رييس شويي

مي‌گويد: فيلم‌ها چطور است؟ مي‌گويم: بيا و ببين! مي‌خندد. مي‌گويم بالاخره خنديدي؟ مي‌گويد: به حرف تو رسيدم كه گفتي شادي سلاح برنده‌اي براي مقابله با كساني است كه از اندوه ديگران شاد مي‌شوند و از گريه ديگران نان مي‌خورند. يادم نيست اين را كي و كجا گفته‌ام. مطمئنا وقتي او به گلشيفته فراهاني حمله مي‌كرد، و من مي‌گفتم داريد مي‌رويد توي تور كساني كه در ذهن‌شان ديكتاتوري ريشه دارد و فكر مي‌كنند همه بايد عين آنها باشند. بعد هم از بازي‌هاي درخشان گلشيفته مي‌گويم و او هم تاييد مي‌كند. گمانم همان‌جا يادم مي‌آيد كه دو نفري برايم پيام فرستادند كه از صفحه اين بازيگر خارج شوم. فقط درخواست‌شان برايم عجيب نبود. عجيب‌تر اين بود كه مرا رصد كرده بودند كه چه كساني را دنبال مي‌كنم و... دوباره مي‌پرسد: فيلم‌ها چطور است؟ می‌گويم بعضي‌های‌شان را به تو نشان بدهند به كارهاي نكرده هم اعتراف مي‌كني. شوخي مي‌كنم ولي فيلمي كه تكانم داده باشد (مثل زماني كه ناخدا خورشيد، هامون، دندان مار، باشو غريبه كوچك، مسافران، درباره الي، بچه‌هاي آسمان، جدايي، دستفروش و... را تماشا كرديم.) مثل زماني كه سوسن تسليمي، گلشيفته فراهاني، فريماه فرجامي و... روي پرده بودند و... ظاهرا فضا باز‌تر شده و خط قرمزها عقب‌تر رفته. همين امروز فيلم كارواش را تماشا كردم كه احمد مرادپور ساخته و از فساد و پولشويي و دست داشتن آدم‌هاي ذي‌نفوذ در آن مي‌گويد. اما ته‌ته‌اش كه دقت مي‌كني انگار اين فيلم‌ها هم قرار است گناهكار را معاونان بدانند(مثل خيلي از فيلم‌هايي كه در اين جشنواره ديديم). انگار فيلم بيشتر از آنكه درباره پولشويي باشد، درباره رييس‌شويي است. شايد اگر يك‌بار ديگر ببيندم و بپرسد فيلم‌ها چطور است؟ بگويم دلم براي بازي‌هاي گلشيفته فراهاني، سوسن تسليمي، گلچهره سجاديه، هنگامه قاضياني و... تنگ شده است و بعد اشاره كنم فيلم‌های نسبتا  خوب هم  ديده‌ام.  بپرسد كدام فيلم‌ها؟ بگويم: چه فرقي مي‌كند تو كه با  سينما  قهر كرده‌اي!
سایر اخبار این روزنامه