آویزان شدن به ترامپ و دیدن خواب‌های مغشوش

این نوشتار را با سخنی ماندگار از زنده یاد جلال آل‌احمد آغاز می‌کنم: «غرب‌زدگی... چیزی است در حدود سن‌زدگی، دیده‌اید که گندم را چطور می‌پوساند از درون؟ پوسته سالم برجاست، اما فقط پوست است... سخن از یک بیماری است. عارضه‌ای از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده. مشخصات این درد را بجوییم و علت یا علت‌هایش را و اگر دست داد راه علاجش را.» (آل‌احمد، جلال، غرب‌زدگی، ناشر: اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا و امریکا [به دلیل ممنوعه بودن این اثر در دوران پهلوی]، ص۵)
در سال‌های اخیر، تشدید بحران جهان سرمایه‌داری، چهره واقعی این نظام سیاسی را عریان‌تر، و روی کار آورده شدن فردی در واشینگتن (که از آشکار کردن نژادپرستی خود ابایی ندارد) به جای جلوگیری از سقوط اقتصاد امریکا به جایگاهی بسیار پایین‌تر از چین، تضاد‌های واشینگتن با اروپا را جدی‌تر کرده و به گرایش غرب به پکن افزوده است. همچنین روند افزایشی نفرت از پایگاه نژادپرستی در فلسطین اشغالی، حتی در میان ملت‌های اروپایی و مردم امریکا، غیر قابل تصور است؛ این بدان معنی است که واشینگتن در اولویت سیاست خارجی خود که پشتیبانی از افراطی‌ترین نژادپرستان حاکم شده بر منطقه است، ناکام مانده و قابلیتی از خود نشان نداده است. تحولات اخیر که به زلزله تعبیر شده، اروپا و حتی کانادا را به انعقاد قرارداد‌های کلان با چین سوق داده است. در این میان، ایران با پشت سر گذاشتن هجمه‌ها، توطئه‌ها وخصومت‌ورزی‌های پیدا و پنهان پایگاه نژادپرستی و امریکا، آبدیده‌تر، و ملت امیدوارتر از هر زمان (آن‌گونه که در تظاهرات ۲۲ بهمن جهان مشاهده کرد) در عبور از عداوت‌ورزی‌ها شده است. در چنین شرایطی که حتی اروپا، اتحاد دیرینه جهان سرمایه‌داری را در حال فروپاشی و امید خود به امریکا به عنوان پیش‌قراول نظام سرمایه‌داری را کاملاً از دست رفته می‌بیند، برخی غرب‌زده‌های داخلی هیچ فرصتی را برای آرایش نظام سرمایه‌داری (که اساس آن بر نژادپرستی گذاشته شده) از دست نمی‌دهند. هر زمان جنایات این نظام زیاده‌خواه آشکارتر می‌شود چنین جماعت به تعبیر جلال «بیمار» که با به قدرت رسیدن ترامپ و آویزان شدن به وی، خواب براندازی جمهوری اسلامی ایران را می‌بینند در صدد تشدید تضاد‌های داخلی با هدف جلوگیری از گسترش شناخت نظام سرمایه‌داری برمی‌آیند. در حالی که سازمان تروریستی مجاهدین خلق، خود با صدور بیانیه‌ای معترف است که در غائله اخیر حضور فعال داشته و طبعاً همچون قاتلان حرفه‌ای عمل کرده است و هکذا، تروریست‌های سلطنت‌طلب با هدایت علنی پایگاه نژادپرستان در فلسطین اشغالی به خشونت دعوت شدند و فجایع کم نظیری آفریدند، این غرب‌زده‌های دوآتشه داخلی همچون علی شکوری‌راد، با هدف تطهیر غرب سرمایه‌داری، حاکمیت را مسبب جنایت این عوامل عنوان می‌کنند! در حالی که امریکا بعد از برانگیخته شدن احساسات ملت ایران از وحشی‌گری عواملشان مجبور شد یک بار دیگر مجاهدین را تروریست قلمداد کند! البته تا کنون بار‌ها این سازمان تروریستی در فهرست قرار گرفته و عنداللزوم خارج شده است! این رویه‌های متضاد، خود یکی از زمینه‌های شناخت فریبکاری‌های غرب سرمایه‌داری است. نکته‌ای که باید در آن تأمل کرد آن است که آیا صرفاً دستگیری این بیماران راه علاج است؟ به‌طور قطع روی کار آورده شدن ترامپ در امریکا با گذشت زمان بر حجم رسوایی‌ها خواهد افزود و غرب‌زده‌های داخلی در آرایش نظام سرمایه‌داری ناکام خواهند ماند؛ بنابراین مقاومت روز افزون و آگاهانه ملت در برابر برخورد‌های نژادپرستانه بد خواهان ایران، خود بهترین راه مهار این چنین بیمارانی خواهد بود؛ به عبارت دیگر عامل شناخت مداخلات، یک بار دیگر بیگانه را در ایران زمین‌گیر خواهد ساخت و بالتبع غبار غرب را از ساحت سیاست این مرز و بوم خواهد شست.