جوابیه بانک مرکزی و پاسخ کیهان

بانک مرکزی در پاسخ به گزارش کیهان در شماره مورخ 2 اسفند ماه 1404 با عنوان «ضرورت اصلاح رویکردهای دولت برای تقویت ارزش پول ملی» جوابیه‌ای ارسال کرد که به همراه پاسخ ما به حضور مخاطبان تقدیم می‌شود.
در جوابیه بانک مرکزی آمده است:
یادداشت منتشر شده در روزنامه کیهان با عنوان «ضرورت اصلاح رویکردهای دولت برای تقویت ارزش پول ملی»، دغدغه‌ای مهم را پیش می‌کشد؛ کاهش قدرت خرید و فشار تورمی. این نگرانی، بی‌تردید جدی است و باید محل توجه هر سیاستگذاری باشد. اما آنچه نیازمند بازاندیشی است، چارچوب تحلیلی این نقد است. اگر تحولات ارزی را صرفاً به تصمیمات اخیر سیاستگذار تقلیل دهیم، از درک پیچیدگی محیطی که اقتصاد ایران در آن عمل می‌کند باز می‌مانیم. اقتصاد ایران در وضعیت عادی قرار ندارد؛ در معرض تحریم مالی، محدودیت‌های تسویه، اختلال در جریان‌های ارزی و جنگ انتظارات است. در چنین شرایطی، سنجش سیاست پولی با معیار نوسان روزانه بازار غیررسمی، تحلیلی ناکامل به دست می‌دهد.
نویسنده محترم کیهان حذف ارز ترجیحی را منشأ جهش قیمت‌ها معرفی می‌کند. اما تجربه چندساله ارز چندنرخی نشان داده است که تخصیص ارز ارزان در ابتدای زنجیره، الزاماً به مصرف‌کننده نهائی اصابت نمی‌کند. فاصله میان نرخ رسمی و غیررسمی، بستر شکل‌گیری رانت، صف‌های تخصیص، امضاهای طلایی و تقاضای کاذب را فراهم می‌کند. ذکر این نکته ضروری است که طی سال‌های پرداخت ارز ترجیحی به ابتدای زنجیره با رقم ثابت، نه تنها باعث ایجاد ثبات قیمت در کالاهای دریافت‌کننده ارز نشده است بلکه نرخ کالاها با افزایش قیمت مواجه بوده است و در این سال‌ها همواره شاهد بالاترین نرخ تورم در اقتصاد کشور بوده‌ایم.


حرکت به سوی یکپارچه‌سازی نرخ ارز- هرچند پرهزینه در کوتاه‌مدت- تلاشی برای بازگرداندن نظم به نظام قیمت‌های نسبی و کاهش رانت ساختاری است. ادبیات سیاستگذاری بین‌المللی نیز تأکید دارد که نظام‌های چندنرخی به اعوجاج پایدار و شکاف رسمی–موازی می‌انجامند و در نهایت باید در قالب یک بسته منسجم به سمت یکپارچگی حرکت کرد.
در همین چارچوب، داده‌های بازار رسمی ارز اهمیت پیدا می‌کند. عرضه نزدیک به سه میلیارد دلار ارز توسط صادرکنندگان غیرنفتی در دو هفته، رشد ۵۰ درصدی معاملات بازار تجاری، تبدیل مازاد تقاضای ۵۰۰ میلیون دلاری به مازاد عرضه ۷۰ میلیون دلاری و ثبت میانگین معاملات روزانه ۱۴۲ میلیون دلار-که در برخی روزها به ۲۰۱ میلیون دلار رسیده-نشان می‌دهد تقاضا به‌تدریج از کانال‌های غیرشفاف به بازار رسمی منتقل می‌شود. این تحولات بیانگر تعمیق بازار رسمی است؛ مسیری که در بلندمدت می‌تواند مرجعیت قیمتی را از بازارهای حاشیه‌ای باز پس گیرد.
