روزنامه اعتماد
1404/11/23
تاملي بر دگرگوني سوگواري در ايران
سوگواري براي جانباختگان و قربانيان حوادث تلخ، واكنشي عميقا انساني و اجتماعي است كه همزمان كاركردي رواني و جمعي دارد. انسانها از خلال سوگواري ميكوشند بار فقدان عزيزان خود را سبكتر كنند و احساس تنهايي در مصيبت را كاهش دهند. در جامعه ايران، سوگواري همواره در بستر آيينها، مناسك مذهبي و فرهنگهاي محلي معنا يافته و علاوه بر تسكين فردي، نقش مهمي در بازتوليد همبستگي اجتماعي ايفا كرده است. با اين حال، گسترش شبكههاي اجتماعي، اين تجربه ديرپا را وارد مرحلهاي تازه كرده و شكل نويني از سوگ جمعي، يعني سوگواري مجازي را پديد آورده است كه پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي قابل تاملي به همراه دارد. در گذشته، سوگواري عمدتا در محدوده خانواده، محله يا اجتماع محلي رخ ميداد و در چارچوب روابط چهره به چهره و نظم نمادين نسبتا تثبيتشدهاي قرار داشت. اما سوگواري مجازي به واسطه ويژگي فرازماني و فرامكاني رسانههاي ديجيتال، مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي را درنورديده است. يك حادثه تلخ ميتواند در زماني كوتاه به مسالهاي ملي يا فراملي تبديل شود و احساس اندوه مشتركي را در ميان ايرانيان در نقاط مختلف كشور و خارج از مرزها برانگيزد. اين وضعيت، از يكسو ظرفيت مهمي براي تقويت همبستگي و هويت ملي فراهم ميكند و از سوي ديگر، الگوي تازهاي از تجربه جمعي سوگ را شكل ميدهد كه الزاما پايدار و عميق نيست. سوگواري مجازي در مقايسه با سوگواري چهره به چهره، از تنوع و خلاقيت بيشتري برخوردار است. كاربران با استفاده از تصاوير گرافيكي، پوسترهاي هنري، شعر، دلنوشته، موسيقي و ويديو، روايتهاي متكثري از سوگ ميآفرينند كه برخي از آنها به سرعت فراگير ميشوند. آثار هنري ديجيتال هنرمندان ايراني به يكي از خميرمايههاي اصلي سوگواري مجازي تبديل شده است. با اين حال، اين خلاقيت رسانهاي، سوگواري را به پديدهاي وابسته به منطق ديده شدن و بازنشر بدل ميكند؛ منطقي كه اغلب به افول سريع سوگ ميانجامد. برخلاف سوگواري سنتي كه فرآيندي زمانمند بود، سوگواري مجازي معمولا پس از موج اوليه شوك، با فروكشكردن هيجانات، به سرعت كاهش مييابد.يكي از مهمترين دگرگونيها، گسست نسبي سوگواري مجازي از روابط كنترلي قدرت است. در گذشته، سوگواري تا حد زيادي در چارچوبهاي رسمي و عرفي هدايت ميشد و امكان نقد در آن محدود بود. اما فضاي مجازي بستري فراهم كرده كه در آن، سوگ ميتواند به «سوگواري انتقادي» بدل شود. اين سوگواري نهتنها به فقدان ميپردازد، بلكه ساختارهاي توليدكننده رنج را نيز به پرسش ميكشد. اين ويژگي امكان بيان خشمهاي فروخورده و مطالبات اجتماعي را فراهم ميكند، اما همزمان ميتواند شكاف ميان مردم و حاكميت را برجستهتر سازد. در اين ميان، خميرمايه فرهنگي سوگواري نيز دستخوش تغيير شده است. اگرچه سوگواري انتقادي در ايران سابقهاي طولاني و پيوندي عميق با مذهب دارد، اما در فضاي مجازي به تدريج شاهد فاصلهگيري از عناصر صرفا مذهبي و گرايش به عناصر انساني، ملي و مدني هستيم. اين دگرگوني گاه به وارونگي نمادين ميانجامد؛ جايي كه طنز تلخ، كنايه اعتراضي يا استفاده خلاقانه از نشانهها جايگزين نمادهاي متعارف اندوه ميشود و سوگ را به كنشي اعتراضي بدل ميكند. در دو سال اخير، هوش مصنوعي نيز به عنوان عاملي نوظهور، نقشي موثر در سوگواري مجازي يافته است. الگوريتمها تعيين ميكنند كدام روايتهاي سوگ برجسته شوند و كدام به حاشيه بروند. ابزارهاي هوش مصنوعي توليد پوسترهاي سوگواري، بازسازي تصاوير جانباختگان و نگارش متنهاي تسليت را آسان كردهاند. اين روند مشاركت در سوگواري را افزايش ميدهد، اما همزمان با خطر استانداردسازي احساسات و كالايي شدن سوگ ميتواند از تيزي و ظرفيت انتقادي سوگواري بكاهد. در مجموع، سوگواري مجازي در ايران پديدهاي دووجهي است. از يك سو، با اشتراكگذاري عواطف ميتواند به همبستگي ملي كمك كند و از سوي ديگر، بستري براي بروز خشمهاي اجتماعي و انتقاد از قدرتمندان فراهم ميآورد. فهم انتقادي دگرگوني سوگواري در ايران، شرطي ضروري براي درك تحولات اجتماعي و پيامدهاي هشدارآميز آن است. اين فهم نشان ميدهد كه ناديده گرفتن اندوه عمومي ميتواند به انباشت نارضايتي بينجامد. در نتيجه، اقداماتي چون ابراز همدردي رسمي و بازتاب احساسات عمومي در فضاهاي شهري و رسانههاي ملي ميتواند از شدت اين نارضايتي بكاهد.
سایر اخبار این روزنامه
در برابر مردم مسوولیم
بازخوانی نارساییهای امروز ارجاع غلط به گذشته مردود
چرايي عدم تحقق گفتوگوهاي سازنده
تاملي بر دگرگوني سوگواري در ايران
شور و شوق در مدرسه مسالهاي مديريتي
۲۲ بهمن الگوي انقلاب بدون خشونت
بازگشت به مسیر گفتوگوی ملی
اپوزيسيون جوان
دوراهي اقتصاد ايران
ذهن فرمانروايي كريمخان زند...
محلهها موتور سرمايه اجتماعياند
چرا بازار ميريزد؟
احياي امر اجتماعي براي ايران
لمس نهنگ با كتاب لاك
نهادهاي مدني فعال

