روزنامه اعتماد
1404/11/23
ذهن فرمانروايي كريمخان زند...
مريم مهدوياصل ٭اشاره - از مرگ كريمخان زند، وكيلالرعاياي ايران۲۴۸ سال ميگذرد. نام نيك «كريمخان زند»، هيچ روزي از ذهن و حافظه جمعي ما ايرانيان پاك نشده و نميشود، چراكه او، تنها حكمران و فرمانروايي در تاريخ ايران بوده و هست كه هرگز خود را پادشاه نخواند و گفت: من وكيلالرعايا يا وكيل مردم هستم. هر چند از اسناد تاريخي كريمخان زند، جز چند برگ در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه پيدا نميشود، اما جاي بسيار خوشبختي است كه با جستوجوي روزانه در يكسالونيم اخير و به ويژه در بخش خطي كتابخانه مجلس، بالاخره به منابع نفيسي از زندگي دوران كريمخان زند دسترسي پيدا كرديم تا گزارش امروز را درباره ويژگيهاي فرمانروايي و البته مرگ مشكوك و مرموز او به نگارش در بياوريم. جستوجويي كه از سال ۱۳۹۶ در آرشيو اسناد دارالخلافه قاجاريه در اداره اسناد وزارت امورخارجه آغاز كردم و اكنون ميدانم كه ارزش اين جستوجو در اين است كه ما ايرانيان، نه تنها در آرزوي بازگشت آرامش، رفاه و صلح سه دهه فرمانروايي كريمخان زند در ايران هستيم كه تا ۱۲۷ سال پس از مرگ او، يعني در عصر حكومت مظفرالدين شاه قاجار، همچنان مردم از او با عنوان «كريمخان وكيل» ياد ميكردند، البته مرگ مشكوك و مرموز كريمخان زند چيزي نيست كه ايرانيان به راحتي از آن بگذرند، بلكه با پژوهشهاي بيشتر كه فقط با دسترسي به اسناد تاريخي امكانپذير است، تكليف اين راز ۲۴۸ساله روشن ميشود و در نتيجه برخی درد و رنجهاي پنهان و آشكار نسل در نسل مردمان ايران كه بر اثر تهاجم و تجاوزهاي چندجانبهگرايي اروپاي غربي نوظهور ايجاد شده، پايان مييابد. هر چند كه نبايد اين مساله را از ذهن دور بدانيم كه پيشدرآمد تمامي اين حوادث امنيتي، نظامي و اقتصادي استعمارگران غربي در ايران، از زمان شاه سلطان حسين صفوي آغاز شده كه متاسفانه ما اكنون با كمترين دسترسي به اسناد تاريخي اين دوره روبهرو هستيم.
ماندگاري نام كريمخان وكيل
محمدحسين ذكاءالملك فروغي (پدر) و محمدعلي فروغي (پسر) در سال ۱۳۱۸ق. و در دوره حكومت مظفرالدين شاه قاجار در كتاب خطي با چاپ سنگي «دوره ابتدايي از تاريخ عالم - تاريخ ايران» درباره تاريخ زنديه نوشتهاند: «... كريمخان زند مدت بيست سال تقريبا بفراغت سلطنت كرد لكن هيچ وقت اسم پادشاهي بر خود نگذاشت و هميشه خويش را وكيلالرعايا ميخواند لهذا اين پادشاه زند معروف به كريمخان وكيل است لكن پوشيده نيست كه