بیچارگی راهبردی؛ آمریکا محتاج میز مذاکره، نه میدان نبرد (نگاه)

محمدحسین حمزه
1ـ ترامپ زبان تهدید را جایگزین هر اقدام دیگری کرده است. آمریکا بیش از هر زمان دیگری به مذاکره نیاز دارد، نه به جنگی که شکستش از پیش رقم خورده است. به بیان دیگر، آمریکا پس از ناکامی در جنگ 12 روزه و جنگ تروریستی اخیر، نیازمند توافق با ایران بود اما شکست‌های سنگینش، نمایش قدرتمندی را برای انحراف توجهات و کتمان عجز و استیصالش لازم داشت. به همین دلیل ناوگان دریایی خود را به حرکت درآورد و ترامپ سکانس به سکانس آن را گزارش می‌داد و می‌ستود. تهدید تاریخی رهبر معظم انقلاب نیز تولید قدرت و ایجاد موازنه کرد و آمریکا بیش از پیش به مذاکره پناه آورد اما برای نمایش قدرت و پنهان کردن بیچارگی خود، چاره‌ای جز تهدید و لحن تهاجمی نمی‌بیند. به همین دلیل رئیس‌جمهور آمریکا پس از مذاکرات روز جمعه ایران و آمریکا در مسقط باز هم با ظاهر قلدرمابانه اما از روی درماندگی و استیصال مقابل اقتدار ایران اسلامی و برای نمایش قدرت گفت: «با توجه به نتایجی که با ایران داشتیم، قرار است اوایل هفته آینده دوباره دیدار کنیم. آنها می‌خواهند به توافق برسند. ایران، همان‌طور که باید هم بخواهد، می‌خواهد به توافق برسد. آنها پیامدهای نرسیدن به توافق را می‌دانند. اگر به توافق نرسند، پیامدها بسیار شدید و سنگین خواهد بود. بنابراین خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. خواهیم دید که همه چیز چگونه پیش می‌رود».
2ـ لحن اظهارات ترامپ‌آمیزه‌ای از درماندگی و اظهار وجود برای پنهان کردن آن بود. او مدعی شد ایران مشتاق توافق است و در غیر این صورت با «پیامدهای بسیار سنگین و گزنده» مواجه خواهد بود اما مجموعه‌ای از گزارش‌ها؛ از رسانه‌های آمریکایی تا صهیونیستی و تحلیلگران اروپایی، آمریکایی و صهیونیستی بر این حقیقت مشترک تأکید دارند که آمریکا نه توان مالی و نه ظرفیت نظامی برای آغاز جنگ با ایران را دارد. به تعبیر دیگر این رسانه‌ها و تحلیلگران با تمرکز بر ابعاد نظامی و اقتصادی، به واشنگتن درخصوص هرگونه تعرض نظامی به جمهوری اسلامی ایران هشدار می‌دهند. آنها صراحتاً بیان می‌کنند که هرگونه مداخله، به شکست‌های مهلک برای آمریکا منجر خواهد شد.
3ـ اظهارات متخصصان مانند «کامرون چل»، بنیانگذار شرکت «دراگان‌فلای» بر این حقیقت تأکید دارد که تسلیحات نوین ایران، به‌ویژه انبوه پهپادها، چالشی حیاتی برای موجودیت دارایی‌های گرانبهای نیروی دریایی آمریکا در غرب آسیا پدید آورده است. چل هشدار داد که شلیک همزمان صدها پهپاد، به‌طور قطع از سدهای دفاعی عبور خواهد کرد زیرا سامانه‌های پدافندی کنونی برای مقابله با حملات اشباعی طراحی نشده‌اند. این وضعیت، ناوهای هواپیمابر آمریکا را به اهدافی بسیار اغواکننده وآسیب‌پذیر مبدل ساخته است. این اظهارات گویای تحولی کیفی در معادله قدرت است. ایران با توسعه‌ فناوری‌های بومی در حوزه پهپادی، ساختار جنگ‌ را برای آمریکا دگرگون کرده است.


