعه فاصله زيادي دارد. در شأن رسانه كشور نيست اجازه دهد جرمي اتفاق بيفتد و بعد از وقوع آن صرفا بخواهد مدير يك شبكهاي را عزل كند يا دادستاني بخواهد عليه برنامهسازان آن اعلام جرم كند. رسانهاي كه به عنوان يك تريبون ملي- فرهنگي، بايد خطا و اشتباه افراد جامعه را تذكر دهد، به جايي رسيده كه خود خطاهاي به اين بزرگي را مرتكب ميشود. با اين اتفاقات بايد گفت كه مديران مياني اين رسانه نيازمند يكسري كلاسهاي توجيهي در مورد نحوه مديريت در رسانهاند. رسانهاي كه خود بايد به مردم آموزش دهد كه هيچ كسي در هيچ سطحي و در هيچ لباسي و با هيچگونه ابزار و تريبوني حق ندارد با حرفها و رفتارهاي خود، احساسات مردم جامعه را جريحهدار كند، با اين اتفاقات اخير معلوم شد كه خود، هماكنون نيازمند آموزش در اين زمينههاست!! بازي با احساس خانوادهها، مصداق بارز مردمآزاري است و متاسفانه رسانهاي كه بايد برحذركننده اينگونه معضلات رفتاري در جامعه باشد، خود متوجه موضوع به اين كوچكي و پيش پا افتاده نبوده است. ضعف سواد جامعهشناسي و رسانهاي، آن هم براي تلويزيوني كه خود مدعي الگو و ترويج اخلاق در جامعه است، پذيرفتني نيست و بايد تقويت شود .
رييس اين رسانه ميتوانست با يك عذرخواهي رسمي با مردم گفتوگو كند و در يك فضاي صميمي به مخاطبان تلويزيون دليل اينگونه حوادث را توضيح دهد تا شائبهها برطرف شود. مردم حق دارند دلايل اينگونه اتفاقات را بدانند. مديران رسانه بايد بدانند كه صاحبان اصلي رسانه ملي اين كشور، مردمند و در صورت بروز هرگونه اشتباهي، بايد در مقابل همين مردم تواضع و فروتني از خود نشان دهند!! منتخبان ملت در مجلس نيز نبايد از كنار چنين مسائل و اتفاقاتي به راحتي عبور كنند. آنها بايد تحقيق و تفحص كنند و ببينند مديران شبكهها تا چه ميزان سواد مرتبط با رسانه را دارند تا از تكرار چنين آبروريزيهايي جلوگيري شود . بايد بررسي شود كه چند درصد اين افراد دورههاي مختلف آموزش برنامهسازي و مديريت رسانهاي و بخشهاي مختلف فني را در اين سازمان ديده و گذراندهاند؟ اين موارد، حق مردم و منتخبان آنها در مجلس است. اگر چنين بررسي و تحقيقي صورت نگيرد و اين رسانه نخواهد به يك اصلاح نگرشي و تغيير ساختاري در اين سازمان دست بزند، بعيد نيست از اين دست اتفاقات باز هم در اين رسانه بيفتد. با اخراج يك مدير و مجري، مشكل اين رسانه حل نميشود. مشكل اين رسانه در نحوه نگرش برخي افراد و مديرانش به جامعه است كه اين نگاه، نيازمند تغييرات اساسي و بنيادين و زيربنايي است. عدم دقت و در نظر نگرفتن ميزان فهم بالاي عامه مردم، بزرگترين و عمده ايراد و اشكال برخي مديران اين نهاد رسانهاي است. با اين نوع برنامهسازيها در اين رسانه مشخص شد كه از مدير اخراجي شبكه گرفته تا ديگر عوامل سازنده، اشراف كامل و دقيق نسبت به زمان و نيازمنديهاي جامعه نداشته و خود اين موضوع مهم نيازمند بررسي و پژوهش است. بايد بگوييم حال مدير شبكه به كنار، يعني يك نفر از عوامل سر صحنه اين برنامه نتوانسته بود تشخيص دهد و به سازندگان آن تذكر دهد كه ساخت چنين برنامهاي در شرايط حال بد مردم، مناسب براي تهيه و ضبط نيست و امكان ايجاد هزاران سوءتفاهم را در جامعه ميتواند داشته باشد؟ چرا چنين دقت عملهايي وجود نداشته است؟ در شرايط اقتصاد مقاومتي و وضعيت بد معيشت مردم و نبود بودجه كافي در صندوق دولت، باز هم بودجه سازمان صدا و سيما از طرف دولت و مجلس براي سال آينده مورد افزايش قرار ميگيرد.