او يكي از حكمرانان بسيار خوب ايران شمرده شده و اوان سلطنت او براي رعاياي ستمديده اينمملكت [اين مملكت] زمان راحت و آسايش بوده خود شخصا خيلي ميل بخوشگذراني داشت و ميخواست عموم مردم اين كشور نيز آسوده و خوش باشند امروز صد و بيست و هفت [۱۲۷] سال از فوت كريم خان وكيل ميگذرد و هنوز از بزرگواري و رافت او سخن ميگويند و ميل او بسادگي و ترك آرايش و اسباب تجمل و زينت معروف است اين پادشاه مخصوصا عمارتكننده بوده و در شيراز پايتخت [پايتخت] خود ابنيه بسيار دارد كه هم باسم وكيل ميباشد و عمده عمارات قابل ذكر شيراز حالا همان ساختههاست. سلطنت كريمخان وكيل غير از رفع اغتشاش و دفع طغيان سركشان واقعه مهمي ندارد فقط آن پادشاه در سنوات آخري از عثماني مكدر شده قشوني فرستاده بصره را تصرف كرد ولي مجال نيافت كه اين جنگ را امتداد دهد و در اثناي واقعه درگذشت (۱۱۹۳) ...[در حالي كه اعداد مختلف از ۲۳ تا ۳۰ سال براي فرمانروايي كريمخان زند وجود دارد، اما درجدول اسامي سلاطين زنديه با سال جلوس و وفات و مدت سلطنت در همين كتاب نوشته شده كه مدت سلطنت كريمخان ۳۰ سال است كه سال جلوس ۱۱۶۳ و سال وفات ۱۱۹۳ قمري است]»
همچنين در كتاب خطي با چاپ سنگي «تاريخ اول بناي اصفهان» به قلم حسن انصاريجابري و كتاب خطي «كراسه المعي» با قلم غلامحسين افضل الملك المعي كه در بخش چاپ خطي، سنگي و سربي كتابخانه مجلس نگهداري ميشوند، به تاريخ دوره زنديه و شخص وكيلالرعاياي ايران پرداخته شده كه پژوهشگران و روزنامهنگاران براي اطلاعات بيشتر ميتوانند به اين دو اثر اسنادي - پژوهشي مراجعه كنند.
تاريخ سرجان مالكوم انگليسي
در كتاب «تاريخ سرجان مالكوم» كه ابتدا در هندوستان از انگليسي به فارسي ترجمه شده و سپس شيخ محمد الاصفهاني آن را تصحيح كرده و در مطبعه ناصري واقع در بمبئي (هندوستان) چاپ كرده، در پشت جلد آن خوانندهاي كه احتمالا اين كتاب را به كتابخانه مجلس هديه داده و در مجموعه «محمد گلبن» ثبت شده، نوشته است: «ترجمه فارسي تاريخ ملكم به دستور انگليس يا در هندوستان انجام شده است و حاوي بسياري از نكات متن انگليسي نيست. كليه مسائلي كه ممكن بود به خاندان قاجار برخورد (خواه تعريف از زنديه و خواه نقد از قاجار) به چاپ نرسيده است. اما چون تاريخ ملكم [مالكوم] مهمترين منبع تاريخ زنديه و اوايل قاجار است (با ملاقاتهاي شخصي سرجان ملكم مثلا با اعتمادالسلطنه [ابراهيمخان كلانتر] و غيره) شايستگي يك ترجمه كامل و صحيح جديدي از روي متن انگليسي دارد.»
