روزنامه اعتماد
1404/11/23
شور و شوق در مدرسه مسالهاي مديريتي
وقتي از شور و شوق در مدرسه صحبت ميكنيم، معمولا فكرمان به سمت برنامههاي شاد يا فعاليتهاي فوقبرنامه ميرود؛ گويي با افزودن چند برنامه جانبي ميتوان مسالهاي عميق را حل كرد. اما تجربه چند سال كار نگارنده در مدارس مختلف نشان ميدهد كه واقعيت متفاوت است. به عنوان نمونه، در يكي از اين مدارس حتي دانشآموزان پرانرژي وقتي با كلاسهاي خشك و قوانين بدون انعطاف مواجه ميشدند، انگيزهشان كم ميشد و شور و شوق روزمره آنها تحت تاثير قرار ميگرفت. شور و شوق واقعي از برنامههاي مقطعي به وجود نميآيد، بلكه وقتي شكل ميگيرد كه مديريت، روابط انساني و معني حضور در مدرسه درست باشد. مدرسهاي كه شور و شوق در آن كمرنگ است، الزاما مدرسهاي ضعيف از نظر محتواي آموزشي نيست، اما به تدريج دچار نوعي فرسودگي خاموش ميشود. برخي از مهمترين نشانههاي اين فرسودگي در بيحوصلگي دانشآموزان، خستگي مزمن معلمان و نگراني دايمي اوليا خود را نشان ميدهد؛ نشانههايي كه براي بسياري از خانوادهها و معلمان، تصويري آشنا از زندگي روزمره مدرسه است. در چنين فضايي، حتي برنامههاي درسي دقيق و استاندارد نيز اثرگذاري خود را از دست ميدهند، چراكه يادگيري بدون انگيزه، معمولا به انباشت اطلاعاتي ناپايدار محدود ميشود. نكتهاي كه به نظر ميرسد در بسياري از مدارس ناديده گرفته ميشود، اين است كه انگيزه را نميتوان به دانشآموز تحميل كرد. شور و شوق وقتي شكل ميگيرد كه دانشآموز حس كند ديده ميشود و حضورش معنا دارد، نه اينكه مجبور باشد. وقتي مدرسه بر ترس از خطا و اطاعت بيچونوچرا استوار باشد، انتظار شور واقعي غيرمنطقي است. دانشآموز زماني با مدرسه همراه ميشود كه احساس كند فهميده ميشود و نقش او فراتر از دريافتكننده صرفِ دستورالعملهاست. بهزعم نگارنده، مدرسه باانگيزه مدرسهاي است كه در آن يادگيري معنا پيدا ميكند.با اطمينان بالايي نيز ميتوان گفت كه اين معنا زماني شكل ميگيرد كه دانشآموز بداند چرا ميآموزد، تلاشش ديده شود و فضاي گفتوگو جايگزين سكوت تحميلي شود. در چنين شرايطي، شور و شوق از يك هيجان زودگذر فراتر رفته و پيامد طبيعي انگيزهاي پايدار براي يادگيري خواهد بود، انگيزهاي كه ميتواند برنامه درسي را نيز زنده و اثرگذار كند. در اين ميان، نقش مدير مدرسه نقشي محوري است، هرچند نه مطلق. مدير در كنار اينكه هماهنگكننده امور اداري است؛ در چارچوب محدوديتهاي ساختاري، يكي از مهمترين سازندگان فضاي رواني مدرسه نيز هست. رفتار او با معلمان و برخورد با خطاها، تاثير زيادي روي فضاي مدرسه ميگذارد. وقتي معلم احساس امنيت كند، دانشآموزان نيز باانگيزهتر خواهند بود. پيوند شور و شوق مدرسه با سلامت روان و آينده اجتماعي دانشآموزان نيز مسالهاي بسيار حايز اهميت است. تجربه مدرسه، بخشي از تجربه زيستن در جامعه است. دانشآموزي كه مدرسه را فضايي امن و انساني تجربه ميكند، در آينده نيز با اعتماد و مسووليتپذيري بيشتري وارد جامعه ميشود. ناديده گرفتن اين موضوع ميتواند هزينهاي اجتماعي باشد كه پيامدهاي آن در بلندمدت آشكار خواهد شد. نسلي كه مدرسه را فضايي ناامن تجربه ميكند، در آينده نيز با بياعتمادي و فاصلهگيري از مسووليتهاي اجتماعي وارد جامعه خواهد شد. به صورت كلي، اگر بنا بر متحول شدن آموزشوپرورش باشد، بخش اندكي از آن ارجاع به آييننامهها و دستورالعملها دارد. نقطه شروع، مدرسه است؛ همانجا كه هر روز انسانهايي واقعي با تواناييهاي متفاوت گرد هم ميآيند. توليد شور و شوق در مدرسه يعني ايجاد انگيزه و معنا. اگر امروز به اين موضوع اهميت ندهيم، فردا بايد بهاي آن را بپردازيم.
سایر اخبار این روزنامه
در برابر مردم مسوولیم
بازخوانی نارساییهای امروز ارجاع غلط به گذشته مردود
چرايي عدم تحقق گفتوگوهاي سازنده
تاملي بر دگرگوني سوگواري در ايران
شور و شوق در مدرسه مسالهاي مديريتي
۲۲ بهمن الگوي انقلاب بدون خشونت
بازگشت به مسیر گفتوگوی ملی
اپوزيسيون جوان
دوراهي اقتصاد ايران
ذهن فرمانروايي كريمخان زند...
محلهها موتور سرمايه اجتماعياند
چرا بازار ميريزد؟
احياي امر اجتماعي براي ايران
لمس نهنگ با كتاب لاك
نهادهاي مدني فعال