در نقد کیهان، «کنترل» عمدتاً به معنای تثبیت فوری نرخ ارز تعبیر شده است. اما در اقتصاد کلان، کنترل به معنای مهار انتظارات تورمی و مدیریت کل‌های پولی است. تأکید بانک مرکزی بر عقیم‌سازی پایه پولی ناشی از سیاست‌های حمایتی- از طریق عملیات بازار باز و ابزارهای نقدینگی- نشانه رویکردی مبتنی بر انضباط پولی است. اگر این چارچوب به‌صورت پایدار اجرا شود، می‌تواند لنگر اسمی را تقویت کند؛ حتی اگر در کوتاه‌مدت، بازار غیررسمی نوسان داشته باشد.
همچنین در یادداشت کیهان به نقش عوامل خارجی و سازوکارهای قیمت‌سازی اشاره شده است. بی‌تردید جنگ ارزی و محدودیت‌های تسویه بین‌المللی واقعیت دارد. اما پاسخ سیاستی به این فشارها، بازگشت به نظام رانتی نیست؛ بلکه تقویت بازار رسمی، کاهش شکاف نرخ‌ها و تنوع‌بخشی به سازوکارهای تسویه است. اصلاح مسیرهای پرداخت و کاهش وابستگی به گلوگاه‌هایی مانند درهم، ضرورتی نهادی است؛ اما این اصلاحات، مکمل انضباط پولی‌اند، نه جایگزین آن.
در نهایت، ارزیابی سیاست ارزی باید بر سه محور استوار باشد: ثبات قیمت‌ها، استقلال نهادی و پاسخگویی. تمرکز صرف بر نوسان‌های مقطعی بدون توجه به این سه معیار، تصویر را ساده می‌کند. اصلاحات ارزی یک «فرآیند» است، نه یک لحظه. اگر معیار قضاوت، مسیر میان‌مدت تورم، کاهش شکاف رسمی–غیررسمی و تعمیق بازار باشد، تصویر پیچیده‌تر اما منصفانه‌تری به دست می‌آید. اقتصادِ غیرعادی، نیازمند تحلیل غیرسطحی است. پرسش اصلی این نیست که نرخ در یک روز چه عددی را لمس کرد؛ پرسش این است که آیا رانت ساختاری در حال کاهش است، آیا بازار رسمی در حال تقویت است و آیا لنگر اسمی اقتصاد مستحکم‌تر می‌شود یا نه. داوری درباره سیاست ارزی، اگر با این افق صورت گیرد، به جای هیجان لحظه، بر مسیر میان‌مدت ثبات تمرکز خواهد کرد.
پاسخ کیهان:
1- جوابیه بانک مرکزی بر پیچیدگی شرایط اقتصاد ایران، نقش تحریم‌ها و ضرورت کاهش رانت‌های ساختاری تأکید کرده است؛ موضوعاتی که کیهان نیز همواره بر آن‌ها تصریح دارد اما از پرداختن به نقدهای اصلی یعنی زمان‌بندی نادرست، اولویت‌بندی غلط و نحوه اجرای سیاست‌ها و مسئولیت‌پذیری نسبت به پیامدهای معیشتی آن‌ها شانه خالی کرده است.
2- بانک مرکزی حذف ارز ترجیحی را گامی در مسیر اصلاح نظام چندنرخی و کاهش رانت معرفی می‌کند و طبق رویه معمول دولت، سعی می‌کند مخالفان شوک‌درمانی را مدافعان رانت جلوه دهد، حال آنکه این نحوه برخورد نمی‌تواند واقعیت‌های کف جامعه را پنهان کند. در شرایطی که شبکه حمایت معیشتی، ساختار تولید و توزیع و انتظارات تورمی آماده نبود و کشور در اوج تنش‌های سیاسی و نظامی قرار داشت، اصرار مشکوک به شوک قیمتی، جهش قیمت‌ها و کاهش شدید قدرت خرید مردم را در پی داشته است. سیاست اقتصادی در خلأ اجتماعی اجرا نمی‌شود و هزینه‌های آن مستقیماً در سفره مردم منعکس می‌شود.
