فرصتی برای آزمون اراده‌ها

تشدید جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن در بستر لشکرکشی نظامی به منطقه در اثنای برگزاری مذاکرات هسته‌ای بار دیگر سناریوی فریب دشمنان برای رسیدن به اهدافشان در مقابله با ایران را آشکارتر کرده است. 
 بعد از خبرپراکنی‌های بوق‌های تبلیغاتی دشمن درزمینه اعزام گسترده تجهیزات نظامی به منطقه که آن هم بخشی از جنگ روانی و شناختی دشمنان است، وال‌استریت ژورنال از تغییر تاکتیک امریکا و عقب‌نشینی از حمله گسترده نظامی و انجام عملیات نظامی محدود برای وادار کردن ایران به توافق در برنامه هسته‌ای سخن به میان آورده و در شامگاه پنج‌شنبه ۳۰ بهمن در گزارش اختصاصی خود می‌نویسد که آقای ترامپ در حال بررسی انجام یک حمله نظامی «محدود و اولیه» علیه ایران است تا این کشور را وادار کند با خواسته‌های او برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای موافقت کند.
 این نشریه به نقل از منابع آگاه نوشت این حمله ابتدایی که در صورت صدور مجوز شاید حتی «ظرف چند روز آینده» انجام شود، فارغ از ابعاد فنی روند مذاکرات هسته‌ای در زمینه غنی‌سازی اورانیوم در ایران و نحوه حفظ و نگهداری مواد غنی‌شده که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در ازای کاهش تهدید‌ها و تحریم‌ها مشغول مذاکره بر سر آن است و ایران طبعاً مبتنی بر مصالح ملی در روز‌های آینده دیدگاه خود را به میانجی گران و طرف امریکایی اعلام می‌کند، خواست ترامپ فراتر از این موارد فنی است. او در نشست شورای به اصطلاح صلح که به بهانه موضوع غزه با حضور تعدادی از بله‌قربان‌گویان سنتی امریکا برگزار کرده، مطالبه خود را از ایران فراتر از مسائل هسته‌ای و حتی موشکی عنوان و با اشاره به اهداف «شورای صلح» می‌گوید: اکنون زمان آن رسیده است که جمهوری اسلامی در مسیر کاری که ما انجام می‌دهیم به ما بپیوندد. او اضافه می‌کند که «اگر به ما بپیوندند، عالی خواهد بود، اگر به ما نپیوندند مسیر بسیار متفاوتی خواهد بود، که آن هم عالی خواهد بود.»
تحقیر سران کشور‌های اروپایی و کشور‌های منطقه از سوی ترامپ که بعضاً با غارت سرمایه‌های آنها یا معطوف به اعمال سلطه بر آنها یا حتی رفتار‌های اروتیک با برخی از سران این کشور‌ها همراه است، بیانگر آن است که او حتی در مواجهه با متحدان سنتی امریکا و اروپا نیز که حتی زمانی به عنوان ابرقدرتی در جهان شناخته می‌شدند، رفتار مستقلانه آنها را برنتافته و بر اعمال سلطه امریکا بر آنها اصرار و بر نمایش آن نیز تأکید دارد و حال و در این شرایط که شاید اصلی‌ترین چالش‌های ایران عملکرد این رهبران مرعوب است که با این رفتار‌های مرعوبانه و سلطه پذیرانه خود ترامپ را متوقع کرده‌اند، تکلیف ایران در این میانه به عنوان یک نظام مستقل سیاسی که درگذشته ۵۷ سال سلطه انگلیس و امریکا را تحمل و با انقلاب اسلامی خود تلاش کرده است تا از زیر سلطه آنها خارج شود، روشن است. مقام معظم رهبری در بیانات خود در روز بیست‌وهشت دی‌ماه در جمع مردم تبریز این مرز را مبتنی بر تعالیم اسلام و مبانی انقلاب اسلامی به‌روشنی ترسیم و تصریح نموده و با اشاره به جمله تاریخی امام حسین (ع) مبنی بر اینکه کسی مثل من باکسی مثل یزید بیعت نمی‌کند، خاطرنشان کردند: «ملت ایران هم می‌گوید ملتی مثل ما با چنین فرهنگ، سابقه و معارف عالی باکسانی همچون افراد فاسد حاکم بر امریکا بیعت نخواهد کرد.»
 نکته‌ای که مارکو روبیو وزیر خارجه امریکا هم در کنفرانس اخیر امنیتی مونیخ به چالش اصلی امریکا درروند مواجهه با ایران اشاره و یادآور می‌شود: «ما با شیعه‌های افراطی (؟!) مواجه هستیم که تصمیمات سیاسی و ژئوپلیتیک خود را صرفاً بر اساس مبانی دینی اتخاذ می‌کنند و این موضوع پیچیده‌ای است. بنابراین توافق با ایران دشوار است.» براین اساس چشم‌انداز صحنه مواجهه آینده ایران که طبعاً این روز‌ها در بستر مذاکرات هسته‌ای تعریف می‌شود را روشن‌تر می‌توان دید که این امر نیز در بیانات رهبر معظم انقلاب در این دیدار تصریح و با نفی هرگونه تحمیل در مذاکره به بی‌منطقی عجیب‌تر امریکایی‌ها در نوع دعوت آنها به مذاکره اشاره و خاطرنشان کردند: آنها می‌گویند بیایید درباره انرژی هسته‌ای باهم مذاکره کنیم، اما نتیجه مذاکره باید این باشد که شما انرژی هسته‌ای نداشته باشید! ایشان با تأکید بر اینکه اگر بنا شد مذاکره‌ای انجام بگیرد، تعیین نتیجه آن از قبل، کاری غلط و ابلهانه است، افزودند: این کار ابلهانه را دولت و رئیس‌جمهور و بعضی از سناتور‌های امریکا انجام می‌دهند و فکر نمی‌کنند که این راه، برای آنها بن‌بست است. حال به رغم لشگر کشی امریکا به منطقه، روند تحولات داخلی امریکا، آسیب‌پذیری رژیم صهیونیستی در شرایط کنونی و جنگ احتمالی آینده، پیامد‌های آغاز یک درگیری که به رغم خواست امریکایی‌ها محدود نبوده و فراگیر خواهد شد و... نشانگر آن است که ترامپ تلاش دارد با استفاده از تکنیک «صلح از طریق قدرت» و با کمترین هزینه اراده خود را بر ایران تحمیل کند درحالی‌که به‌شدت از تبعات تحمیلی یک جنگ علیه ایران آگاه است و این نکته اساسی است که باید مدنظر تصمیم‌گیران و مسئولان دستگاه دیپلماسی قرار گیرد که ایستادگی ایران بر اصول سرنوشت تحولات آینده را تعیین می‌کند و هرگونه عقب‌نشینی از آن اصول، دشمن را برای گرفتن امتیازات بیشتر در گام‌های بعدی، امیدوارتر خواهد کرد. عرصه کنونی، عرصه جنگ اراده‌هاست و فرصتی را برای ایران ایجاد کرده که با اتکا به پشتوانه حمایت‌های مردمی که دو قله ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌ماه و همچنین آمادگی‌ها و انسجام نیرو‌های مسلح و البته اعتماد به عنایات الهی و.. مصداق آن است، اراده خود را بر دشمن تحمیل با کمترین هزینه پیروزمندانه از این میدان به درآید.