ایرانی‌ها حتی زمان رضاخان هم از خارجی‌ها استقبال نکردند

جوان آنلاین: دهه‌هاست که ۲۲ بهمن در کشور ما با یک گردهمایی باشکوه و بزرگداشت یوم الله انقلابی که به رهبری امام خمینی (ره) در ایران رقم خورد، همراه است، با همه اینها، اما شاید بتوان ۲۲ بهمن امسال را رویدادی فراتر از همه سالگرد‌های انقلاب اسلامی ایران طی ۴۷ سال گذشته دانست. سالگرد انقلاب اسلامی امسال در شرایطی برگزار شد که تهدید جنگ، اغتشاشات اخیر، وضعیت اقتصادی به هم ریخته و کاهش شدید ارزش پول ملی هر کدام ممکن بود عاملی باشد که امسال به میزان عادی نیز مردم در این راهپیمایی شرکت نکنند، اما مردم کشوری که سال ۱۳۵۷ مسیر استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را برای ایران اسلامی برگزیدند امسال نشان دادند هنوز قدرتمندتر از قبل در این مسیر هستند. در گفت وگوی «جوان»، با محسن ردادی عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و جامعه‌شناس سیاسی دلایل این حضور و میزان تأثیر اتفاقات اخیر بر این حضور مردم، مورد بررسی قرار گرفته‌است.  آیا این حجم از جمعیت در راهپیمایی ۲۲ بهمن قابل‌پیش‌بینی بود؟
این جمعیت قابل‌پیش‌بینی بود و شاید از همان شب ۲۲ بهمن که شعار‌های زیادی داده شد و الله‌اکبر‌های بی سابقه در سراسر کشور سرداده شد، معلوم بود که همتی شکل گرفته که راهپیمایی ۲۲ بهمن بی سابقه و تعداد جمعیت خیلی زیاد باشد. بر این اساس بله قابل‌پیش بینی ولی در عین حال بی سابقه بود.  از همان شب ۲۲ بهمن برای شما قابل‌پیش بینی بودیا از قبل از آن نیز چنین تصوری داشتید؟
۲۲ دی هم ارتباط بین مردم و حاکمیت را نشان داد و به رغم همه دلخوری‌ها و کاستی‌هایی که وجود دارد، در عین حال در ۲۲ دی مردم آمدند. به نظر می‌رسید این روند ادامه پیدا می‌کند و شب ۲۲ بهمن یک نشانه دیگری بود تا در نهایت در روز ۲۲ بهمن تعداد زیادی آمدند. نشانه این حضور بی سابقه که مردم تشریف آورده‌بودند نیز همین عصبانیتی بود که ضد انقلاب از این حضور داشتند، از جمله اینکه اینترنشنال شروع به فحاشی کرد دلیلش هم این بود که شاید آنها حداقل خیلی انتظار چنین جمعیتی را نداشتند و وقتی با این حجم انبوه جمعیت مواجه شدند، واکنش‌های عصبی و هیستریک نشان دادند.  شاید تصور ضدانقلاب این بود که اگر مردم ۲۲ دی هم آمدند خیلی در جریان اتفاقاتی که افتاده نبودند و مثلاً نمی‌دانستند چند نفر کشته شدند و شاید منتظر بودند با مظلوم‌نمایی آرام‌آرام این فضا شکسته شود و جنایات اغتشاشگران فراموش شود و به فضایی که در رسانه‌های کشور ارائه می‌شد، چیره شوند. چه شد که این فضا تا ۲۲ بهمن ادامه پیدا کرد؟
از ۲۲ دی تا ۲۲ بهمن اتفاق‌های زیادی به خصوص در عرصه رسانه افتاد و در بخش شناختی زد و خورد ذهنی جاری بود؛ زد و خورد ذهنی به این معنا آنها یکسری شبهات، تهمت‌ها و مطالب را مطرح و سعی می‌کردند بیشتر فضا را به سمت احساسات و اینکه استدلالی وجود نداشته باشد، ببرند و فقط مردم با اشک و آه و ناله مدام دروغی را که در آن رسانه گفته می‌شد، تکرار کنند. در جبهه مقابل، اما تلاش این بود که به سمت عقلانیت حرکت کنند، مثلاً این کاری که رئیس‌جمهور انجام دادند خیلی خوب بود، اولاً اینکه تعداد کشته‌ها را برای اولین‌بار اعلام کردند هر چند که یک نفر کشته از هر طیفی باشد هم خیلی است و بالاخره کشته‌شدگان از هر طرف جوانان این کشور هستند و موجب تأثر و تأسف بسیار زیاد است، ولی همین که تعداد را گفتند، برای شفافیت اقدام خیلی خوب بود. از آن طرف لیستی که منتشر کردند با همه اشکالات و نیازمندی‌های آن به ویرایش که در آن اسامی تکراری وجود داشت یا جا‌هایی کاملاً دقیق نبود، ولی گام رو به جلویی به سمت شفافیت بود. دوماً آن تحدید (با ح جیمی) به معنای مبارزه‌طلبی که گفتند خیلی خب اگر شما کسی دیگر را علاوه بر این لیست سراغ دارید، معرفی کنید هم خیلی مؤثر بود. 


