نسل زد و فضاي كار اشتراكي

فاطمه‌زهرا جامي
براي نسل‌هاي قبل، كار تعريف روشني داشت؛ صبح زود از خانه بيرون رفتن، حضور فيزيكي در يك اداره يا شركت، ميز مشخص، ساعت ورود و خروج. هنوز هم خيلي از والدين با همان عينك قديمي به مفهوم كار نگاه مي‌كنند؛ اگر تمام روز سرت در لپ‌تاپ است و از خانه بيرون نمي‌روي، پس واقعا كار نمي‌كني. اين نگاه سال‌ها بي‌چالش مانده بود تا زماني كه تكنولوژي، اينترنت، وسايل هوشمند و شكل‌هاي تازه‌ مشاغل، قواعد بازي را عوض كردند. حالا به تعريف جديدي از اشتغال هم نياز خواهيم داشت. 
با رشد فناوري، اينترنت پرسرعت و گسترش مشاغل دوركار و فريلنسري، كار آرام‌آرام از يك مكان فيزيكي جدا شد. حالا خيلي‌ها بدون حضور در دفتر، پروژه مي‌گيرند، درآمد دارند و حتي تيم مي‌سازند، اما اين تغيير بزرگ، يك خلأ تازه هم ايجاد كرد؛ خلأيي كه كمتر درباره‌اش حرف زده شد؛ تنهايي، بي‌نظمي، افت تمركز و فرسودگي رواني.
نسل زد درست وسط همين دگرگوني وارد بازار كار شد؛ نسلي كه با اينترنت، ابزارهاي ديجيتال و شبكه‌هاي اجتماعي بزرگ شده و طبيعي است كه الزاما به دفتر سنتي نياز نداشته باشد. با اين حال، تجربه چند سال اخير نشان داده كار از خانه هم هميشه آن تصوير رويايي اوليه را ندارد. براي خيلي‌ها، خانه به ‌تدريج به جايي تبديل شد كه مرز كار و زندگي در آن از بين مي‌رود؛ جايي كه تمركز سخت مي‌شود و انگيزه آرام‌آرام افت مي‌كند. نتيجه اين تناقض، ظهور و رشد پديده‌اي به نام فضاهاي كار اشتراكي شد.