بر همين پايه، جان مالكوم انگليسي در بخشي از اين كتاب درباره «ذكر سلطنت كريمخان زند» نوشته است: «... بيست و شش سال عليالاستقلال سلطنت كرد و در بيست سال بدون منازع و مخالف فرمانرواي مملكت ايران بود تعريف طبيعت وي خالي از اشكال نيست كمتري از صفات سلاطين مستقل در وي بود بزرگيرا [بزرگي را] دوست ميداشت لكن خشونت طبعي كه غالبا لازمه اينگونه مزاج افتاده است، نداشت. مزاجش در شدت و رخا [نرمي] و جنگ و صلح بر يك تيره [گونه، جنس] و يك نهج [راه روشن، حالت، رويه] بود در جميع ايام حيات نوع سادگي مردانه در طبيعت داشت كه هرگز اعتنا بمزخرفات پادشاهي نكرد و همچنين از صفت مكر و حيله كه غرور و خيلا [تكبر، خودبيني] را پرده تواضع و فروني ميپوشد بري بود اگرچه مروت بر مزاجش غلبه داشت اما بعضي اوقات عقوبت سخت ميكرد و كسانيكه شديدالعمل بودند بر دشمنان باغي و رعاياي ياغي ميگماشت تا باعث رعب و هراس ايشان شوند خصم ذليل يا نادم هرگز از وي مايوس نشد... رعايت لوازم مذهب با حسن وجه مينمود اما سخت رو و سختگير نبود... تعليم و تربيت نيافته بود منقول است كه حتي نوشتن هم نميدانست از نسب و حالات اوايل عمرش معلوم ميشد كه اينگونه كمالات نه هرگز داشته است و نه هم ميخواست كه داشته باشد پسر يكي از امراي كوچك ايلات صحارنشين [صحرانشين] بايد در همان هنرهاييكه لايق حال او بود امتيازي داشته باشد و كريمخان را در اين امور امتياز كلي بود سواري بيعديل [بيهمتا] بود و قوت بدني زياد و در استعمال اقسام آلات حرب حذاقتي [چيرهدست، استادي] وافر و اندامي چست و چالاك داشت اگرچه خود از كسب علوم بيبهره بودي اما علما را اعزاز و احترام و ديگرانرا [ديگران را] بتحصيل دانش ترغيب و تشبيب فرمودي دربار او مرجع ادبا و مجمع فضلا بود عمارت سعديه و حافظيه شيراز از بناهاي اوست...»
وكيلالرعاياي ايران از ديدگاه سرتيپ روسي
نخستين كتاب خطي كه در بخش خطي كتابخانه مجلس، درباره كريمخان زند پيدا كردم، كتاب «محاربات نادري» است كه شوق و ذوق بيشتري را براي جستوجويهاي بعدي در من ايجاد كرد. در مقدمه كتاب خطي «محاربات نادري»، ترجمه از روسي به فارسي نوشته شده است: «... درباره تاريخ نادرشاه افشار و دقايق وقايع جهانباني و شرح ايام جهانگيري و كشورستاني آن شهريار [ناخوانا] كه از مفاخر جليله وطنيه ما است و مسيو كشمِش اُف سرتيپ از دانشمندان روسي تاليف نموده و در تاريخ ۱۳هجري بامر وزارت امورخارجه مرحوم ميرزا سيد مصطفي خان جزائري (عونالسلطنه) مترجم زبان روسي بفارسي ترجمه و اين بنده حسن ساعد رضايي (ساعدالدوله) داراي نشان طلاي علمي از درجه اول كه در آن ايام تازه بخدمت وزارتخارجه وارد و با سمت مترجمي اول زبان فرانسه و انگليسي مشغول خدمت بود حسبالامر وزارت متبوعه مامور انشاء و تحرير آن گرديده و آن را كسوت اعتبار و پوشانيده و شاهد معاني را بطراز الفاظ آرايش داده بقلم خود تحرير و بوزارت امورخارجه تقديم نمود و اكنون براي استفاده عموم هموطنان خويش به طبع و انتشار نسخه از كتاب مزبور كه در آن دوران بقلم محمد امجد رضايي (امجدالممالك) عضو سابق وزارت امورخارجه استنساخ و نگارش يافته بود مبادرت گرديد [در دوره مظفرالدين شاه قاجار ترجمه شده است]»
