روزنامه جوان
1404/12/02
ماشاءالله آن را گفتی این را هم بگو!
جوان آنلاین: ماشاءالله شمسالواعظین عضو شورای اطلاعرسانی دولت گفته نباید صداوسیما تصاویر هدفقرارگرفتن ساختمان شیشهای صداوسیما را به رایگان در اختیار صهیونیستها میگذاشت، زیرا «زیباترین قاب را به مجانیترین شکل ممکن به دنیا عرضه کردیم. اسرائیلیها بسیار از آن عکس بهرهبرداری کردند و گفتند ما مرکز اقتدار تبلیغاتی حکومت ایران را متلاشی کردیم». شاید برخی این حرف را درست بدانند. فعلاً ما با درستی یا نادرستی واقعی این اقدام صداوسیما کاری نداریم. اما شمس که این اقدام را نادرست میداند و در شورای اطلاعرسانی دولت نیز حضور دارد باید شبیه همین تذکر را به چندین مقام دولتی بدهد. در ایام پس از جنگ دوازدهروزه چند مقام ارشد دولتی بارها با آب و تاب هرچهتمامتر در تریبونهای مختلف حاضر شدند و شرح پرماجرای بمباران محل برگزاری شورای امنیت ملی با حضور رئیسجمهور و سران قوا را به گوش جهان رساندند، آنهم با جزئیاتی که به کار بمبارانهای بعدی میآمد و نیز جزئیاتی تحقیرآمیز مانند اینکه رئیسجمهور با دست خاکها را کند و بیرون آمد و از این نمونه. شمس در این سن و سال نباید از این دوگانهانگاریها داشته باشد. به هر حال عمری را گذرانده است. او خودش نقشی بزرگ و البته ظاهراً غیرمستقیم در ساختن شبکههای معاند لندنی داشته است! چطورش را قبلاً دیگران نوشتهاند. او سال ۷۸ که پدر روزنامههای زنجیرهای در ایران بود، در حاشیه اجلاس «اسلام سیاسی و غرب» گفته بود که میخواهد روزنامههای ایرانی را تبدیل به لوموند کند. مدیرمسئول وقت ماهنامه ایران فردا درباره این اجلاس نوشته بود «من چیزی که از آن کنفرانس مشاهده کردم این بود که در جلسات علنی و پنلها هر کس حرفهایی میزد ولی روابط و صحبتهای خاصی در اتاقهای خصوصی اشخاص صورت میگرفت که از دید دیگران پنهان بود. آقای شمسالواعظین خودشان تعریف کردند که آقای گری سیک از صحبتهای آقایان صالحآبادی و عبدی راضی بوده است». مصطفی حقانی در اینباره مینویسد: «پس از برگزاری نشست نیکوزیا و کنفرانس جنجالی برلین، جلب رضایت امریکاییها بهعنوان یکی از سرفصلهای اساسی روزنامههای اصلاحطلب تعریفشده تا جایی که یک سال پیش از فتنه ۸۸ مسعود بهنود و صادق صبا به تهران سفر کرده و با حضور در تحریریه روزنامه اصلاحطلب سرمایه که از قضا مواضع لیبرالی هم داشت، برای بیبیسی فارسی کارمند استخدام میکردند! یکی از خبرنگاران اصلاحطلب نوشته است که بهنود با ما در اتاق سردبیری این روزنامه قرار گذاشته و در تهران فرم همکاری با انگلیسیها را پر میکرد. بعدها فائزه هاشمی اعتراف کرد که بسیاری از کارمندان رسانههای ضدایرانی و فارسیزبان در خارج از کشور از تحریریه همین روزنامههای زنجیرهای جذب میشدند. رعنا رحیمپور مجری سابق بیبیسی فارسی نیز در یک فایل صوتی گفته است که بسیاری از این خبرنگاران جذب سرویسهای اطلاعاتی، چون سازمان سیا و موساد شده و در پیوستهای رسانهای پروژههایی، چون تجزیه ایران، اقدامات تروریستی و جنگ سایبری به کار گرفته میشوند. ماجرای جاسوسهایی که تحت پوشش خبرنگار مدتی در ایران مشغول به کار بوده و سپس از کشور متواری شدهاند طوماری بلندبالا است. معصومه علینژاد، رکسانا صابری، مازیار بهاری، رضا رفیعی، مجتبی واحدی، علیاصغر رمضانپور، کاملیا انتخابیفر، نیلوفر منصوریان، حسین باستانی، فرشته قاضی، نیکآهنگ کوثر، مانا نیستانی، امید معماریان و نازنین زاغری که هرکدام در بازه زمانی خاص جذب سرویسهای امنیتی غربی و عبری شدهاند تنها بخشی از این تراژدی عمیق در تاریخ روزنامهنگاری معاصر ایران هستند که آنها را باید همردیف با نویسندگان ماهنامه نوید حزب توده یا گویندگان رادیو مجاهد (منافق) قرار داد که در لابهلای تحلیلها و اخبار روزانه گرای وضعیت نیروهای ایرانی در جبهه را نیز بهعنوان ستون پنجم به استخبارات رژیم بعثی میدادند». حالا پدر روزنامههای زنجیرهای و پرورشگاه خبرنگار برای موساد و سیا وام. آی. سیکس، نگران ارسال تصاویر ساختمان رسانه ملی برای سیا و موساد شده است ولی از اینکه رئیسان او در دولت بارها جزئیات حمله به محل شعام را گزارش کردهاند، حرفی نمیزند!
سایر اخبار این روزنامه
امواج عملیات روانی جلوتر از ناوها
دکترین «سیلی محکم» پایان عصر ارعاب
توسعه ۷ میدان نفتی با همکاری روسیه
شکایت از مافیای مخدر متا
تقویت همکاریهای ایران و روسیه با رزمایش مرکب دریایی
تکلیف بودجه تبعیضآمیز را روشن کنید
آفرینشهای هنری و تفاسیر در نمایشگاه قرآن
به ناوها نگاه نمیکنیم، توافق در دسترس است
ترامپ ماهیت واقعی نوبل صلح را فریاد میزند!
ماشاءالله آن را گفتی این را هم بگو!
رفراندوم بهمثابه کودتا!
شهادت مزد صبوری و روحیه جهادیاش بود

