واکاوی سیاست ایران در برابر امریکا

به موازات آرایش نظامی امریکا در منطقه علیه ایران، جنگ روانی- رسانه‌ای نیز علیه ایران در جریان است؛ جنگی که در آن دولتمردان امریکایی، به‌ویژه شخص رئیس‌جمهور امریکا به صورت محوری ایفای نقش می‌کنند. انتشار انبوه پیام‌ها و اتخاذ مواضع متعدد و بعضاً متناقض درباره ایران، به‌گونه‌ای که تقریباً در هر موضعی که رئیس‌جمهور امریکا درباره ایران اعلام می‌کند، هم پیام فروکش کردن فضای تخاصم صادر می‌کند و از امیدواری بابت آغاز مذاکرات و ترجیح مذاکره بر جنگ سخن می‌گوید و هم همزمان با این، ایران را تهدید می‌کند که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، جنگ می‌شود و از عبارت‌هایی، چون «ناوگان عظیمی به سمت ایران در حرکت است» پیوسته استفاده می‌کند. 
مسلم است که تشدید عملیات روانی ترامپ و دیگر مقامات امریکایی علیه ایران به‌موازات آرایش نظامی آنها در اطراف ایران، به‌طور عمده با هدف تضعیف انسجام ملی در ایران، قرار دادن مقامات ایران در فضای ابهام به‌منظور بالا بردن امکان خطای راهبردی از سوی ایران، افزایش بی‌ثباتی اقتصادی در ایران و در نهایت، فرسایش توان نظامی، انتظامی و امنیتی ایران است و در یک کلام، امریکا با این فضاسازی در تلاش است که بدون جنگ ایران را در برابر خود تسلیم کند و، چون تاکنون در این زمینه موفق نبوده است، هم‌اکنون بنا به اظهارات اخیر ترامپ، در حال کار بر روی گزینه جنگ محدود علیه ایران هستند. بر این اساس، سؤال این است که سیاست ایران در برابر این فضاسازی امریکایی‌ها چیست؟ 
در پاسخ باید گفت که بررسی کنش و واکنش ایران در برابر اقدامات امریکایی‌ها نشان می‌دهد که ایران هیچ انگیزه و اراده‌ای برای تسلیم در برابر فشار‌های امریکا ندارد و حتی آمادگی برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار را دارد. به زبان دقیق‌تر، ایران با مجموع پیام‌ها و مواضعی که در برابر امریکا اتخاذ کرده است، مبتنی بر چهار اصل در برابر امریکا سیاست‌های خود را تنظیم کرده است:
تسلیم بدون جنگ امکان‌پذیر نیست؛ یعنی اگرچه امریکا در میدان و در رسانه به تشدید فضای تخاصمی علیه ایران پرداخته تا شاید بدون جنگ ایران را تسلیم فشار‌های خود کند، در نقطه مقابل، ایران بدون اثرپذیری از این فضاسازی امریکایی‌ها، آمادگی ورود به یک جنگ را دارد و به طرح مقابل تفهیم کرده است که سرنوشت رویارویی با ایران با این فضاسازی‌ها تعیین نمی‌شود، بلکه این جنگ است که سرنوشت رویارویی را مشخص می‌کند. این جنگ، برخلاف تصور و محاسبات امریکا، منجر به وارد آوردن خسارت‌های متعدد به امریکا و منافع آن در منطقه خواهد شد. به تعبیر دیگر، در این جنگ، ایران به‌صورت جدی و گسترده به افراد، منافع و امکانات امریکایی حمله خواهد کرد و تلفات سنگینی به آنها تحمیل خواهد کرد. آزمایش اخیر موشک ضدناو از سوی ایران در این زمینه قابل‌تحلیل است. 


برخلاف تصورات امریکا، این جنگ طولانی‌مدت و فرسایشی خواهد بود. درواقع، ایران آمادگی آن را دارد که ضمن وارد کردن تلفات گسترده به طرف مقابل در جنگ احتمالی آینده، جنگ را به مدت طولانی ادامه دهد و طرف مقابل را گرفتار یک جنگ فرسایشی کند. 
این جنگ ابعاد و دامنه‌های کنترل‌نشده دارد و دامنه‌های آن به منطقه و حتی فراتر از منطقه کشیده خواهد شد. تهدید رهبر معظم انقلاب به آغاز یک جنگ منطقه‌ای و در همین زمینه، رونمایی ایران از موشک خرمشهر ۴ که می‌تواند فراتر از منطقه هم به منافع امریکا و متحدانش لطمه وارد کند، در راستای معتبرسازی تهدیدات ایران و نشان دادن قابلیت ایران در کشاندن دامنه‌های جنگ به منطقه و فرامنطقه است. 
به‌عنوان نکته پایانی باید گفت که در برابر پیام‌های متناقض امریکا در قبال ایران به هیچ‌وجه نباید گرفتار خطا شد و تصور کرد که امریکایی‌ها درصدد حل مسئله با ایران هستند؛ زیرا در جنگ ۱۲ روزه نیز درست چند ساعت قبل از آغاز جنگ، مقام‌های مختلف امریکایی از ابراز علاقه برای حل مسئله با ایران، اولویت دیپلماسی و ضرورت دوری از جنگ سخن گفتند یا در ارتباط با ونزوئلا نیز امریکا در حالی به ربایش مادورو اقدام کرد که پیش از آن، طی تماس تلفنی ترامپ و مادورو قرار شد که مذاکراتی میان امریکا و ونزوئلا صورت گیرد و در این میان، درست زمانی که ونزوئلا منتظر ورود هیئت امریکایی برای مذاکره بود، رئیس‌جمهور این کشور ربوده شد. بنابراین، با حفظ حداکثر بدگمانی و بی‌اعتمادی باید به پیام‌های به‌ظاهر مسالمت‌آمیز امریکایی‌ها نگریست و در عین حال، به معتبرسازی سیاست‌های چهارگانه ذکر شده در بالا پرداخت.