3- ثبات قیمت‌ها و استقلال نهادی زمانی معنا دارد که در معیشت مردم قابل لمس باشد. اصلاح نظام ارزی ضروری است، اما اصلاحات بدون مرحله‌بندی، بدون سپر حمایتی و بدون اصلاح ساختارهای نهادی، به شوک قیمتی و بی‌اعتمادی اجتماعی منجر می‌شود. سیاست موفق سیاستی است که هم رانت را کاهش دهد و هم معیشت مردم را قربانی نکند.
4- بانک مرکزی به درستی بر «پاسخگویی» به عنوان معیار ارزیابی سیاست ارزی تأکید کرده، اما از زمان برگزاری جلسات کارگروه اصطلاحا معیشتی دولت در بانک مرکزی، آقای همتی به عنوان فرمانده اقتصادی دولت تاکنون حاضر نشده حتی یک‌بار در برابر رسانه‌ها حاضر شود و به پرسش‌های معیشتی پاسخ دهد.
5- تأکید بر انضباط پولی و مهار پایه پولی شرط لازم ثبات است، اما کافی نیست. تورم و سقوط ارزش پول ملی در ایران ترکیبی از شوک‌های ارزی، تحریم‌ها، انتظارات تورمی و ناترازی‌های ساختاری است و بدون اصلاح سازوکارهای ارزی، تجاری و نهادی، ابزارهای پولی به‌تنهائی کفایت نمی‌کند.
6- برخلاف تلاش جوابیه‌نویسان برای کوچک‌نمایی برخی راهبردهای کلیدی در مقابله با تحریم‌های مالی، مجددا تصریح می‌شود که اصلاح مسیرهای تسویه، کاهش وابستگی به گلوگاه‌هایی مانند درهم و مهار شبکه‌های تراستی باید با جدیت دنبال شود تا مثل امروز، هزینه اصلاحات اقتصادی بر دوش مردم نیفتد.
7- در نهایت، جوابیه‌نویسان محترم در مواردی به غلط مدعی شده‌اند که از نظر کیهان، «کنترل» عمدتاً به معنای تثبیت «فوری» نرخ ارز تعبیر شده است و این سخن را به زبان‌های مختلف تکرار کرده‌اند. آیا سیاست‌های شوک‌درمانی دولت، چشم‌انداز روشنی را ترسیم می‌کند که برای آن منتظر بمانیم؟ سیاست‌های اقتصادی نیازمند زمان است، اما چقدر زمان؟ شاید قول معروف جان مینارد کینز که به کنایه گفته بود «در بلندمدت همه ما مرده‌ایم» وصف‌الحال امروز و پاسخی به این مدعا باشد.
سایر اخبار این روزنامه
اعتراف ویتکاف به شکست عملیات روانی آمریکا علیه ایران رسوائی اخلاقی در «اپستین» جنگ‌طلبی در خلیج فارس(یادداشت روز) اخبار ویژه مهر «باطل شد» بر «دوران برتری غرب» تو دهنی فرزندان ایران به پادوهای ترامپ و نتانیاهو در دانشگاه‌ها برگزاری آیین بزرگداشت شهدا و جانباختگان دی‌ماه در شهرکرد تو دهنی فرزندان ایران به پادوهای ترامپ و نتانیاهو در دانشگاه‌ها دولت، اسیر استدلال‌های مشکوکِ مدافعان حذف یارانه نان نشود ارتقای بهره‌وری در گرو انسجام و هم‌افزایی میان دستگاه‌هاست گروسی باز هم حاضر به محکوم‌کردن حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران نشد جوابیه بانک مرکزی و پاسخ کیهان قفل فناوری پیچیده سلولی آمریکایی‌ها چگونه شکسته شد؟ شهید ابوعبیده نماد جهانی مقاومت و اسطوره رسانه‌ای فلسطین رویترز: دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا اوایل مارس برگزار می‌شود تو دهنی فرزندان ایران به پادوهای ترامپ و نتانیاهو در دانشگاه‌ها تو دهنی فرزندان ایران به پادوهای ترامپ و نتانیاهو در دانشگاه‌ها