چیزی که من این یک مدت دیدم، این بود که یک صف‌آرایی خیلی جدی اتفاق افتاده‌بود برای اینکه از یک طرف بحث را کاملاً به سمت عقلانیت‌زدایی برده و با احساسی کردن و جنبه حماسی دادن به ماجرا و اقداماتی از این دست سعی کنند مردم را احساساتی کنند و از طرف دیگر تأکید جمهوری اسلامی نیز روی عقلانیت و بحث کارشناسی بود و اگر مدام ارجاعی داده می‌شد، ارجاعات معتبر بود. این دو هماوردی عقل و برانگیختن احساسات موجب شد مردم ایران، چون بیشتر از اینکه احساسی باشند، عاقل هستند، در نهایت به نفع این جبهه تمام شود و دروغ‌هایی که گفته می‌شد، هیچ‌کدام اثبات نرسید. شک نکنید اگر آن دروغ‌ها راست در می‌آمد می‌توانستند استدلال کنند و اگر می‌توانستند از آن لیست ۶۰ و ۵۰ هزار نفره هزار نفر را لیست کنند، حتماً ورق بر می‌گشت و به گونه دیگری ما در ۲۲ بهمن شاهد بودیم، ولی واقعاً دست‌شان خالی بود و از آن طرف فیلم‌هایی که منتشر می‌شد، شدت وحشیگری که از سمت ضدانقلاب‌ها انجام می‌شد نشان می‌داد و همه اینها موجب شد که به تدریج جامعه به سمت تصمیم عقلانی برود. در حال حاضر جامعه همچنان به دلیل شدت خشونتی که در این رخداد‌ها اتفاق افتاده‌بود، غم‌زده، افسرده و شوکه است، در عین حال با یک سرعت خیلی خوبی به سمت عقلانیت می‌رود، اکنون راه درستش این است که حاکمیت هم توجه به موضوع داشته باشند، اولاً همچنان بر مسیر عقلانیت تأکید کند و دوم اینکه این سوگواری جامعه را به رسمیت بشناسد و تلاش کند مرهمی برای این زخمی که ایجاد شده بگذارد.  فضای جنگی بعد از این اغتشاشات اخیر چقدر در این راهپیمایی پرجمعیت تأثیر داشت؟ 
حتماً تأثیر داشت و بخش عمده‌ای از این تصمیم‌گیری مردم ایران که به این سمت رفت، به دلیل همین تهدیدات بود. در هر صورت، هر اتفاقی که بیفتد مردم ایران رازی به اشغال کشورشان نیستند و می‌دانند در آخر ماجرای اشغال چیزی به مردم ایران نمی‌رسد. آن گروه‌هایی که دعوت به اشغال ایران و تهاجم نظامی می‌کنند، باز هم یک امتیاز منفی گرفتند و این موجب شد تا حد زیادی مردم را از دست بدهند و بدنه اجتماعی شان ریزش کند. در هر صورت در هر جامعه یا کشوری ممکن است کسانی باشند که خواهان اشغال کشور توسط قوای خارجی باشند و خواهان این باشند که پوتین ارتش اشغالگر به خاک وطن برسد، ولی عموم مردم ایران اینگونه نیستند. 