در ادامه در بخشهايي از اين كتاب درباره كريمخان زند نوشته شده است: «سر اينكه اهالي ايران باين اندازه كريمخان را دوست ميداشتند اين بود كه كريمخان برخلاف شيوه سلاطين سابق ايران باحدي [به احدي] ظلم و جور نميكرد و بهرجا كه قدم وي ميرسيد اذيت و مردمآزاري اشرار بكلي موقوف ميشد و بهمين ملاحظات ايرانيها فوقالعاده بسلطنت او مايل بودند... انگليسها از وضع تجارت و ثروت ايرانيها اطلاع يافتند كريمخان تنها نه همان در خصوص تجارت ايران سعي و كوشش نمود، بلكه با كمال جد و جهد از روي علم و بصيرت در مقام صرفهجويي دولت هم بود، زيرا در سنوات اخيره بواسطه بينظمي مملكت ماليات بهطور سابق عايد دولت نميشد و بهمين ملاحظه دولت پريشان و بيبضاعت شده بود و از مستاجرين و زارعين و رعايا بيشتر ملاحظه مينمود و رعايت آنها فوقالعاده مطمح نظرش بود، چراكه مالكين املاك خود را بمبالغ گزاف اجاره ميدادند و مستاجرين بيچاره ميبايستي هم وجه اجاره ملك را بدهد و هم ماليات ديوان را بپردازد و بهطوري عرصه بر مستاجرين تنگ بود كه بهيچوجه نميتوانستند لقمه ناني بجهت معاش خود به دست آورند و بدين جهت عمل فلاحت و زراعت ايران در اختلال و اندراس [از ميان رفتن، كهنگي] بود و اهالي يوماً فيوماً [روزبهروز] فقر و فاقهشان مضاعف گرديد ولي كريمخان قانوني تاسيس كرده بموجب آن قرار شد مستاجرين وجهي بمالكين املاك بدهند ولي به هر حال بيشتر از صدي ده بنا شد ندهند و نيز قرار شد كه مالكين هم از سهم خود مالياتي معين بخزانه دولت عايد دارند و تا آنزمان مالكين در ايران ديناري ماليات نميدادند و نتيجه تمام زحمات كريمخان اين بود كه مزارع و قري و قصبات و ولايات ايران روزبروز حاصلش در ازدياد بود و رعايا با نهايت دلگرمي مشغول زراعت بودند و در اندك مدت داراي مكنت و ثروت شدند و موجبات آسايش عموم ناس فراهم آمد بهر تقدير كريمخان در نظم مملكت و منع و دفع اشرار هم زحمات زياد متحمل شد تا اينكه عاقبت بمقصود رسيد و در زمانيكه سلاطين ايران در تغيير و تبديل بودند نه تنها همان سارقين و اشرار بدزدي اشتغال داشتند، بلكه اهالي دهات هم بدينكار ميپرداختند و علتش اين بود كه چون دزدها اموال اهالي دهات را ميبردند اهالي هم محض تحصيل معاش دهات همسايه خويش را غارت مينمودند و بهمين وضع و ترتيب عموم اهالي دهات اموال يكديگر را سرقت ميكردند تا اينكه بواسطه قوانين محكمي كه كريمخان اجرا نمود اشرار دست از شرارت و مردمآزاري كشيدند و از اين شرح ذيل معلوم ميشود كه در اوان سلطنت كريمخان ممالك ايران تا چه حد منظم بوده.... بنا بر عقيدت مورخين اياميكه [ايامي كه] مملكت ايران در تزلزل و اضطراب بود و سلاطين آن دايما در تبديل و انقلاب بودند كريمخان با كمال رافت و عطوفت با مردم راه ميپيمود و بجاذبه حسنخلق جذب قلوب ميكرد و با هركس سروكاري داشت هميشه در انجاح [انجام] مقاصدش ميكوشيد و در واقع اين شخص ديپلومات براي مستقبل ايام خويش اين قسم تواضع و فروتني ميكرد ولي با اينحال بعد از اجراء نيت و رسيدن بدولت و سلطنت باز هم بمردم مهربان و روف [رئوف] بود و خانهاش براي عموم مردم گشاده و صلاي عام داده دايما ارباب حوائج بجهه [به جهت] اصلح مهمات عظيمه يا اخذ مواهبت سنيه [سنتي] تردد مينمودند يا اينكه فقط بجهه زيارت پادشاه عزيز خود ميامدند و نسبت بهمه از طرف كريمخان ترضيه خاطر بعمل ميامد و در ايام پادشاهي كريمخان بهترين روزهاي خوشبختي [خوشبختي] و كامكاري اهل ايران بوده و تاكنونهم [تاكنون هم] اهالي ايران ذكر خير آن پادشاه بزرگ را از زبان نينداختهاند...»