حال آيا رواست كه دستمزد مردم و دولت و تصويبكنندگان اين بودجهها در خانه ملت، با اينگونه مديريتها و برنامهسازيها داده شوند؟ رسانه بايد بداند اگر منتقدان و نويسندگان مواردي را همواره در مورد عملكرد اين سازمان، در مطبوعات انعكاس داده و به روشنگري ميپردازند، صرفا به دليل اهميت كاركرد اين رسانه در جامعه است. متاسفانه اين رسانه آنطور كه بايد از ديدگاههاي روشنگرانه منتقدان كشور نيز استقبال نميكند. در حالي كه اين رسانه بايد منتقدان را در كنار خود ببيند و نه در مقابل خود!! اگر ما رفتارهاي خود را در يك فضاي صميمي و منطقي مورد نقد قرار ندهيم، قطعا رسانههاي بيگانه آن سوي مرزها، بهگونه ديگري آن را تحليل كرده و به افكار عمومي جامعه انتقال خواهند داد. بايد ديد چرا عدهاي در اين سازمان از نيازمنديهاي اساسي مردم و كشور دورند؟ رسانه جايي نيست كه مديري بخواهد در آن اشتباهي انتخاب شود يا خطايي انجام دهد. هماكنون كشور در شرايط خاص سياسي قرار دارد و زمان، زمان اتحاد و همبستگي ملي است و اين رسانه به دور از هرگونه خطايي بايد همه آحاد جامعه را با هر نوع انديشه و افكار و نگرش سياسي، زير يك چتر واحد دور هم جمع كند. بزرگترين افتخار اين كشور تنوع آرا و سليقهها و انديشههاي آن است كه همواره ناديده گرفته شدهاند و همين موضوع به ظاهر ساده باعث شده بخشي از مردم و خاصه جوانان و نسل جديد از اين نهاد رسانهاي رويگردان شوند و به سمت برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي گرايش پيدا كنند. رسانه تصميم بگيرد يكبار براي هميشه روحيه نقدپذيري و به تبع آن، تغيير و اصلاح را در ساختار مديريتي خود پياده كند تا همگان به سمت اين رسانه جذب شوند. وقتي در يك سازمان رسانهاي پذيرش نقد در كار نباشد و حضور انديشهها و سلايق فكري مختلف نيز كمرنگ باشد، طبيعتا در چنين شرايطي، تكرويها حاكم شده و برنامههايي از جنس شبكه افق نيز توليد خواهد شد. هدف بحث ما صرفا يك برنامه خاص از نوع خط خطي نيست، بلكه شاكله كاري و مديريتي اين سازمان است كه نيازمند يك تغيير بنيادين و اساسي است و اگر اين تغييرات صورت نگيرند، روز به روز از اهداف مردمي خود فاصله خواهد گرفت. اميدواريم اين نقد و تحليلها باعث شوند تا مديران رسانه، آن اصلاحات ساختاري مورد انتظار جامعه را هر چه سريعتر آغار كنند و در مسير سخت كاري خود همواره از نظرات مشورتي منتقدان دلسوز كشور نيز دريغ نكنند.
مستندساز و منتقد
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
افزایش حقوق عامل تورم نیست
آتش بیبرنامگی بر جان جنگلها
اصلاح کنیم نه تضعیف
ديپلماسي در سايه بياعتمادي
فرصتي براي بيشتر ديده شدن
ايرلاينهايي كه قارچگونه سبز شدهاند
پيامهای دور ششم مذاكره ايران و امريكا
براي گفتوگوي ملي و پرهيز از خشونت
خلأ قانون در جريحهدار ساختن احساسات مردم-2
مكانيسمهاي جايگزين حل منازعات
چالش حق دسترسي به وكيل
آتش، يكي از رنجهاي هيركاني
رجعت به گذشته
جهان در آستانه چيست؟
پيامهای دور ششم مذاكره ايران و امريكا
براي گفتوگوي ملي و پرهيز از خشونت
خلأ قانون در جريحهدار ساختن احساسات مردم-2
مكانيسمهاي جايگزين حل منازعات
چالش حق دسترسي به وكيل