مثال عرض می‌کنم در چند سال آخر دوره رضاخان به شدت نارضایتی عمومی افزایش پیدا کرده‌بود، نه نخبگان بلکه عموم مردم هم از سیاست‌های رضاخان متنفر بودند این چیز‌هایی که گفته می‌شود، رضاخان بانک و دانشگاه اینها درست کرد مربوط به نیمه اول حکومت وی بود، ولی در سه چهارم آخر به شدت نارضایتی‌ها افزایش پیدا کرده‌بود و مردم تحت فشار بودند، ولی هیچ‌وقت نمی‌بینید با اینکه آن طرف رضا‌خان بود، مردم از اشغال کشورشان دفاع کنند.  یعنی واقعاً شهریور ۱۳۲۰ کسی از خارجی‌ها استقبال نکرد؟ 
من جایی ندیدم که کسی از اشغالگران استقبال کرده‌باشد و خوشحال باشند آن هم با وجود تمام نارضایتی که وجود داشت.  آن چیزی که ما در عراق یا افغانستان دیدم اصلاً در ایران نبوده‌است؟
در ایران این اتفاق نیفتاد، البته نه به خاطر اینکه رضاخان را دوست داشتند. عرض می‌کنم آمار‌ها نشان دهند عدم محبوبیت رضاخان است، ولی از اینکه کشورشان مورد تهاجم قرار بگیرد، اغلب مردم ایران راضی نبودند و نسبت به آن ناراحت بودند. همه این موارد نشان می‌دهد که اخلاقی که مردم ایران دارند، این است که از اشغال دفاع نمی‌کنند و وقتی شما تلاش می‌کنید مردم را قانع کنید فرهنگ‌شان برخلاف آن است که از اشغالگران حمایت کنند و خود به خود موجب دافعه می‌شود و باعث می‌شود که مردم از این گروه و از این افراد دورتر شوند. 
تلاش‌های بسیاری را رسانه هایشان انجام دادند، حتی نخبگانی را آوردند که از اقدام نظامی علیه کشور دفاع کنند حتی عده‌ای را تحت فشار قرار دادند، مثلاً دیدید گلشیفته فراهانی ابتدائاً مخالف دخالت نظامی بود، ولی به قدری این فشار‌های فاشیستی که اتفاق افتاد، قوی بود که بنده خدا خانم فراهانی هم مجبور شد، بگوید که نه من اشتباه کردم و حق با شماست و اصلاً باید ایران مورد تهاجم قرار بگیرد. با همه اینها مشخص است که مردم ما هیچ تمایلی به وقوع این اتفاق ندارند و این مسئله فرهنگی است و اینکه شما افغانستان را مثال زدید هم به همین ترتیب بود، یعنی حتی در افغانستان هم به هیچ عنوان از حضور اشغالگران دفاع نشد و آنها با عراق متفاوت بودند. افغانستانی که فرهنگش ایرانی است و با زبان فارسی صحبت می‌کند کاملاً مخالف اشغال بودند و این مربوط به اکنون هم فقط نیست و آنها چه زمان اشغال شوروی و چه زمان اشغال امریکا با اشغال خارجی مخالف بودند.  دعوت رهبری برای حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن را چقدر تأثیرگذار می‌دانید؟ 
حتی وقتی رهبر انقلاب ایستاده مردم را دعوت می‌کند هم برای مردم مفهوم و معنا دارد، یعنی از موضع اقتدار مردم را دعوت می‌کنند. وقتی ایشان ایستاده و با اقتدار دعوت می‌کنند از یک طرف نشان می‌دهد ما در موقعیت ضعف نیستم و کاملاً در موضع قدرت هستیم و از طرف دیگر اینکه مردم را دعوت می‌کنند و به نوعی تکیه کشور و دولت به مردم را نشان می‌دهد، وقتی این دو مفهوم کنار هم قرار بگیرند، به این معنا که از یک طرف اقتداری در کشور وجود دارد، یک اراده و شجاعتی برای مقاومت در مقابل اشغال و در مقابل تهدید وجود دارد و از طرف دیگر اینکه این مقاومت متکی به مردم است این دوتا مفهوم کاملاً به مردم منتقل شد و اگر یکی از این دو تا مفقود بودن یعنی مثلاً رهبر انقلاب از موضع ضعف از مردم دعوت می‌کردند یا اینکه می‌توانستند اصلاً پیام ندهند یا دعوتی نکنند، مثلاً یک تحلیلی در مورد مسائل روز داشته باشند و اشاره‌ای هم به ۲۲ بهمن نکنند این اتفاق نمی‌افتاد ولی خیلی مستقیم و جدی از مردم خواستند و مأیوس شدن دشمن را به حضور مردم منوط کردند. همه اینها نشان داد و موجب شد یک جنبش، اراده و انگیزه‌ای برای عموم مردم به وجود بیاید که در این راهپیمایی شرکت کنند. 