4ـ بلوف‌های ترامپ دقیقاً همان نشانه‌ای است که ضعف راهبردی آمریکا را عیان می‌کند و اثبات می‌کند که در نهایت، این تهران است که قواعد درگیری و مذاکره را تعریف می‌کند. الستر کروک، دیپلمات پیشین انگلیسی، فضای حاکم بر سخنان ترامپ را به‌درستی «بلوف بزرگ» خواند. او معتقد است ترامپ قصد دارد خود را یک معامله‌گر شکست‌ناپذیر جا بزند، اما تهران... در چارچوب استراتژی خود عمل می‌کند. دیپلمات باسابقه انگلیسی لایه روانی سیاست ترامپ را برملا می‌کند. تهدید‌ها نه از قدرت بلکه از اضطراب ناشی از فروپاشی چهره ابرقدرت نشات گرفته است.
5ـ پایگاه تحلیلی آمریکایی «کانورسیشن» نیز به‌شکلی صریح، چالش اصلی آمریکا را نه در شروع جنگ، بلکه در تاب‌آوری در برابر تبعات آن ترسیم می‌کند. این پایگاه یادآور شد که نزاع‌های پیشین، ۸ تریلیون دلار هزینه بر دوش اقتصاد بدهکار آمریکا نهاد و درگیری با کشوری با قابلیت‌های دفاعی ایران، عملاً می‌تواند ساختار مالی این کشور را از درون متلاشی سازد. به اعتقاد این رسانه، اقتصاد بدهکار آمریکا قادر به تحمل عواقب جنگ دیگری نیست. علاوه‌بر این، آمریکا در کوران رقابت نفسگیر فناوری با چین و روسیه قرار دارد و هرگونه درگیری در خاورمیانه، عقب‌ماندگی مضاعف را در پی خواهد داشت. تحلیل این رسانه، لایه‌ای دیگر از ضعف ساختاری آمریکا را آشکار می‌کند؛ کشوری که در جنگ‌های کوچک‌تر هشت تریلیون دلار زیان داده و اکنون در تله بدهی‌های انباشته دست‌وپا می‌زند. افزون بر این، آغاز هر درگیری تازه با ایران، می‌تواند به فروپاشی مالی در واشنگتن شتاب بخشد. تحلیل کانورسیشن به سیاستمداران آمریکایی هشدار می‌دهد که خاورمیانه امروز می‌تواند همان منجلابی باشد که آمریکا را می‌بلعد.
6ـ موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی ایران اسلامی نیز واجد ضربات سنگینی علیه آمریکاست. حمله به ایران به‌معنای اخلال جدی در انتقال منابع انرژی از تنگه هرمز و جهش سرسام‌آور قیمت نفت در بازارهای جهانی است. در حالی که صحبت از جنگ کوتاه و کم‌بها می‌شود، محافل غربی تأکید دارند جنگ با ایران هرگز کوتاه نخواهد بود و آمریکا توان مدیریت خساراتی که متحمل می‌شود را ندارد؛ همان‌گونه که روزنامه «ایندیپندنت» اشاره می‌کند، این سناریو یک وضعیت «باخت-باخت» مطلق است. روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» نوشته بود: حمله به ایران باخت-باخت است و ترامپ، قادر به کنترل تبعاتش نخواهد بود.
7ـ داگلاس مک‌گرگور، مشاور سابق پنتاگون نیز با قاطعیت اعلام کرد که ارتش آمریکا فاقد قوای زمینی کافی برای عملیات در ایران است و حتی انتقال سریع نیروها به منطقه عملیاتی برای اجرای یک نمایش قدرت، خود یک چالش لجستیکی بزرگ محسوب می‌شود. وی تأکید کرد اگر ایرانی‌ها این درگیری را «نبرد تمام‌عیار» تلقی کنند، این نزاع برای آمریکا هرگز کوتاه نخواهد بود.
8ـ این تحلیل‌ها در کنار اظهارات اسکات ریتر، افسر سابق بازرسی تسلیحاتی سازمان ملل، قرار می‌گیرد. ریتر معتقد است ایران می‌تواند ضربات ویرانگری به پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل وارد آورد و حتی خطر از دست رفتن یک ناو هواپیمابر را نیز به همراه دارد. او با اشاره به سخنان ژنرال‌های بازنشسته آمریکایی، نتیجه می‌گیرد: «آن‌ها پول و تجهیزات بیشتری دارند، اما ایرانی‌ها ذهن و استراتژی بهتری دارند.» او به‌درستی تأیید می‌کند ایران توانایی ضربات سنگین و دقیق را دارد و می‌تواند در نخستین ساعات هر جنگ فرضی، توازن نیروها را بر هم بزند. افسر سابق پنتاگون و بازرس سابق تسلیحات سازمان ملل معتقد است: ایران می‌تواند آسیب‌های هولناکی به اسرائیل و پایگاه‌های نظامی آمریکا بزند. از دیدگاه ریتر؛ دونالد ترامپ سابقه عقب‌نشینی از لبه پرتگاه با ایران را دارد، چون عواقب درگیری همچنان همان است. ایران، شاه منطقه است، همین و بس. ایران توانایی دارد تولید انرژی تمام منطقه را به میل خودش متوقف کند.