آمار چه مي‌گويد؟
طبق آمارهاي جهاني، بازار فضاهاي كار اشتراكي از حوالي سال ۲۰۱۵ رشد شتاباني را تجربه كرده و پيش‌بيني مي‌شود در سال‌هاي آينده، بخش قابل‌‌توجهي از نيروي كار آزاد، استارت‌آپ‌ها و حتي شركت‌هاي بزرگ، بخشي از فعاليت خود را به اين فضاها منتقل كنند. فضاهاي كار اشتراكي امروز در بيش از ۱۷۰ كشور جهان فعال‌اند و به يكي از شاخص‌هاي تغيير الگوي كار در سطح جهاني تبديل شده‌اند. اندازه بازار جهاني اين فضاها در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۳.۲ ميليارد دلار برآورد شده و پيش‌بيني مي‌شود تا سال ۲۰۳۱ به بيش از ۴۱ ميليارد دلار برسد؛ رشدي با نرخ سالانه نزديك به ۱۷درصد.
در همين بازه زماني، تعداد فضاهاي كار اشتراكي در جهان از حدود ۱۶ هزار و ۶۰۰ فضا در سال ۲۰۱۸ به بيش از ۳۴هزار و ۶۰۰ فضا در سال ۲۰۲۳ افزايش يافته و انتظار مي‌رود تا پايان ۲۰۲۴ به نزديك ۴۲ هزار فضاي اشتراكي برسد. در ميان همه اين آمارها، يك نكته مشترك ديده مي‌شود: نسل زد يكي از مهم‌ترين مخاطبان اين مدل كاري است؛ نسلي كه هم استقلال مي‌خواهد و هم ارتباط انساني.
براي مطالعه اين موضوع لازم نيست فقط اين آمار و داده‌ها را بخوانيم. كافي است كيفمان را ‌برداريم و در مراكز شهر سري به يكي از اين فضاها بزنيم تا با اين سبك از كار كردن آشنا شويم. 
از زبان نسل زدي‌ها
ايمان، يكي از كساني است كه تقريبا هميشه در فضاهاي كار اشتراكي كار مي‌كند، مي‌گويد: اين فضاها اصلا ادا نيست. من شركتي كه الان باهاش كار مي‌كنم رو از طريق يكي از بچه‌هاي همين فضاها پيدا كردم. كلي دوست خوب، كلي ارتباط كاري و حتي آدم متخصص اينجا پيدا كردم.
شبكه‌هاي اجتماعي هم پر از همين روايت‌هاست. كافي است عبارت «فضاي كار اشتراكي را جست‌وجو كني تا با تجربه‌هاي شخصي متنوعي روبه‌رو شوي.»
رها در ايكس (توييتر سابق) نوشته بود: بعد از جنگ واقعا حال و انرژي كار نداشتم. اينجا برام حكم پناهگاه رو داشت. كنار آدم‌هايي كار مي‌كردم كه خودشون انگيزه بودن. عارف صريح‌تر نوشته بود: اگه خونه بودم تا الان ده بار خوابيده بودم. اينجا فقط ديدن آدم‌هايي كه دارن كار مي‌كنن، بهم حس كار مي‌ده.
حتي پاي انگيزه‌هاي اقتصادي هم وسط است. اكانتي با نام «كتابگرا» نوشته بود: من فقط وقتي مي‌رم فضاي كار اشتراكي واقعا مي‌شينم كار مي‌كنم يا درس مي‌خونم، چون پول دادم.
الهه از تاثير رواني اين فضاها گفته بود: حضور تو فضاي كار اشتراكي خيلي جوگيرم مي‌كنه. الان دارم جدي به راه‌اندازي كسب‌وكار دومم فكر مي‌كنم.
و عرفان شايد خلاصه‌ترين توصيف را ارايه داده بود: امروز بعد مدت‌ها رفتم فضاي كار اشتراكي. زندگي‌ام تغيير كرد. كار از خونه طولاني‌مدت آدم رو خل مي‌كنه.
خلاصه كلام
براي نسل زد، فضاي كار اشتراكي فقط ميز و اينترنت نيست. اين فضاها پاسخي است به مجموعه‌اي از نيازهاي شغلي و رواني كه در مدل‌هاي سنتي كار ناديده گرفته مي‌شد. نسلي كه به‌ دنبال محيطي انعطاف‌پذير و غيررسمي است؛ جايي كه با تكنولوژي روز هماهنگ باشد، امكان شبكه‌سازي فراهم كند و در عين حال، تعامل و تنوع را كنار بهره‌وري نگه دارد. مهم‌تر اينكه همسن‌وسالان خودشان هم در كنارشان باشند. به ‌نوعي يكي از پاتوق‌هاي نسل زدي‌ها شده است؛ پاتوقي كه براي تفريح نيست.  انسان امروزي بيش از هر چيز به محيط كاري‌اي نياز دارد كه در آن فرصت يادگيري مداوم وجود داشته باشد؛ جايي كه مرز ميان زندگي و كار بيش از حد سخت‌گيرانه نباشد. نه فشار اداره‌هاي كلاسيك را داشته باشد و نه انزواي كارِ تمام‌وقت از خانه را. فضاهاي كار اشتراكي دقيقا در همين نقطه مي‌ايستند. 
زمان و مكان دراختيار خودمان است!
آزادي در زمان و مكان كار، يكي از مهم‌ترين جذابيت‌هاي اين فضاهاست. افراد مي‌توانند براساس ريتم شخصي خود كار كنند و محيطي را انتخاب كنند كه بيشترين تمركز را برايشان فراهم مي‌كند. طراحي باز، نور مناسب، رنگ‌هاي الهام‌بخش و فاصله گرفتن از فضاي خشك اداري، همه با روحيه نسلي همخوان است كه از قالب‌هاي تكراري خسته شده. از طرف ديگر، حضور آدم‌هايي با تخصص‌ها و مسيرهاي شغلي متفاوت، فرصت كم‌نظيري براي ارتباط، همكاري و حتي شكل‌گيري ايده‌هاي تازه فراهم مي‌كند. بسياري از فضاهاي كار اشتراكي با برگزاري كارگاه‌ها، رويدادها و نشست‌هاي تخصصي، اين تعامل را هدفمندتر هم مي‌كنند؛ چيزي كه براي نسلي تشنه رشد و تجربه، اهميت زيادي دارد.
در نهايت
شايد مهم‌ترين نقش اين فضاها، تاثيري باشد كه بر سلامت روان مي‌گذارند. كاهش احساس تنهايي، ايجاد حس تعلق و قرار گرفتن در جريان زندگي، همان چيزي است كه خيلي از فريلنسرها و دوركارها به آن نياز دارند. امروز تهران با بيش از ۶۰ فضاي كار اشتراكي فعال، آرام‌آرام خود را با اين تغيير الگوي كار تطبيق مي‌دهد و نشانه‌اي است از اينكه مفهوم «كار» در حال بازتعريف است و خود را با سرعت تكنولوژي و نياز جوانان همگام مي‌كند. 
توضيح مكمل
اين گزارش از فضاي كار اشتراكي در يك فضاي كار اشتراكي نوشته شده است تا هم حال و هواي اين‌گونه اماكن را بهتر به تصوير بكشد و هم به واقع من به عنوان يك نسل زدي براي نوشتن نيازمند حضور در چنين جاهايي هستم. راستش انگار كه فكرم باز‌تر مي‌شود و بهتر مي‌توانم كلمات را به دنبال هم قطار كنم. اين يكي از تجربيات تقريبا انحصاري براي ما جوانان است كه اتفاقا دوست داريم در ميان نسل‌هاي ديگر هم آن را گسترش دهيم تا تعامل بين‌نسلي به ‌شكل نسل زدي شكل بگيرد.
 
 
سایر اخبار این روزنامه