تقلیل «کودتای امنیتی» به «فراخوان پهلوی» دامِ کوچک‌انگاریِ دشمن(مقاله وارده)

ابوذر شیرزادی
 برخی تحلیلگران خواسته یا ناخواسته با ساده‌انگاری، حوادث اخیر را تنها محصول هیجانات خیابانی یا فراخوان‌های جریان ورشکسته پهلوی می‌دانند؛ غافل از آنکه تقلیل یک «جنگ احزاب» مدرن و «کودتای تمام‌عیار آمریکایی-صهیونیستی» به یک اغتشاش سطحی، همان آدرس غلطی است که دشمن برای پنهان کردن ابعاد شکست سنگین اطلاعاتی خود به آن نیاز دارد.
​در روزهای پس از فروکش کردن غبار فتنه اخیر، جریانی در فضای رسانه‌ای و حتی نخبگانی تلاش دارد تا ماهیت حوادث رخ داده را در حد یک اعتراض خیابانی یا نهایتاً اغتشاشات ناشی از فراخوان‌های سلطنت‌طلبان و جریان پهلوی پایین بیاورد. این نوع نگاه، اگر چه در ظاهر شاید برای کوچک شمردن پایگاه اجتماعی اغتشاشگران باشد، اما در باطن یک اشتباه استراتژیک و خطای محاسباتی بزرگ است. چرا که نادیده گرفتن «سر مار» و تمرکز بر «دم» آن، ما را از شناخت عمق کینه‌توزی و پیچیدگی نقشه دشمن غافل می‌کند.
​آنچه در صحنه خیابان‌های برخی شهرها گذشت، نه یک شورش کور، بلکه به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا، یک «کودتای ترکیبی» بود. اسناد و شواهد متقن نشان می‌دهد که سرویس‌های جاسوسی سیا (CIA) و موساد، نه به صورت محدود، بلکه با تمام ظرفیت اطلاعاتی، عملیاتی و مالی خود پا به میدان گذاشته بودند. تقلیل این هجمه سنگین امنیتی به تحرکات یک جریان مدفون شده تاریخی (پهلوی)، نادیده گرفتن واقعیت‌های میدانی است.


​نگاهی به صحنه‌های درگیری، به ویژه در مناطق مرزی و برخی کانون‌های آشوب، گواه روشنی است که ما با معترضین معمولی روبه رو نبودیم. ورود سلاح‌های جنگی، استفاده از تاکتیک‌های جنگ شهری و نوع خشونت به کار رفته، امضای مشخص سرویس‌های امنیتی بیگانه را بر خود داشت. وقتی دشمن از «فراخوان» عبور می‌کند و به فاز «درگیری مسلحانه» می‌رسد، یعنی پیاده ‌نظام آموزش‌دیده خود را وارد معرکه کرده است.
​در این میان، نقش‌آفرینی همزمان تمامی گروهک‌های معاند، از تجزیه‌طلبان در غرب و شرق کشور گرفته تا تروریست‌های پژاک و کومله، نشان‌دهنده وجود یک «اتاق فرماندهی واحد» است. این هماهنگی عجیب میان گروه‌هایی که شاید در ظاهر با هم اختلافاتی هم داشته باشند، تنها با کارگردانی و فشار کارفرمایان آمریکایی و اسرائیلی ممکن است.
​نکته قابل تأمل دیگر، حضور میدانی و موضع‌گیری‌های رسمی گروهک منافقین است. سازمانی که دستش تا مرفق به خون هزاران ایرانی آلوده است، در این فتنه تمام‌قد وارد شد. اعلام رسمی لیست کشته‌شدگان منتسب به این گروهک در حوادث اخیر و بیانیه‌هایی که صریحاً مسئولیت برخی اقدامات تروریستی را بر عهده می‌گیرند، سند غیرقابل‌انکاری است که نشان می‌دهد بدنه اصلی آشوبگران را نه جوانان فریب‌خورده، بلکه تروریست‌های شناسنامه‌دار تشکیل می‌دادند.
​بنابراین، قبل از هر تحلیل و نوشتاری باید این پیش‌فرض بنیادین را ملکه ذهن کرد که ما با یک «فتنه آمریکایی-اسرائیلی» مواجه بودیم، نه یک دعوای داخلی. دشمن تمام مهره‌های سوخته و فعال خود را همزمان روی صفحه شطرنج آورد؛ از بازماندگان ساواک و پهلوی گرفته تا منافقین و تجزیه‌طلبان، همه زیر پرچم استکبار جمع شدند تا امنیت ایران را نشانه روند.
​امروز، اصرار بر کوچک‌نمایی دشمن و تقلیل آن به جریان پهلوی، در واقع کتمان «پیروزی بزرگ» ملت و نیروهای امنیتی است. وقتی بدانیم که جمهوری اسلامی ایران در برابر ائتلاف جهانی سرویس‌های جاسوسی و تروریست‌های اجاره‌ای پیروز شده است، عظمت این ایستادگی بیشتر نمایان می‌شود. نباید اجازه داد روایت‌های سطحی، جای حقایق عمیق امنیتی را بگیرد و نقش اصلی «آمریکا و اسرائیل» در این توطئه به فراموشی سپرده شود.