9ـ مدیریت هوشمند منابع، فهم عمیق میدان و اراده‌ جمعی در تولید قدرت بسیار مؤثر است. عواملی که می‌توانند موازنه‌ نیرو را به سود طرفی با امکانات کمتر اما بینش دقیق‌تر تغییر دهند. یکی از ژنرال‌های بسیار ارشد بازنشسته آمریکایی چندی پیش در یک گفت‌وگو خطاب به ترامپ خاطرنشان کرد: «نه قربان، ما نمی‌توانیم ایران را شکست دهیم. ما پول بیشتری داریم، تجهیزات بیشتری داریم، اما ایرانی‌ها مغز بیشتری دارند و استراتژی بهتری دارند.»
10ـ با هر گام تحریک‌آمیز آمریکا، تل‌آویو نیز در خط اول آسیب‌پذیری قرار دارد. معادله امنیتی با تهدید رهبر معظم انقلاب مبنی بر وقوع جنگ منطقه‌ای در صورت راه انداختن جنگ توسط آمریکا، وارونه شده و به سود ایران اسلامی است؛ هر گلوله آمریکایی علاوه‌بر نابودی منافع آمریکا، زلزله‌ای برای اسرائیل است. رژیم اسرائیل به‌خوبی می‌داند که آغاز هر درگیری، می‌تواند به فروپاشی زیرساخت‌های حیاتی‌اش منجر شود. نگرانی اسرائیل از همین موضوع در رسانه‌هایش بروز یافته است. یدیعوت آحارونوت پیش‌بینی می‌کند که ایران در هر رویارویی آتی، اسرائیل را با موشک‌های مجهز به کلاهک‌های بارشی هدف قرار دهد که قادر به وارد آوردن آسیب‌های گسترده به زیرساخت‌های حیاتی این رژیم است. این نشان می‌دهد که معادله بازدارندگی بین ایران و اسرائیل نیز به نفع تهران سنگینی می‌کند. 
11ـ لفاظی‌های تند ترامپ نشان‌دهنده استیصال او و دولتش مقابل ایران و نیازش به مذاکره و توافق است. روزنامه یدیعوت آحارونوت نوشته بود که برخلاف لحن جنگ‌طلبانه ترامپ علیه ایران، هدف اصلی او حمله نظامی نیست، بلکه دستیابی به توافقی برای محدود کردن تمام توان دفاعی و منطقه‌ای این کشور است.
12ـ تهدیدهای ترامپ، نمایشی تکراری برای پوشاندن ضعف‌های ساختاری است که اکنون نه تنها در ابعاد نظامی بلکه در حوزه اقتصادی و لجستیکی نیز آشکار شده‌اند اما ایران اسلامی با اتکا به قابلیت‌های بومی در حوزه وحدت و انسجام ملی، همدلی و همکاری میان مردم، قدرت موشکی و پهپادی، موقعیت ژئوپلیتیکی و... منظومه‌ای از بازدارندگی چندلایه را ایجاد کرده است و ساختار بازدارندگی را چنان مستحکم کرده که هزینه هرگونه تجاوزی برای طرف مقابل، فوق تصور است. این مؤلفه‌های قدرت، برای آمریکا فهم جدیدی از قدرت منطقه‌ای تعریف می‌کند. آمریکا هرگز در موقعیتی نیست که بتواند علیه ایران اسلامی مرتکب خطا شود. ایران اقتدار خود را افزایش داده و قدرت حفظ منافع خود را دارد. همان طور که شرح آن رفت، تحلیلگران بین‌المللی نیز اعتقاد دارند ایران توانایی قطع جریان انرژی جهان و وارد آوردن آسیب‌های جبران‌ناپذیر به پایگاه‌ها و متحدان آمریکا را در اختیار دارد. در چنین شرایطی، تهدید نظامی واشنگتن در عمل به بلوف سیاسی برای پوشاندن ناتوانی آمریکا در مقابل قدرت ایران اسلامی تبدیل شده و رسانه‌های غربی نیز خود به روشنی از این عجز سخن می‌گویند.