قدرت‌نمایی ترامپ نشان‌دهنده هراس از افول جایگاه آمریکاست

سرویس خارجی-
فارن‌افرز در مقاله‌ای با اشاره به قدرت‌نمایی نظامی ترامپ در مناطق مختلف دنیا طی یک سال گذشته آن را نه نشانه قدرت بلکه هراس ترامپ از افول جایگاه آمریکا دانسته است.
استفاده آمریکا از قدرت عریان نظامی طی یک سال گذشته در ایران، ونزوئلا، یمن، نیجریه و تهدید به حمله نظامی به ‌گرینلند شاید در نگاه اول نشان از قدرت گسترده آمریکا حکایت داشته باشد اما به گفته کارشناسان دقیقاً این قدرت‌نمایی از ضعف آمریکا و ترس ترامپ از افول جایگاه آمریکا حکایت دارد. وی پیش از این به صراحت گفته بود یک امپراتوری که در پی توسعه سرزمینی نباشد، سرانجام نابود خواهد شد و شاید درست به همین دلیل است که وی خواهان الحاق کانادا و‌ گرینلند به آمریکا شده است. از سوی دیگر به گفته کارشناسان تضعیف قدرت نرم آمریکا در مجاب‌کردن دیگر دولت‌ها به پیروی از واشنگتن باعث شده است که ترامپ از تنها مؤلفه باقی‌مانده قدرت این کشور یعنی قدرت نظامی به وفور استفاده کند. در یادداشتی تحلیلی در «فارن‌افرز» هم تصویری مشابه از آنچه ترامپ «نمایش قدرت» می‌نامد، ارائه شده و نویسنده استدلال می‌کند که رفتارهای تهاجمی اخیر واشنگتن بیش از آنکه نشانه اعتمادبه‌نفس باشد، بازتاب هراس از افول آمریکا است. فارن‌افرز می‌نویسد: به نظر می‌رسد رویکرد نظامی‌، شاخص سیاست خارجی دونالد ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری او شده است؛ سیاستی که تهدید به استفاده از زور یا اعمال آن را در هر نقطه‌ای که ترامپ صلاح بداند، مجاز می‌شمارد. ترامپ پس از ناآرامی‌ها در ایران، این کشور را تهدید به حملات نظامی کرد. در موضوع‌ گرینلند نیز، که خواهان «مالکیت» آن بود، از ابزار تعرفه و حتی نیروی نظامی سخن گفت. در ظاهر، آمریکا در دوران ترامپ، تصویر یک هژمون مقتدر و غیرقابل پیش‌بینی را ارائه می‌دهد که از برتری بی‌رقیب خود برای بازدارندگی و اجبار بهره می‌برد. به گزارش فارس، فارن‌افرز با مطرح کردن دو پرسش استدلال خود را ادامه می‌دهد و می‌نویسد: اقدامات واشنگتن در قبال ونزوئلا و‌ گرینلند- و توضیحات گاه متناقض دولت درباره اهداف آنها-موجی از نگرانی و سردرگمی در سطح بین‌المللی ایجاد کرده است. ترامپ به جای تمرکز بر همتایان بزرگ‌قدرت مانند چین و روسیه، فشار خود را بر دشمنان دیگر یا حتی متحدانش متمرکز کرده است. موضوعی که فارن‌افرز انگیزه آن را نه اعتمادبه‌نفس افراطی است و نه طرحی پیچیده و هوشمندانه؛ بلکه ریشه در ترس آمریکا توصیف می‌کند: ترس از، ازدست‌دادن جایگاه جهانی و کاهش قدرت نسبی آمریکا در مقایسه با دیگر کشورها.
خطر تحقق ترس


فارن‌افرز در ادامه چالش‌های روبه‌روی آمریکا را «واقعی‌» توصیف می‌کند و اینچنین استدلال می‌کند که ارتش آمریکا دیگر آن برتری بلامنازع گذشته را ندارد. چین ناوهای بیشتری در اختیار دارد، تعداد سربازان فعالش بیشتر است و زرادخانه هسته‌ای‌اش به سرعت در حال گسترش است. برآوردهای پنتاگون نشان می‌دهد چین تا سال ۲۰۳۰ ممکن است هزار کلاهک هسته‌ای عملیاتی داشته باشد- بیش از سه برابر تعداد آن در سال ۲۰۲۰.  به نوشته فارن‌افرز بزرگ‌ترین خطر آن است که تمرکز بیش‌ازحد بر روایت افول، خود به عامل تحقق آن بدل شود. اگر آمریکا به قدرت خود اطمینان داشت، به‌جای درگیری با اروپا بر سر ‌گرینلند، از متحدانش می‌خواست امنیت آن منطقه را تأمین کنند تا منابعش را بر اولویت‌های مهم‌تر متمرکز سازد. اما اعمال فشار بر متحدان، همان شبکه‌ای را تضعیف می‌کند که ستون قدرت آمریکا بوده است. 