بنابراین پاسخ کوتاه به سؤال شما این است که اگر این دعوت نبود حداقل ۳۰ یا ۴۰ درصد از جمعیتی که ما شاهد بودیم در ۲۲ بهمن تشریف آوردن برای راهپیمایی اتفاق نمی‌افتد، چون مردم احساس می‌کردند یک مراسمی مثل همه دوره‌هاست و یک کار فرمالیته و یک مناسک عمومی است و نیازی به حضور جدی نیست.  این راهپیمایی اتفاق افتاد، جمعیت آمدند و رهبر انقلاب هم تشکر کردند حال با توجه به تهدیدات بین‌المللی که وجود دارد چقدر این حضور در برابر این تهدیدات تأثیرگذار خواهد بود؟
اتفاق خیلی خوبی که این دوره افتاد، هرچند در دوره‌های قبل هم می‌افتاد این بود که حضور مردم در رسانه‌های خارجی اعم از بی بی سی و سایر رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد. هر سال بازتاب پیدا می‌کند ولی امسال به واسطه این تهدید‌های خارجی بازتاب بیشتری داشت. تهدید خارجی دو مسیر را پیش پای ملت‌ها می‌گذارد، یکی اینکه این تهدید‌ها موجب شود مردم احساس کنند که نظام دارد دچار فروپاشی می‌شود، بنابراین ما از حکومت بازنده دفاع نکنیم و بروند در خانه هایشان بنشینند یا نه موجب انسجام شود، این دو تا پدیده در همه جا رخ می‌دهد. ولی در ایران این تهدید مسیر دوم را طی کرد، یعنی باعث شد مردم همراه شوند و کنار حکومت قرار بگیرند و زیر پرچم جمهوری اسلامی برای دفاع از حکومت حاکمیت اقدام کنند و به خیابان‌ها بیایند. این نکته اول بود که تهدید خارجی موجب شد مردم اتفاقاً بیشتر در راهپیمایی حضور پیدا کنند و نکته دوم بعد از این اتفاقات این بود که هر چند می‌توانست معنای آن مشروعیت‌زدایی از نظام حاکم باشد و مردم به عنوان اعتراض به خیابان نیایند، ولی روایت رسمی را پذیرفتند و مردم باور داشتند که عامل این رخداد‌ها و مصیبت‌ها دشمنانی بودند که جنگ ۱۲ روزه را ایجاد کردند و روایت روز سیزدهم جنگ پذیرفته شد. این دو عامل موجب شده‌بود که رسانه‌های خارجی خیلی کنجکاو باشند، مردم ایران چه کاری انجام می‌دهند و چه واکنشی نشان می‌دهند و به خاطر همین حضور مردم ایران معنادار بود و خدا را شکر بازتاب خوبی هم پیدا کرد و این بازتاب به نفع ثبات و استحکام جمهوری اسلامی ایران بود و خیلی روی معادلات تأثیر گذاشت و بعد از این هم تأثیر می‌گذارد و اگر امکان این باشد که روند حرکت به سمت جنگ متوقف شود، قطعاً این حضور مردم در ۲۲ بهمن مهم‌ترین عامل بود برای اینکه مسیر جنگ را تغییر بدهد.