بيماري مرموز فرمانرواي ايران در ۱۱۹۳ق.
در حالي كه ابراهيم تيموري، مورخ، نويسنده و ديپلمات در پانويس كتاب «دو سال آخر» و بر اساس منابع فارسي نوشته كه كريمخان زند، احتمالا در نتيجه ابتلا به بيماري سل در شيراز درگذشته است، اما روايت كتابهاي خطي كتابخانه مجلس درباره مرگ كريمخان زند حكايت از «دل درد» او دارد. چنانكه محمدصادق الموسوي متخلص بنامي، در مقدمه كتاب خطي «تاريخ گيتيگشا» نوشته كه به درخواست محمدجعفرخان زند به نگارش ايام دولت زنديه پرداخته و البته تكميل و پايان نگارش اين كتاب، تاريخ ۲۲ شهر ربيعالاول۱۲۸۴و در زمان ناصرالدين شاه قاجار ثبت شده است. اما از آنجا كه اين اثر تاليفي، نزديكترين روايت در دوره حكومت كريمخان زند است، نويسنده در بخش مرگ وكيلالرعاياي ايران نوشته است: «... مدتي بود كه مزاج اقدس شهريار زمان از حد اعتدال منحرف و آفتاب ذات با بركات از حدوث علل منخسف [پوشيده، تاريك] گرديده وجود مسعود از عينالكمال آفت ديده ناخوشيهاي متعاقب يكديگر بمزاج وهاج [درخشنده] رسيده بود حكماي حذاقت بيشه و اطباي صاحي انديشه چندانكه در معالجه اهتمام مينمودند و جلا بهاي مجرب بر آن جناب مينمودند چاره كار و معالجه آن آزار نميشد ليكن ضعفي در مزاج مستولي بود كه گاه مريض صاحب بستر و گاهي اندك بهتر و بحركت بيرون و درون قادر بودند تا روز دوازدهم شهر صفر سال هزار و يكصد و نود و سه قولنجي عارض و وجع [درد و بيماري] روي باشتداد آورد و معالجات اطبا بهيچوجه مفيد نيفتاد و درد شكم لحظه به لحظه روي در تزايد نهاد و تا روز سيزدهم واقعه ناگزير كه برنا و پير را از آن چاره و شاه و گدا را از آن كناره ممكن نيست روي داد و طاير روح او از اين كهن آشيان بجانب نزهت سراي جنان بال طيران گشاده و در خطه شيراز از سوگواري كوچك و بزرگ و ناله نفير تازي و ترك آشوب رستخيز ظهور نمود [۱۱۹۳ق.]»
منابع: بخش خطي و همچنين چاپ سنگي
و سربي كتابخانه مجلس
٭ روزنامهنگار و پژوهشگر
سایر اخبار این روزنامه
در برابر مردم مسوولیم
بازخوانی نارساییهای امروز ارجاع غلط به گذشته مردود
چرايي عدم تحقق گفتوگوهاي سازنده
تاملي بر دگرگوني سوگواري در ايران
شور و شوق در مدرسه مسالهاي مديريتي
۲۲ بهمن الگوي انقلاب بدون خشونت
بازگشت به مسیر گفتوگوی ملی
اپوزيسيون جوان
دوراهي اقتصاد ايران
ذهن فرمانروايي كريمخان زند...
محلهها موتور سرمايه اجتماعياند
چرا بازار ميريزد؟
احياي امر اجتماعي براي ايران
لمس نهنگ با كتاب لاك
نهادهاي مدني فعال