ترامپ‌، بزرگ‌ترین تهدید آمریکا
نشریه آمریکایی «هیل» نزدیک به کنگره این کشور هم در گزارشی نوشته است: دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، اکنون جدی‌ترین تهدید علیه امنیت ملی این کشور است. هیل نوشته است، هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا یا دشمن خارجی به اندازه ترامپ توانایی کشور ما را برای پیش‌بینی، جلوگیری و پاسخ به حملات کشورهای متخاصم یا تروریست‌ها تضعیف نکرده است. ترامپ طبق یک ضرب‌المثل معروف چینی به مثابه «گاو نر در مغازه چینی» است که به طرز مخربی به زیرساخت‌های امنیتی که از زمان جنگ جهانی دوم از آمریکا و متحدان ما حفاظت کرده، هجوم برده است. به گزارش ایرنا، هیل می‌نویسد: ترامپ به طرز غیرمسئولانه‌ای سازمان‌های فدرال را از ماموریت اصلی خود در حفاظت از آمریکا منحرف کرده است و هزاران شغل امنیتی را حذف کرده که بیش از ۶۰هزار پست غیرنظامی در وزارت دفاع، حدود ۲هزار شغل در آژانس امنیت ملی و بیش از ۴۰درصد از پست‌ها در دفتر اداره امنیت ملی را شامل می‌شود. به علاوه بیش از ۶هزار و ۴۰۰ وکیل و دیگر کارکنان، وزارت دادگستری را در جریان استعفاها و اخراج‌های سال ۲۰۲۵ ترک کرده‌اند. به نوشته هیل، ترامپ پست‌های امنیت ملی را با افرادی پر کرده که شایستگی مهم آنها این است که از او فرمان می‌برند و در رسانه‌ها از او دفاع می‌کنند. از جمله این افراد پیت هگست وزیر دفاع و تولسی گابارد مدیر امنیت ملی، پم بوندی دادستان کل آمریکا و کش پتل مدیر اف‌بی‌ای هستند. ترامپ همچنین به طرز احمقانه‌ای متحدان خارجی آمریکا را با اعمال تعرفه‌ها، توهین، تهدید، خروج از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، حمایت ناکافی از اوکراین و خواسته‌های غیرعاقلانه برای ملحق‌کردن ‌گرینلند و کانادا به خاک آمریکا آزرده کرده است. 
ظهور نوع جدیدی از تروریسم در آمریکا
روزنامه آمریکایی «واشنگتن‌پست» هم از ظهور شکل جدیدی از خشونت‌های افراط‌گرایانه در آمریکا این‌بار نه بر مبنای یک گرایش سیاسی یا ایدئولوژی مذهبی، بلکه بر مبنای یک جهان‌بینی فلسفی خبر داده است. این روزنامه آمریکایی می‌نویسد: اخیراً مجموعه‌ای از کشتارها و خشونت‌های چشمگیر در آمریکا رخ داده‌اند که تحقیقات درباره آنها به یک دستورکار یا انگیزه سیاسی یا مذهبی قابل شناسایی نرسیده است. عاملان این خشونت‌ها که شامل تیراندازی، بمب‌گذاری و طرح حمله با پهپاد بوده‌اند، چندان ارتباطی با انگیزه‌های آشنای قبلی اعم از طرفداری از حزب دموکرات یا جمهوری‌خواه یا هر حزب یا جنبش سیاسی دیگر، افراط‌گری مذهبی، نژادپرستی یا وابستگی به راست یا چپ افراطی نداشتند. آنها پدیده‌ای جدید بودند. به گزارش ایسنا به نوشته روزنامه واشنگتن‌پست، این مهاجمان در بیانیه‌های خود با قائل‌بودن به فلسفه «پوچ‌انگاری» تنها ابراز به انزجار از بشریت و تمایل به نابودی تمدن بشری کرده‌اند. اکنون مقامات ضابط قانون و دادستان‌های فدرال آمریکا این خشونت‌ها را تحت یک دسته‌بندی معاصر جدید به نام «پوچ‌انگاری» توصیف کرده‌اند. این به منزله احیای یک دیدگاه فلسفی قرن نوزدهمی است که وجود حقیقت اخلاقی و معنا در جهان را انکار می‌کند. به نوشته واشنگتن‌پست آنچه در عصر کنونی کار تروریست‌های پوچ‌انگار برای اجرای حملات‌شان را راحت کرده، دسترسی آنها به اینترنت و ابزارهای آن نظیر هوش مصنوعی است، در حالی که در دهه‌های گذشته، افرادی که نفرت از جامعه پیدا می‌کردند، معمولاً برای برنامه‌ریزی حملات به مشکل برمی‌خوردند. اینترنت اکنون دانش‌های فنی و تخصصی را در دسترس آنها گذاشته و هر چند که خود این عوامل دچار بیزاری از جامعه هستند اما فن‌آوری به آنها همچنان امکان یافتن اجتماع خود را به آنها داده است.